اصلاحات به خود آید؛ دیگر وقتی برای تجدیدنظر بنیادی ندارد

در حالی که آنچه را باید میگفت نگفت. این جبهه به نقش خود در پدید آمدن فتنه اخیر که موجب ریختهشدن خون عدهای از هموطنان بیگناه بهویژه نیروهای امنیتی و انتظامی و بسیجی و نیز تخریب اموال عمومی و اماکن ملی و مذهبی شده بود اعتراف نکرده است.
گویی این جماعت همواره در حاشیه و خارج از گود نشسته و صرفاً نظارهگر وقایع اتفاقیه است. در حالی که زمام امور از گذشته تا به امروز در دست این جریان عوامفریب بوده است. البته وجه تولید آگاهی کاذب جبهه اصلاحات در همین نکته اساسی است. آنها ملت را گرفتار بداندیشیها و بیتدبیری و سوءمدیریتهای خود میکنند آنگاه نانجیبانه نظام اسلامی را متهم به ناکارآمدی و فروپاشی میکنند!
آیا جفایی از این بدتر میتوان تصور کرد که جریانی در وقوع فتنههای خشونتبار نقش اساسی داشته باشد ولی قلم و زبان آلودهاش را متوجه حاکمیت کند!
جامعه ایمانی ایران از کتاب وحی آموخته است که گفتن کافی نیست بلکه باید عامل به گفتههای خود بود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ » ( الصف : 2 ). گفتن و دعوت به جامعه مدنی و خشونتپرهیزی و اعتراض مسالمتآمیز و صلحجویانه کافی نیست بلکه باید گوینده خود عامل به آنها باشد.
اگر این جماعت عامل به گفتههای خود بودند هرگز نقش تروریستهای مزدور بیگانه را کمرنگ نمیکردند و انگشت اتهام به سوی حاکمیت متوجه نمیساختند. در حالی که وظیفه حاکمیت ایجاد امنیت و آرامش و سرکوب اغتشاشگر تروریست است. ملت از پی هر فتنهای از خود میپرسد که چرا جبهه اصلاحات علیرغم مستندات کافی و وافی هیچگاه حاضر نیست معترض خشونتطلب و تروریستهای مزدور را متهم کند. تازه خواهان شمول عزای عمومی برای آنها هم میشود!!
جبهه نفاق، فریبکارانه خواهان تشکیل کمیته حقیقتیاب شده است. در حالی که خشونت جریان برانداز تروریست در دیماه به قدری آشکار بود که هیچ نیازی به حقیقتیابی نیست. وقتی تروریستها در برابر دیدگان ملت مامور انتظامی و بسیجی را سر میبرند و پیکرش را میسوزانند و مسجد و امامزاده و درمانگاه و کتابخانه را آتش میزنند، دیگر چه حقیقتی مخفی مانده است که باید برای کشف آن کمیته تشکیل داد؟!
با وصف این، جبهه اصلاحات خبر ندارد یا نمیخواهد بپذیرد که کمیته حقیقتیاب تشکیل شده است و رأی خود را هم صادر کرده است. ملت در 22 دیماه در سراسر کشور به خیابانها آمدند و با صدایی رسا و بلند ضمن تجدید بیعت با ولیامر مسلمین و نظام مقدس جمهوری اسلامی معترض خشونتطلب و تروریستهای مزدور را محکوم کردند. ملت با همین حقیقتیابی که کرده بود کمر فتنه آمریکایی صهیونی را شکست.
جماعت اصلاحات اگر عاقبتاندیش باشد و به حقیقت نظام اسلامی و عقل سلیم ملت نیک بنگرد در مییابد که وقتی برای اصلاح خود و بازگشت از کژه راههی بیبنیادش باقی نمانده است. این جریان سیاسی باید به خود آید و در پرتو اندیشه ولایی ملهم از وحی و عبرتهای تاریخ سیاسی معاصر در وضع و حال کنونی خود تجدید نظر جدی کند.
درست است که نظام اسلامی از سر نجابت و فروتنی همچون گذشته در برابر آنها صبوری و نسبت به جفاهایشان غمض عین کرده و میکند اما ملت انقلابی کژ راهه و همسویی این جریان با دشمن را بیش از این بر نمیتابد. تاریخ هم سخت و بیرحم درباره کارنامه سیاسی جبهه اصلاحات قضاوت خواهد کرد.
به هر روی، اگر بنابر گفتن است، آنچه باید گفته شود گفته شد تا چقدر این جماعت بخواهد از حوادث روزگار و عاقبت کار بد نظری و کژ روی به خود آید و عبرت گیرد. انشاء الله
داود مهدویزادگان