دکترین سیاسی حضرت مهدی(عج)؛ جامع‌ترین طرح عدالت در تاریخ بشریت

دکترین سیاسی حضرت مهدی(عج) جامع‌ترین طرح عدالت در تاریخ بشریت محسوب می‌شود و نقطه اوج تاریخ ولایت الهی است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از نطنز، دکترین سیاسی امام مهدی(عج) به‌عنوان جامع‌ترین طرح عدالت و توحید در تاریخ بشریت، مبتنی بر حاکمیت الهی و ولایت مطلقه امام معصوم است و این دکترین نه‌تنها جهت‌گیری نهایی تاریخ انسان را تعیین می‌کند بلکه نظام‌های سیاسی و تمدنی معاصر را به بازنگری در مفهوم قدرت و عدالت فرا‌می‌خواند.

اندیشه مهدویت در اسلام، فراتر از یک باور اعتقادی، حامل یک الگوی تمدنی و سیاسی است؛ الگویی که حکومت الهی را بر اساس عدالت مطلق و نفی هرگونه استکبار و تبعیض بازسازی می‌کند در حالی که دکترین سیاسی مهدوی، نقطه اوج تاریخ ولایت الهی و تجلی کامل فلسفه حکومت در نگرش شیعی است.

این دکترین، چارچوبی جامع برای برقراری نظام عدل جهانی پس از گذر تاریخ از فتنه‌ها و انحرافات ارائه می‌دهد به نحوی که مبانی این دکترین بر سه رکن اساسی استوار است که مشروعیت و ماهیت حکومت را تعیین می‌کنند که اولین آن خلافت الهی و ولایت مطلقه است.

در اندیشه شیعه، امام معصوم جانشین الهی در زمین است؛ مشروعیت او از اتصال به منبع عصمت و علم الهی و نه از انتخاب انسان‌ها سرچشمه می‌گیرد و این ولایت، امتداد ولایت الهی است که به واسطه نصب الهی محقق می‌شود و بر این اساس، حکومت مهدوی ادامه مسیر انبیاء و اولیاء در تحقق اراده الهی است که مبتنی بر عصمت و علم بی‌واسطه است.

دومین رکن عدالت تکوینی و تشریعی است؛ عدالت، ستون دکترین سیاسی امام مهدی(عج) است و در روایات، هدف اصلی حکومت جهانی مهدی، اقامه قسط در زمین و ریشه‌کنی ظلم و فساد است و این عدالت نه صرفاً در توزیع امکانات مادی بلکه در اصلاح ساختار فکری و معنوی جوامع انسان تحقق می‌یابد.

سومین رکن جامعه توحیدی است؛ ساختار سیاسی مهدوی بر پایه توحید بنا شده است؛ یعنی منشأ قدرت، قانون و مشروعیت، خداوند است و در غیاب امام معصوم، قانون‌گذاری تنها حق خداوند است و هرگونه قانون بشری که در تضاد با شریعت الهی باشد، مردود است.

امام مهدی(عج) به‌عنوان خلیفةالله، مجری و مظهر کامل اراده الهی در جهان خواهد بود که تمام تعارضات حقوقی و فلسفی را با تکیه بر علم مطلق خویش حل می‌کند.

نظام سیاسی مبتنی بر دکترین مهدوی دارای خصوصیات بنیادینی است که آن را از تمامی نظام‌های بشری پیشین و معاصر متمایز می‌سازد و اولین خصوصیت جهانی بودن حکومت است.

حکومت امام مهدی(عج) فراگیر و جهانی است و این حکومت مرزهای قراردادی بشر را در هم می‌شکند و هیچ قوم، مذهب یا نژادی از دایره عدالت بیرون نخواهد بود و این جهان‌شمولی، تحقق وعده‌های ادیان الهی در برقراری صلح و برادری جهانی است که با حذف سلطه‌های ظالمانه میسر می‌شود.

دومین خصوصیت وحدت امت‌ها و نفی سلطه است؛ نظام مهدوی سلطه انسان بر انسان را برنمی‌تابد و شعار اساسی این نظام، نفی مطلق استکبار و سلطه‌گری است و تمام اشکال استبداد، استعمار و تبعیض از میان می‌رود و ملت‌ها در سایه توحید و عدالت، هویت مشترک الهی خود را باز می‌یابند و قدرت سیاسی دیگر ابزاری برای استثمار نخواهد بود.

سومین خصوصیت عدالت اقتصادی و سیاسی است؛ یکی از جلوه‌های بارز حکومت، برقراری توازن اقتصادی است و در حکومت مهدی(عج)، شکاف طبقاتی و تمرکز ثروت از بین می‌رود و عدالت اقتصادی به معنای فراوانی منابع و توزیع عادلانه آن‌هاست، به گونه‌ای که فقر مطلق از میان برود، همچنین، سیاست در خدمت رشد معنوی انسان‌ها قرار می‌گیرد و حاکمان، نه مالک قدرت، بلکه خادمان خلق و مجریان حق‌اند.

ساختار مدیریتی حکومت جهانی بر اساس شایستگی‌های الهی تعریف می‌شود به نحوی که اولین آن یاران خاص است و این گروه برگزیده، ستون فقرات اجرایی حکومت را تشکیل می‌دهند و آن‌ها کارگزاران عدالت جهانی و مجریان مستقیم فرمان امام و از نخبه‌ترین مؤمنان جهان بوده که دارای بینش، تقوا و مدیریت الهی هستند و تعداد آن‌ها نمادی از آمادگی جهانی برای اجرای طرح عدل الهی است.

در دکترین مهدوی، مردم نه توده‌های منفعل، بلکه شریکان آگاه در اجرای عدالت‌اند و با این حال، این مشارکت بر پایه اطاعت از محور حق استوار و ارتباط امام با امت، بر مبنای ایمان و معرفت و نه صرف اطاعت کورکورانه است.

مردم در سایه حکومت امام، به سطحی از رشد فکری و اخلاقی می‌رسند که پذیرای حق مطلق می‌شوند و ساختار قدرت در حکومت مهدوی کاملاً توزیعی و شایسته‌سالار است و قدرت به اهلش واگذار می‌شود، نه بر اساس نسب، ثروت یا قدرت نظامی، بلکه بر اساس شایستگی معنوی و علمی که از سوی امام تأیید شده باشد و این مدیریت، کارآمدترین شکل حکمرانی ممکن است زیرا مبتنی بر علم و اراده الهی است.

دکترین مهدوی تأثیرات عمیقی بر نظریات سیاسی معاصر، به‌ویژه در جهان اسلام، گذاشته است و انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان تجلی انتظار فعال، ادامه منطقی همان جریان تاریخی است که از ایمان به مهدویت سرچشمه گرفته است و این انقلاب، تلاش کرد تا پایه‌های یک حکومت اسلامی مبتنی بر نفی استکبار و اجرای عدالت را پایه‌ریزی کند، حتی در دوران غیبت.

مفهوم «ولایت فقیه» در عصر غیبت، نه بدیل مهدویت، بلکه پل ارتباطی میان انسان و حکومت الهی است و این ساز و کار، ضامن حفظ مسیر عدالت و زمینه‌سازی برای ظهور است، تا جامعه دچار هرج و مرج سیاسی و عقیدتی نشود.

رهبر انقلاب اسلامی، مهدویت را محور تمدن نوین اسلامی دانسته‌اند؛ تمدنی که از عدالت مهدوی الهام می‌گیرد و با بی‌عدالتی ساختاری نظام سرمایه‌داری جهانی مقابله می‌کند و این تمدن، بر پایه عقلانیت مبتنی بر وحی بنا شده و هدف آن، هدایت بشریت به سوی کمال نهایی است.

پرچمداران عدالت: نگاهی به ویژگی‌های یاران خاص مهدی موعود(عج)

دکترین سیاسی امام مهدی(عج)، تجلی نهایی اراده الهی در عرصه سیاست جهانی است؛ نظامی مبتنی بر عدالت، توحید، علم، و مشارکت آگاهانه انسان‌ها در مسیر کمال و این دکترین نه یک رؤیای آخرالزمانی منفعلانه، بلکه نقشه راه جامعه مؤمنان برای تمدن‌سازی و حرکت فعالانه در مسیر ظهور است و اندیشه‌ای که سیاست را از ابزار قدرت و سلطه به ابزار نجات و هدایت بشر تبدیل می‌کند و تحقق این دکترین، پایان‌بخش تاریخ منازعات و آغازگر عصر صلح و کمال پایدار خواهد بود.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا