نیمه شعبان؛ تولد امید در دل تاریخ

پس از گذشت بیش از دو قرن از هجرت پیامبر اکرم (ص)، امامت به امام دهم حضرت هادی (ع) و سپس به امام یازدهم حضرت حسن عسکری (ع) رسید. در این دوران، نشانههای نگرانی در میان حاکمان عباسی آشکار شد؛ نگرانی از وعدهای که سالها پیش در احادیث شنیده بودند.
در روایات متعدد، بهویژه احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده بود، آمده بود که فرزندی از نسل امام حسن عسکری (ع) متولد خواهد شد که کاخهای ظلم را فرو میریزد و عدل و داد را جایگزین ستم میکند. همین بشارتها، لرزه بر اندام حکومتهای جبار انداخته بود.
این اخبار به گوش زمامداران وقت رسید و آنان را به وحشت انداخت؛ وحشتی که سبب شد دستگاه خلافت عباسی، بیش از پیش به کنترل و مراقبت از خاندان امامت بپردازد و فضای خفقان را تشدید کند، در زمان تولد حضرت مهدی (عج)، معتصم عباسی، هشتمین خلیفه عباسی که حکومتش از سال 218 هجری آغاز شده بود، شهر سامرا را بهعنوان پایتخت و مرکز حکومت برگزید؛ شهری که بهنوعی به زندانی بزرگ برای امامان شیعه تبدیل شد.
اندیشهای خطرناک در ذهن حاکمان شکل گرفته بود: اگر مصلح موعود قرار است پایههای حکومت ستمگران را متزلزل کند، باید از تولد او جلوگیری شود؛ حتی اگر این هدف با کشتن نوزادان یا آزار مادران بیگناه محقق شود، در تاریخ، نمونههای روشنی از این تفکر وجود دارد. در زمان حضرت ابراهیم (ع)، نمرود چنین سیاستی را در پیش گرفت و دستور قتل نوزادان را صادر کرد، اما اراده الهی بر حفظ پیامبرش تعلق گرفت.
در عصر حضرت موسی (ع) نیز فرعون همان مسیر را پیمود؛ نوزادان بنیاسرائیل را به قتل رساند تا از تولد منجی جلوگیری کند، اما خدا خواست و موسی (ع) در دل همان کاخ فرعون پرورش یافت، این سنت تاریخی نشان میدهد که همواره ستمگران در برابر نور حق صفآرایی کردهاند، غافل از آنکه اراده خداوند فراتر از نقشههای آنان است و «نور الهی خاموششدنی نیست».
در ماجرای ولادت حضرت مهدی (عج) نیز تاریخ به شکلی شگفتانگیز و معجزهآسا تکرار شد. تولدی پنهان، اما سرشار از معنا؛ تولدی که با تدبیر الهی از چشم بدخواهان دور ماند، نیمه شعبان، یادآور این حقیقت است که خداوند همواره برای تاریکترین شبها، سپیدهای در نظر گرفته است؛ حتی اگر آن سپیده مدتی در پس پرده غیبت بماند.
غیبت حضرت مهدی (عج) به معنای غیبت امید نیست. همانگونه که خورشید پشت ابر، همچنان نور و گرما میبخشد، وجود امام نیز مایه قوام عالم و دلهای مؤمنان است، انتظار فرج، در فرهنگ شیعه، نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست؛ بلکه آمادگی، خودسازی و تلاش برای گسترش عدالت در حد توان است. منتظر واقعی، جامعهای را میسازد که شایسته ظهور باشد.
نیمه شعبان، فرصتی است برای بازنگری در رفتار فردی و اجتماعی؛ اینکه هرکدام از ما چقدر در مسیر حق ایستادهایم و تا چه اندازه با ظلم، حتی در کوچکترین شکل آن، مقابله میکنیم، این شب مبارک، شب دعا برای تعجیل در فرج است؛ دعایی که در حقیقت، درخواست تحقق کامل وعده الهی برای نجات بشریت از چرخه تکراری ستم و بیعدالتی است.
حضرت مهدی (عج)، وارث همه پیامبران و امامان است؛ وارث صبر، جهاد، مظلومیت و عدالت. او خواهد آمد تا زمین را، پس از آنکه از ظلم پر شده، لبریز از قسط و داد کند، جشن نیمه شعبان، فقط شادی برای یک تولد نیست؛ تجدید بیعت با آرمانی بزرگ است؛ آرمان ساختن جهانی که در آن، انسان به کرامت واقعی خود بازگردد.
و چه زیباست که در شب نیمه شعبان، با یاد ولادت منجی عالم بشریت، دلهایمان را روشن کنیم و با امیدی زنده، زمزمه کنیم: خدایا، ما را از منتظران آگاه و عامل قرار ده و روزی را نزدیک کن که جهان، صبح را با نام مهدی (عج) آغاز کند.
نیمه شعبان فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ قرارگاهی است برای امید، برای بازخوانی وعدهای کهن که از آغاز خلقت در گوش تاریخ زمزمه شده است. ولادت حضرت ولیعصر (عج)، تولد امیدی است که جهان خسته از ظلم، هنوز به آن دل بسته است، نه چونان حادثهای در تقویم، بلکه چونان وعدهای ریشهدار در حافظه خلقت. وعدهای که نسل به نسل، دلهای منتظر آن را حمل کردهاند و هر بار که زمین از سنگینی ستم خم شده، نام او را صدا زدهاند.
او میآید، آنگاه که زمین از خستگیِ ظلم به گریه نشسته باشد و آسمان، دستهایش را برای اجابت بالا برده باشد. آمدنش پاسخ آه مظلومان و پایان شبهای طولانی بیعدالتی است، او میآید؛ همان که خدا او را «بقیةالله» نامید؛ آخرین ذخیره آسمان برای زمینی زخمی. ذخیرهای که اگرچه در پرده غیبت است، اما پیوندش با عالم قطع نشده و حضورش در متن زندگی انسانها جاری است.
قرآن از او با زبان وعده سخن گفته است؛ با زبانی که هرگز دروغ نمیگوید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ». این وعده، تعلیقپذیر نیست؛ اراده خداست، ارادهای که با «نُرِیدُ» آغاز میشود؛ نه اگر، نه شاید، بلکه قطعیت. امام مهدی (عج) تجسم همین اراده الهی است؛ ارادهای که از دل غیبت عبور کرده تا روزی در افق ظهور بدرخشد.
او فرزند سکوتهای طولانی است؛ فرزند اشکهای نیمهشب و دعاهایی که در تاریکیها زمزمه شدهاند: «أینَ بَقِیةُ اللهِ الَّتی لا تَخلو مِنَ العِترَةِ الهادِیة؟» دعاهایی که هنوز زمین را زنده نگه داشتهاند، غیبت او، غیبت خورشید نیست؛ خورشید پشت ابر هم خورشید است. این ما هستیم که گاه چشمهایمان را به نور عادت ندادهایم و فاصله را به نبودن تعبیر میکنیم.
او حاضر است؛ چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «صاحبُ هذا الأمرِ یَشهَدُ المَواسِمَ، یَری الناسَ و یَعرِفُهُم، و یَعرِفونَهُ و لا یَعرِفونَه». او در میان مردم راه میرود، دردها را میبیند و دلها را میشناسد؛ بیآنکه شناخته شود، امام مهدی (عج) ادامه راه همه پیامبران است؛ وارث صبر نوح در طوفان انکار، وارث آتش ابراهیم در عصر بتهای نو، وارث غربت موسی در برابر فرعونهای زمان، وارث عدالت علی و وارث خون حسین در میدان حقیقت.
نویسنده: محمود خدری فعال رسانهای و کارشناس علوم دینی استان بوشهر