شکاف نسلی و تربیت؛ مسئولیت جدی دستگاه آموزشی

شکاف نسلی و تربیت مسئولیت جدی دستگاه آموزشی است. ضعف تربیتی خود را به‌صورت کنش اجتماعی ناپایدار نشان می‌دهد.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، بررسی ناآرامی‌های اخیر در کشور نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از کنشگران میدانی را نوجوانان و جوانانی تشکیل می‌دهند که در بازه حساس شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی قرار دارند. تحلیل رخدادها نشان می‌دهد که این مساله، یک امر کاملا آموزشی و تربیتی است.

پرسش اساسی که در اینجا مطرح می‌شود این است که نظام تربیتی ما تا چه اندازه توانسته نسل جدید را برای فهم درست واقعیت‌ها، مواجهه عقلانی با بحران‌ها و ایفای نقش مسئولانه در جامعه آماده کند؟

نسلی که امروز در متن تحولات اجتماعی حضور دارد، نه تجربه مستقیمی از انقلاب اسلامی دارد و نه خاطره‌ای زیسته از دشواری‌های مسیر استقلال و امنیت ملی. انتقال مفاهیمی مانند آزادی، عدالت، کرامت انسانی، استقلال و هویت دینی، اگر صرفاً در قالب شعار یا آموزش‌های غیرکاربردی ارائه شود، الزاماً به درک عمیق و باور پایدار منجر نخواهد شد.

خلأ در تبیین و ترجمه این مفاهیم به زبان قابل فهم و متناسب با زیست‌جهان معاصر نوجوان و جوان امروز، زمینه‌ساز نوعی سردرگمی هویتی شده است؛ سردرگمی‌ که در بزنگاه‌های اجتماعی، خود را در قالب واکنش‌های هیجانی و تصمیم‌های شتاب‌زده نشان می‌دهد.

در این میان، نقش فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بسیار مهم و قابل توجه است. در دنیای امروز، بخش مهمی از تربیت نسل جدید، آگاهانه یا ناآگاهانه، در محیط‌هایی رقم می‌خورد که بر اساس منطق جذب هیجان، دوقطبی‌سازی و تقابل طراحی شده‌اند. نوجوانی که هنوز به مهارت تحلیل و تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای مجهز نشده، در برابر موجی از روایت‌های تحریف‌شده، تصاویر جهت‌دار و پیام‌های القایی، آسیب‌پذیر است.

در چنین فضایی، مرز میان واقعیت و روایت مخدوش می‌شود و احساس خشم یا ناامیدی، جای فهم و گفت‌وگوی عقلانی را می‌گیرد. در همین جاست که ضعف تربیتی، خود را به‌صورت کنش اجتماعی ناپایدار نشان می‌دهد.

با این حال، نباید همه مسئولیت‌ها را ناشی از عوامل بیرونی دانست. نظام آموزش اعم از مهد، پیش‌دبستانی، مدرسه و دانشگاه نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به نگرش‌ها، باورها و شیوه مواجهه نسل نوجوان و جوان با رخدادهای جامعه دارد. اگرچه اکثریت مربیان، معلمان و اساتید کشور، با تعهد و دغدغه‌مندی، در مسیر تربیت نسل آینده تلاش کرده‌اند، اما نمی‌توان انکار کرد که در برخی موارد، آموزش از کارکرد تربیتی خود فاصله گرفته است. آموزش زمانی اثربخش خواهد بود که در کنار انتقال دانش، به پرورش هویت، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و قدرت تشخیص نیز توجه شود. بی‌تفاوتی نسبت به این ابعاد یا بازتولید نگاه‌های مأیوس‌کننده و بی‌ریشه، می‌تواند آموزش را از فرصت به تهدید تبدیل کند.

تربیت، پیش از آنکه محصول اجبار یا کنترل باشد، حاصل اقناع، گفت‌وگو و الگوپذیری است. نوجوان و جوان امروز، بیش از هر چیز به احساس دیده‌شدن، شنیده‌شدن و محترم شمرده‌شدن نیاز دارد. مواجهه‌های یک‌دست و فاقد تمایز میان جوانِ هیجانی و عنصر آگاهِ سازمان‌یافته، نه‌ تنها مسئله را حل نمی‌کند بلکه شکاف نسلی را بیشتر و عمیق‌تر می‌کند. سیاست‌گذاری تربیتی، اگر بر مبنای شناخت دقیق مخاطب نباشد، ناخواسته به تقویت بی‌اعتمادی منجر خواهد شد.

در این میان، احیای نهادهای تربیت‌محور ریشه‌دار، به‌ویژه مسجد، می‌تواند نقشی کلیدی ایفا کند. مسجد، در سنت اسلامی و تجربه تاریخی جامعه ایران، صرفاً محل عبادت نبوده، بلکه پایگاهی برای تربیت، گفت‌وگو، پیوند اجتماعی و انتقال معنا بوده است. حضور فعال روحانیت و نیروهای فرهنگی در متن جامعه، امکان ارتباط بی‌واسطه با نسل جوان و پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و دغدغه‌های آنان را فراهم می‌کند. تربیت زمانی اثربخش خواهد بود که از دل رابطه انسانی و اعتماد متقابل شکل بگیرد و نه از مسیر دستورالعمل‌های رسمی و فاصله‌دار.

ناآرامی‌های اخیر را باید به‌مثابه یک هشدار تربیتی جدی تلقی کرد؛ هشداری درباره شکاف میان نسل‌ها، ضعف در روایت‌گری مؤثر و ضرورت بازنگری جدی در تکنیک‌ها و شیوه‌های آموزش و پرورش اجتماعی. آینده این کشور، بیش از هر چیز، به کیفیت تربیت نسل جوان وابسته است. پاسخ به این چالش در تربیت آگاهانه، گفت‌وگوی صادقانه و بازسازی اعتماد نهفته است و نه در نادیده‌گرفتن واقعیت‌ها و سخت‌گیری‌های بی‌ثمر. بدون تردید، اگر امروز این مسیر با جدیت دنبال نشود، فردا هزینه‌های سنگین‌تری به جامعه تحمیل خواهد کرد.

یادداشت از: دکتر مریم اسماعیلی‌پرزان، معاون پژوهشی اندیشکده مرآت

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا