پژوهشگر صنایع دستی: بیتوجهی به آمایش سرزمینی، صنایع دستی را در برابر بحرانها آسیبپذیر کرده است

بحران صنایع دستی ریشه در نادیدهگرفتن سرزمین دارد
حجتاله مرادخانی، پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با بخش اقتصاد وبانگاه بر اساس دادههای منتشرشده در ایسنا، بیان کرد که مواجهه صنایع دستی، بهعنوان بخشی مهم از اقتصاد فرهنگ ایران، با تلاطم و رکود بیشتر در زمان بحرانها، ناشی از ضعفهای مدیریتی و فقدان نگاه آمایش سرزمینی در سیاستگذاریها است.
مرادخانی توضیح داد: صنایع دستی یک نظام معیشتی، فرهنگی و اکولوژیک است و نباید آن را صرفاً یک پروژه تولیدی در نظر گرفت که قابلیت انتقال آسان داشته باشد. جدا کردن این هنر از سرزمین، کارکردهای واقعی اجتماعی، اقتصادی و توسعهای آن را از بین میبرد و جایگزینی آمار و شاخصهای کمی بهجای آن، موجب آسیبپذیری مضاعف در زمان بحران میشود.
آمایش سرزمین؛ راهکار توسعه پایدار
این پژوهشگر در تشریح مفهوم آمایش سرزمین، گفت: این مفهوم به معنای تنظیم آگاهانه رابطه میان فعالیتهای انسانی، ویژگیهای محیطی، منابع طبیعی و ظرفیتهای اجتماعی و اقتصادی منطقه با هدف تحقق توسعه پایدار بلندمدت است. در رویکرد آمایشی، فعالیتها باید با در نظر گرفتن مکان، منابع، مقیاس و پیامدهای محیطزیستی و اجتماعی سنجیده شوند.
مرادخانی انتقاد کرد: متأسفانه در عمل، رویه غالب در نهادهای بالادستی، تعمیم یکسان برنامهها بدون توجه به تفاوتهای بنیادین اقلیمی و ساختاری استانها است. همان نسخهای که برای اصفهان طراحی میشود، بدون تطبیق، برای بوشهر یا سیستان و بلوچستان نیز ابلاغ میگردد. این رویکرد غیرآمایشی، ساختاری متزلزل ایجاد کرده که با هر تکانه جدی، مانند بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی، بهسرعت دچار فروپاشی میشود.
تأثیر قطعی اینترنت بر معیشت فعالان
مرادخانی با اشاره به وابستگی شدید خردهفروشی صنایع دستی به فضای مجازی پس از پاندمی کرونا، اظهار داشت که اختلالات گسترده اینترنت و محدودیت پلتفرمهای فروش، بازار خردهفروشی را عملاً تعطیل کرده و معیشت هنرمندان را با بحران جدی روبهرو ساخته است. او تصریح کرد: ساختار متولی دولتی فاقد برنامه مشخصی برای مدیریت این بحران است و این امر، شدت آسیبها را افزایش میدهد.
ابهام در آمار صادرات و چالش تکنرخی شدن ارز
وی با قاطعیت آمارهای صادراتی صنایع دستی را «کذب» خواند و توضیح داد: بخش عمده صادرات در این حوزه غیررسمی و «چمدانی» بوده و فقدان مراجع شفاف و مستند برای اعلام آمار، امکان تحلیل کارشناسی را سلب کرده است. وضعیت تحریمها و مناسبات بینالمللی نیز صادرات رسمی را با افت جدی مواجه ساخته است، بهگونهای که آمار قابل استنادی وجود ندارد.
مرادخانی در مورد تکنرخی شدن ارز نیز گفت: این سیاست میتواند دوگانهعمل کند. از جنبه مثبت، رانتخواری را کاهش داده و امکان برنامهریزی بهتر برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان را فراهم میآورد و رقابتپذیری را افزایش میدهد. اما از سوی دیگر، شوک قیمتی بر مواد اولیه وارداتی، بهویژه کارگاههای کوچک را «له» خواهد کرد و قدرت خرید در بازار داخلی را کاهش میدهد.
راهکارهای عبور از تهدیدها
برای کاهش اثرات منفی تکنرخی شدن ارز، این مدرس دانشگاه سه راهکار اساسی پیشنهاد داد: نخست، ایجاد «صندوق تأمین مواد اولیه صنایع دستی» برای کنترل شوکهای قیمتی. دوم، طراحی مشوقهای صادراتی واقعی، هدفمند و شفاف بهجای مشوقهای ناکارآمد گذشته. سوم، تقویت بازار داخلی با رویکردهای مالی و فرهنگی مبتنی بر تجربیات جهانی.
مرادخانی در پایان تأکید کرد: اگر اصل آمایش سرزمینی در فرایند تولید صنایع دستی لحاظ شود، تکنرخی شدن ارز میتواند با کمترین اثرات منفی و حتی بهمثابه فرصتی برای ساماندهی این بخش عمل کند. همچنین، فقدان برند ملی منسجم برای صنایع دستی ایران در بازارهای بینالمللی، مانند برندهای موفق سریلانکا یا هند، یک تهدید جدی در مسیر توسعه صادرات محسوب میشود.