یادداشت تاریخی امام خمینی (ره) درباره قیام، شیوه و هدف آن+دستخط

این یادداشت که درواقع نامه و پیامی عمومی خطاب به روحانیت آن روز ایران است، شیوه و هدف امام خمینی (ره) در مبارزه و انقلاب را به دست میدهد.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی این یادداشت را در دفترچهای که صاحبش اسم آن را «مجمع الجواهر» گذاشته بود، برای تاریخ ایران و انقلاب اسلامی به یادگار گذاشت.
این دفترچه متعلق به فردی روحانی بهنام سید علیمحمد وزیری یزدی از علمای یزد است. او در سفرهای تبلیغی دفترچهاش را همراه خود می برد، به دیدار علما میرفت و از آنان میخواست در دفترش نوشتههایی به یادگار بگذارند.
وزیری در پانزدهم اردیبهشت 1323 در قم به ملاقات امام خمینی (ره) رفت و همین تقاضا را از ایشان کرد. امام وقتی متوجه شد که از این طریق امکان دیده شدن نوشتهاش توسط علمای دیگر فراهم است، از اینرو مخاطب اصلی خود را روحانیت شیعه قرار داد و یادداشتی مفصل در آن دفترچه نگاشت.
در ادامه، بخشهایی از یادداشت مذکور را با هدف درک منشأ، هدف و شیوه مبارزه امام خمینی از نظر میگذرانیم:
منشأ قیام امام خمینی دستور خداوند در قرآن بود
بسم الله الرحمن الرحیم؛ قال الله تعالى: قل انما أعِظُکُم بِواحدةٍ أن تَقومُوا لله مَثنی و فُرادی
خدای تعالی در این کلام ،شریف از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر را بیان کرده و بهترین موعظههایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده.
خلیل آسا در علم الیقین زن / نداى “لا أحب الآفلین” زن
قیام لله شیوه مبارزاتی انبیاء و تنها شیوه اصلاح جامعه
این یک کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلّت رسانده و از جلوههای گوناگون عالم طبیعت رهانده. قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا بر فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صَعق و صَحو کشاند. قیام برای خداست که خاتم النبیین(ص) را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت؛ و نیز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین او ادنی» رساند.
قیام برای نفس و خودخواهی، نقطه مقابل قیام لله و منشأ مفاسد و بدبختی کشورهای اسلامی
خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران در آورده، قیام برای منافع است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده. قیام برای نفس است که بیش از 10 میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتی شهوتپرست پشت میزنشین شدند… قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زنهای عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخن نمی گوید، قیام برای نفعهای شخصی است که روزنامهها که کالای پخش فساد اخلاق است امروز هم همان نقشهها را که از مغز خشک رضاخان بیشرف تراوش کرده تعقیب میکنند و در میان توده پخش میکنند. قیام برای خود است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه میخواهند بگویند و کسی نفس نکشد.
روحانیت نخستین مخاطب «قیام لله» و مبارزه برای اصلاح جامعه
هان ای روحانیون اسلامی! ای علماء ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان با ناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفعهای شخصی کرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. «إِنَّ لله فی ایامِ دَهرکُم نَفَحات أَلا فَتَعرضوا لها»، امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است. اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزهگرد شهوتران بر شما چیرهشوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطلۀ خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید؟ … این چه ضعف و بیچارگی است که شماها را فراگرفته؟ …شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید خیرهسران بیدین از جای برخاستند و در هر گوشه زمزمه بیدینی را آغاز کردند، به همین زودی بر شما تفرقهزدهها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سختتر شود. «و من یخرج من بیته مهاجراً الى الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره على الله».
نظر آیت الله خامنهای درباره یادداشت امام خمینی در دفتر مرحوم وزیری
سالها ،بعد شاگرد مبرز او آیت الله سیدعلی خامنه ای درباره دیدگاه محوری «قیام لله» استاد خود گفت: این آیه مد نظر امام فقید عزیزمان در طول زندگیش بود: «قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا الله». سالها پیش، نوشته ایشان در دفتر یادبود مرحوم وزیری را در یزد زیارت کردم. آن مرحوم، من را به منزلش برد و با تفصیلاتی این نوشته را که در صندوقچهای گذاشته بود و تقریبا در گوشهای از خانهاش مخفی کرده بود، آورد و باز کرد و نوشته امام را که در سالهای دهه بیست نوشته بودند «قیام لله» به من نشان داد. اصلا محور حرف در نوشته ایشان «قیام لله» بود. آن ذهن جوال وسیع و دید حکیمانه ایشان این «قیام لله» را در آن دوران – که تازه از اختناق رضاخانی بیرون آمده بودند ـ بر کارهایی که به نظر شریفشان میشد انجام بدهند و باید افراد انجام میدادند و احساس مسئولیت میکردند منطبق ساخت.
یکی دو صفحه نوشته بودند. آن نوشته حاکی از یک حرکت ارتجالی نبود و معلوم میشود در ذهن شریف ایشان و در تمام مراحل زندگی «ان تقوموا لله مثنی و فرادی» سابقه داشته است. بحمدالله دیگر برای همه ما و ملت ایران در کلیات زندگی اماممان چیز پوشیدهای باقی نماند، همه دیدند که حرکت و گفتن و سکوتش برای خداست و هر کاری که انجام میداد، با قصد قیام لله بود. تنها همین یک چیز هم بود که موجب شد به دست آن بزرگوار ـ که قطعاً مرتبه تالی پیامبران و ائمه علیهم السلام بود – یک معجزه اتفاق بیفتد. این چیزی که اتفاق افتاده و تحول عظیم جهانی که به دنبال انقلاب اسلامی پدید آمده واقعاً یک معجزه است. این معجزه به دست امام(ره) اتفاق افتاد امام هم با تکیه به «ان تقوموا لله» توانست این کار را بکند. (خامنهای سیدعلی، مدح خورشید؛ گزیدهای از خاطرات حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنهای،تهران انقلاب اسلامی، 1391ش، صص ٦٤ و ٦٥)
