یاداشت| نگاهی به قیام تاریخی مردمان دارالولایه سیستان در بهمن ماه 1330

یادداشت ذیل نگاهی به قیام تاریخی مردمان دارالولایه سیستان در بهمن ماه 1330 است.
خبرگزاری تسنیم ـ محمدعلی ابراهیمی، مدیر موزه منطقه‌ای جنوب شرق و کارشناس مردم‌شناسی سیستان و بلوچستان| سیستان و بلوچستان به عنوان پهناورترین استان کشور در طول تاریخ همواره افتخار آفرین بوده ودر بزنگاه های مهم تاریخی نقش اساسی داشته است، سیستان دیار افسانه ساز کهن ایران سرزمین رستم دستان و محل وقوع بسیاری از افتخارات فرهنگی-تاریخی در ایران جان است که به وسیله مجاهدت اقوام ایران مهری که در طول دوره‌های مختلف دراین کهن مرز وبوم زندگی میکردند سامان یافته، از جمله تمدن‌سازی در هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد و تشکیل نخستین شهریاری پس از اسلام.

افزون برآن تاریخ گواه است که مردم سیستان با وجود بعد مسافت از مرکز جهان اسلام و عدم حضور ائمه(ع) در این منطقه و وجود تبلیغات منفی علیه اهل بیت(ع) در این عصر مصداق روشن بصیرت و صبر بودند و در مقاطع حساس، علم حمایت از اهل بیت را بر دوش کشیدند و جلوه های بی نظیر یا کم نظیری از خود به یادگار گذاشتند.

حضور در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین(ع)، بر حق دانستن امامت حضرت علی در خطاب به حاکم اموی سیستان، مقاومت در برابر بخشنامه بنی امیه مبنی بر لعن حضرت با وجود سخت گیری حاکمیت به مردم به خاطر پذیرش این دستور و مبارزه با خوارج در سیستان به خاطر سبّ و دشنام به امیرالمؤمنین(ع) و شهادت جمعی از شیعیان در این راه و… خود مصادیق بارز بصیرت مردان این دیار است.

علاوه بر این موارد افتخار دیگری در تاریخ به نام سیستان ثبت گردیده و آن عبارت است از اینکه مردم سیستان بعد از اطلاع از واقعه کربلا توسط بنی امیه سکوت را روا نداشته و سال 11 هجری علیه آنها و آل زیاد قیام کردند و نام خود را به عنوان اولین گروهی که به خونخواهی امام حسین(ع) قیام کردند ثبت نمودند، این در حالی است که قیام توابین در سال 16 هجری و قیام مختار در سال 11 هجری اتفاق افتاد؛ ازاین رو اقدام سریع مردان این دیار در خونخواهی واقعه کربلا نمادی از بصیرت ایشان را به نمایش گذاشت.

وقتی دفتر تاریخ سیستان را ورق میزنیم به افتخاراتی برمی خوریم که به حق شایسته این مردمان است دارالولایه سیستان را مدینه العذرای ایران گویند و سیستانیان را کوروش پادشاه بزرگ هخامنشیان ،یاریگران در تاریخ لقب داده است. همچنان که نخستین شکست را سپهبد سورنای سیستانی بر لشکر بزرگ رومیان وارد می کند و تشکیل نخستین شهریاری ایران توسط امیر یعقوب لیث صفاری زنده کننده یاد و نام پارسی با همراهی عیاران رقم می خورد و پهلوانانی از جمله خاندان کیانی وسام وزال ورستم دستان حماسه ها خلق کردند.

دیگرانی مانند ایستاتیس، حمزه آذرک-اشکش وسیاه سوار بلوچ-حمل و میر جیند در مقابل استعمارگران رشادت‌ها کردند و همان مردمان دلیری که مغولان و تیمور وهر ظالمی را در طول تاریخ یارای مقابله با ایشان نبوده که نمود آن را حکیم سخن سرای طوس, در حماسه های شهنامه با پهلوانی‌های رستم دستان به زیور طبع آراست و در 19 بهمن 1331 فرزندان همان بزرگ مردان علیه ستم شاهان پهلوی چونان نیاکانشان، مردانه ایستادند در طول این سالیان نیز در دوران مبارزات انقلاب اسلامی در هشت سال دفاع مقدس و در مرزداری کیان میهن و مقابله با ناامنان ایران عزیز یا در دفاع از حرم، یاد ونام آن دلیرمردان و زنان سلحشور را زنده نگاه داشتند.

یکی از قیام های سیستانیان معروف است به سال شوم در سیستان و قیام سیستانی ها به رهبری روحانیت در سال 1905 علیه استعمارگران انگلیسی که همراه روسی و بلژیکی ها در سیستان مثل بقیه ایران غارت می کردند، وقتی به مقاومت مردم سیستان در برابر خود روبرو شدند شیوع طاعون در میان مردم سیستانی شد که به سختی درد و رنج گرسنگی و خشکسالی را تحمل می کردند را باعث شدند.

پس از انجام این عمل ننگین و اطلاع مردم از این جنایت، باعث شد تا سیدرضا مجتهد و محمد تقی از روحانیت با نفوذ سیستان که در بنجار زابل اقامت داشتند دستور فتوای جهاد را بر علیه انگلیسی ها را صادر کنند. این جهاد باعث شد تا انگلیسی ها کنسولگری انگلستان را در سیستان ترک کنند و قبل از رسیدن توده مردمی به آنان، سیستان را ترک و جان سالم به در ببرند. این سال در میان مردم سیستان به سبب کشتار بی رحمانه به سال شوم معروف شد که امروزه با مرور تاریخ آن دل بسیاری ازمردم غمگین و تنشان می لرزد.

قیام 19 بهمن افتخاری دیگری برای سیستان و بلوچستان

تاریخ‌سازی سیستان مردان در طول دوره‌های مختلف زبانزد بوده و در دوران حکومت ستم‌شاهی نیز قیام مردم سیستان علیه حکومت پهلوی و خاندان خزیمه علم 19 بهمن 1330 رخنمون گردید قیامی که دلیلش ظلم مضاعف پهلوی وآزاد مردی سیستانیان علیه ظالم بود و علت آن این بود که نسبت به انتخاب انتصابی امیرحسین خزیمۀ علم برای نمایندگی مجلس سیستان اعتراض داشتند. اکثریت قریب به اتفاق سیستانی‌ها خود نماینده‌ای منتخب به نام مرحوم آیت‌الله میرزا ابراهیم شریفی را قبول داشتند.

انتخابات فرمایشی نمایندگان ملس وظلم ایشان در کنار برخی خوانین به خصوص خاندان علم باعث شد مردم شریف سیستان به رهبری رهبران مذهبی وملی خود علیه رژیم منحوس قیام نمایند.

دولت دکترمصدق انتخابات این دوره را آزاد اعلام نموده بود وآیت اله کاشانی به جمیع علما و روحانیون کشور و منجمله آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی تکلیف می نماید که چه خوب است که در این موقعیت از بی طرفی چشم پوشیده آقایان دراین امر مهم وارد شوند. شکست خاندان علم وخوانین متحدآنان درانتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی سبب شد تا برای انتخابات دوره نوزدهم مجلس شورای ملی با برخورداری ازحمایت دربار بیشتر سرمایه گذاری کنند اما هشیاری و هم پیمانی محمد رضاخان پردلی و آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی که به ترتیب متاثر از سیستم فکری وسیاسی عقیدتی دکترمصدق وآیت اله کاشانی می بودند همه راهها را به روی هواداران خاندان علم مسدود می ساخت.

دولت با حاکمیت اسدالله علم شخص دوم مملکت با تمام قدرت از خزیمه علم حمایت می‌کرد، اسدالله همچنین به بازرس اعزامی و فرماندار اعلام داشته بود که باید خزیمه از صندوق آرا بیرون بیاید. بنابراین چند روز قبل از روز انتخابات باحمایت و دسیسه رئیس ثبت احوال زابل تمامی صندوق‌ها را به نام امیرحسین خزیمه انباشتند و صبح روز 19 بهمن صندوق ها را به محل شعب اخذ آرا درشهر و بخش‌های تابعه فرستادند. اما با هوشیاری مردم و رهبران سیستانی، امیرحسین خزیمه علم با مخالفت‌های مردم زابل و سیستان دیگر هیچ گاه نتوانست کرسی نمایندگی مردم زابل را در مجلس شورای ملی اشغال کند.

روز 19 بهمن 1330 در زابل زد و خوردی خونین روی داده و 11 نفر از جمله فرماندار و رئیس انجمن انتخابات کشته و 40 نفر مجروح شدند. در زابل و زاهدان حکومت نظامی اعلام شد و سه تلگراف از حوادث خونین زابل به مراکز مخابره شد.

حق کشی ها، بهره کشی ها و بر باد دادن ملک و خاک سیستان که در طی ادوار گذشته توسط امراء مذکور بر این منطقه سایه گسترده بود عامل مهم مشارکت فعال سران سیستانی در انتخابات دوره نوزدهم مجلس شورای ملی واتفاقات ناگوارگردید.

دیری نگذشت که بر اثر فشار عوامل زور و قدرت به جانبداری از خاندان علم دادگاه نظامی حکم اعدام مرحوم شریفی را صادر نمود اما تلاش و پیگیری برخی از بزرگان و مومنین سیستان و تماس آنها با آیت الله کاشانی سبب لغو اجرای حکم شد و پرونده را به همراه بازداشت شدگان به تهران فرستادند.

پایمردی و استقامت بارز وآشکار دو نیروی توانمند ملی و مذهبی که به ترتیب توسط سردار محمدرضا خان پردلی و آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی رهبری و هدایت می شد راه موفقیت علمیون را مسدود نمود اولین زنگ خطردرسیستان علیه آنان به صدا درآمد.

باکاندیدایی مرحوم آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی که به رقابت امیرحسین خان خزیمه علم برخاسته بود سیستان به یک مرکز و یامیدان مبارزه سیاسی تبدیل شد و بدین ترتیب محمدرضاخان پردلی که توانسته بود باجلب اعتماد جامعه آنان را به یک حرکت ضد خاندان علمی رهبری نماید چهره مردمی و ملی یافت.

توده های مردمی که بارها بوسیله صاحب منصبان دولتی محل و زورمداران عشیره ای و با گفتارو کردارهای تند و تحقیرآمیزشان به هیچ گرفته شده بودند به مشابه یک انبار بزرگ و همه جا گیر باروت به شدت قابل انفجار بود.

هرچند علیرغم رشادت مردم برای دوره نوزدهم سیستان در مجلس شورای ملی نماینده ای نداشت برای دوره بعد جهانگیر تفضلی بدون آنکه سیستان را از نزدیک ببیند به عنوان نماینده مردم سیستان تراشیده شد و بعد از وی نیز کسانی نماینده مردم شدند که با حمایت و صلاحدید اسدالله علم بودند و این روال تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ادامه داشت.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا