معمار پیشرفت ـ 2 | گذار ایران از بحرانها به سمت «تابآوری ملی»

معمار پیشرفت ـ 1 | مفهومشناسی «پیشرفت» در کلام رهبر معظم انقلاب
بنای تابآوری؛ روایتی از ایده تا واقعیت
در تحلیل تاریخ معاصر ایران، بهویژه پس از انقلاب اسلامی، تفکیک میان دو سطح از واقعیت ضروری است. آنچه در سطح گفتمان و آرمان مطرح میشود و آنچه در سطح سازوکارها، نهادها و سیاستهای عملی به اجرا در میآید. الگوی «پیشرفت با شناسنامه ایران» زمانی معنای حقیقی خود را مییابد که از محدوده یک شعار فراتر رفته و به یک طرح عملیاتی برای طراحی نهادهای پایدار، سیاستهای صنعتی و اقتصادی هدفمند و فرهنگی عملگرا بدل شده باشد. این تحول عظیم نهادی و فرهنگی را میتوان در سه محور کلیدی و به هم پیوسته مشاهده کرد.
نخست، اولویتبخشی استراتژیک به تولید دانش بومی و ایجاد پیوندی ارگانیک میان آن و صنعت است. در این الگو، دانشگاه دیگر صرفا یک مصرفکننده و واردکننده نظریههای غربی نیست، بلکه به یک موتور مولد دانش تبدیل شده که وظیفه دارد نیازهای واقعی صنعت و جامعه را شناسایی کرده و برای آنها راهحلهای خلاقانه و بومی ارائه دهد.
دوم، سرمایهگذاری عمیق و بلندمدت بر روی ارزشمندترین سرمایه کشور، یعنی نیروی انسانی جوان، نخبه و باانگیزه و ایجاد مشوقهای نهادی و ساختاری برای جذب، حفظ و شکوفایی استعدادهای آنان در عرصه پژوهش و فناوری است.
و سوم، ایجاد شبکههای گسترده، منعطف و متکثر از صنایع کوچک و متوسط فناور که همچون مویرگهایی حیاتبخش، قابلیت تولید، بازتولید و نوآوری را در سراسر کالبد صنعتی کشور تضمین میکنند.
آنچه این رهیافت راهبردی را از سطح «اعلامی» به سطح «کاربست» و عینیت رسانده، ایستادگی پولادین در برابر بحرانها و آزمونهای واقعی بوده است. این آزمونها به روشنی نشان دادند که خطوط تولید داخلی و زیرساختهای علمی بومی، اگر بهدرستی و با نگاهی آیندهنگرانه سامان یابند، قادر به بازتولید سریع و غافلگیرکننده توانمندیها پس از هر ضربه و تخریبی هستند. این همان جوهره نظریه «تابآوری ملی» است که امروز، منطق رفتاری ایران در صحنههای راهبردی را به بهترین شکل توضیح میدهد.
3 جنگ، کارگاه فکر و عمل
میدانهای نبرد و عرصههای فشار حداکثری بیرونی (از هشت سال دفاع مقدس تا دههها تحریم ظالمانه و تهدیدهای مداوم نظامی) نقشی دوگانه و حیاتی ایفا کردهاند. در واقع هم به مثابه یک آزمون سخت و طاقتفرسا و هم به عنوان یک «کارگاه فکر و عمل» که نبوغ و خلاقیت ایرانی را به اوج خود رساند. در بسیاری از بیانات راهبردی آیتالله خامنهای، بهویژه در دیدارها با نخبگان علمی و جوانان پژوهشگر، این نکته کلیدی به کرات تکرار شده است که میدان نبرد نظامی و میدان جهاد علمی، از حیث منطق «سازندگی ملی»، دارای اشتراکات عمیقی هستند. هر دو عرصه نیازمند نیروی انسانی خلاق و جریانساز، مؤسسات پژوهشی توانمند و شبکهای از تولید داخلی هستند که بتواند در کوتاهترین زمان ممکن، جای هرگونه آسیب و خلأ را پر کند. زمانی که ایشان در دیدار اخیرشان با مدالآوران ورزشی و المپیاد علمی با اشاره به دستاوردهای علمی جوانان ایرانی میگویند که در عرصههایی چون نانو، لیزر، صنعت هستهای و پزشکی «کارهای بزرگی انجام شده»، این صرفا یک تحسین عاطفی نیست، بلکه اشارهای دقیق به یک واقعیت ساختاری و یک پیروزی راهبردی است که عمق توانمندی داخلی کشور را به رخ میکشد.
این تجربه میدانی و توانمندی بومی، بهویژه زمانی به شکلی خیرهکننده محسوس شد که نهادهای دفاعی و صنعتی کشور توانستند در مواجهه با تخریبها و فشارهای هدفمند دشمن، خطوط تولید خود را نه تنها بازسازی بلکه ارتقا دهند. روایتهای فرماندهان و مسئولان ارشد دفاعی از جایگزینی سریع لانچرها و تجهیزات لجستیکی نابود شده در جریان نبردهای اخیر به دست جوانان و تولیدکنندههای ایرانی، گواهی روشن بر این مدعاست. این گفتارها تأیید میکنند که ظرفیت تولید و تعویض تجهیزات پیشرفته در داخل، بهمراتب فراتر از گذشته شده و امروز تجهیزات و توانمندیهای ما بسیار فراتر از دورههای ابتدایی است. این یک پیام قاطع و بازدارنده دارد: سازوکارهای بومیسازی در حوزه دفاعی به بلوغی رسیدهاند که هرگونه محاسبه دشمن برای وارد آوردن ضربهای کاری و فلجکننده را با شکست مواجه میسازند. این همان «قدرت نابودنشدنی» است که از دل خوداتکایی و دانش بومی میجوشد.