روایت یک روز سه‌رنگ در خرم‌آباد؛ وقتی شهر با پرچم‌ها نفس می‌کشید+فیلم

مردم خرم‌آباد با حضوری پرشور و شعارهای انقلابی، سالگرد پیروزی انقلاب را گرامی داشتند.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم در خرم‌آباد، خرم‌آباد امروز در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، صحنه حضوری گسترده و پرشور از مردمی بود که با پرچم‌های سه‌رنگ، شعارهای هماهنگ و چهره‌هایی آراسته به نقش ایران، خیابان‌ها را به جشن همبستگی و اعلام موضعی صریح تبدیل کردند.

از نخستین ساعات صبح حتی ساعتی قبل از شروع مراسم، شهر حال و هوای دیگری داشت؛ سرمای ملایم بهمن‌ماه در هوایی که بوی اسپند و صدای سرودهای انقلابی در آن پیچیده بود، رنگ می‌باخت. خیابان‌های اصلی خرم‌آباد آرام‌آرام از جمعیتی پر شد که موج‌وار از کوچه‌ها و محله‌ها به سمت مسیر راهپیمایی حرکت می‌کردند.

.

پرچم‌های سه‌رنگ ایران، در دست کودکان و بزرگسالان، همچون موجی هماهنگ بر فراز سرها به حرکت درآمده بود؛ گاهی نسیمی ملایم آن‌ها را به رقص درمی‌آورد و گاهی فریادهای هماهنگ جمعیت، ضرباهنگ تازه‌ای به آن می‌بخشید. روی گونه‌های بسیاری از نوجوانان و کودکان، نقش پرچم ایران با رنگ‌های سبز و سفید و سرخ نشسته بود؛ بعضی‌ها نیز پیشانی‌بندهایی با شعارهای انقلابی بسته بودند.

بادکنک‌هایی که بر آن‌ها شعارهایی چون «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» نقش بسته بود، در دست کودکان بالا و پایین می‌رفت و در میان جمعیت جلوه‌ای خاص به فضا می‌داد. پلاکاردها با دستخط‌های درشت و شعارهای صریح، از لابه‌لای جمعیت سر برمی‌آوردند؛ هر کدام حامل پیامی روشن از باورها و مطالبات مردم.

خیابان، امروز تنها یک مسیر عبور نبود؛ به صحنه‌ای از همدلی و حضور بدل شده بود. پیرمردی با عصا در دست، آرام‌آرام گام برمی‌داشت و در کنارش نوه‌ای که پرچمی کوچک را محکم گرفته بود، هم‌قدم می‌شد. زنان، برخی با چادرهای مشکی و برخی با پوشش‌های رنگارنگ، در کنار مردان ایستاده بودند و با شوق شعار می‌دادند. نوجوانان با شور و حرارت بیشتر، صدایشان را بالا می‌بردند و گاه جمعیت را به تکرار شعارها دعوت می‌کردند.

امسال، در میان شعارها، نام و جایگاه رهبری بیش از گذشته برجسته بود. «علمدار ولایت، لرستان به فدایت» با صلابت و هماهنگی تکرار می‌شد؛ شعاری که گویی ضربان مشترک جمعیت بود و هر بار رساتر از پیش به گوش می‌رسید. صدای شعارها از دیوارهای شهر بازمی‌گشت و در هم می‌پیچید؛ گویی خود شهر نیز با مردم هم‌صدا شده بود.

در گوشه‌ای از مسیر، مرد جوانی با چهره‌ای مصمم گفت: «اول از همه وظیفه شرعیمونه، دوم عشق به رهبری و سوم کوری چشم دشمنان.» نگاهش به جمعیت بود؛ به موجی که بی‌وقفه در حرکت بود و هر لحظه بر تعدادش افزوده می‌شد.

کمی جلوتر، خانم جوانی در میان حلقه‌ای از دوستانش ایستاده بود و با صدایی محکم گفت: «هدف ما از شرکت در این راهپیمایی، تو دهنی به نفوذی‌ها و مهره‌های سوخته دشمنان در کشور است.» صدایش در میان همهمه جمعیت گم نمی‌شد؛ بلکه در شعارهای بعدی امتداد پیدا می‌کرد.

مردی میانسال که می‌گفت سال‌هاست در این مراسم حضور دارد، بیان کرد: «ما به فرمان رهبرمون در این چهل‌وهفت سال مدام شرکت کردیم، اما امسال با همه سال‌ها فرق می‌کنه.» او معتقد بود شرایط منطقه و مواضع اخیر آمریکا، رنگ و بوی تازه‌ای به حضور امسال داده است و افزود: «می‌خوایم یه مشت محکمی بر دهن آمریکا و استکبار جهانی باشیم.»

شعار «مرگ بر اسرائیل» بارها در فضا طنین انداخت؛ شعاری که با فشردگی مشت‌ها و نگاه‌های جدی همراه بود. خانم جوان دیگری با احساسی آشکار گفت: «بمیرم برای ایرانم که هر بار زخمی می‌شود، اما مثل شیر بلند می‌شود؛ چون ما رهبری داریم که پشت او خداست و نیرویی داریم که پشت او ملتی است.» اشک در چشمانش حلقه زده بود، اما صدایش استوار بود.

در بخشی دیگر از مسیر، نام شهدا و یاد حاج قاسم سلیمانی نیز در میان سخنان مردم شنیده می‌شد. مرد جوانی با اشاره به سخنان امام خمینی(ره) گفت: «آمریکا شیطان بزرگ است و هیچ غلطی نمی‌کند. این ملت، ملت امام حسینه. جای شهدا خالیه، اما با حضور این مردم مطمئن باشن که نمی‌ذاریم اون خون‌ها هدر بره؛ ما تا آخر هستیم.

هرچه زمان می‌گذشت، جمعیت فشرده‌تر می‌شد و شعار «ایران، ایران» با ضرباهنگی کوبنده‌تر تکرار می‌گردید. گاه صدای سوت و کف‌زدن نوجوانان، گاه تکبیرهای پی‌درپی و گاه همخوانی سرودهای انقلابی، فضای خیابان را به صحنه‌ای از شور جمعی بدل کرده بود.

خرم‌آباد امروز تنها میزبان یک راهپیمایی نبود؛ شهر، در آغوش پرچم‌ها و شعارها، تصویری از حضور مردمی را به نمایش گذاشت که شرکت‌کنندگانش آن را هم تجدید بیعت با آرمان‌های انقلاب می‌دانستند و هم پاسخی صریح به دشمنان خارجی. شهری که در این روز، با پرچم‌ها نفس می‌کشید و با شعارها، ضربان می‌گرفت.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا