یادداشت| پایایی انقلاب اسلامی در بوته‌ آزمون‌های مادی

آنچه حضور مردم در 22 بهمن را در شرایط کنونی شگرف می‌سازد، غلبه‌ «منطق آرمان‌ها» بر «منطق نیازهای مادی» است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از اراک، از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، آنچه در راهپیمایی‌های باشکوه 22 بهمن‌ماه امسال روی داد، صرفاً یک گردهمایی سالانه نبود، بلکه آیینی ملی- اعتقادی برای بازتولید «وجدان جمعی» و تجدید میثاق با ارزش‌های بنیادین انقلاب اسلامی بود.

آنچه این حضور را در شرایط کنونی شگرف می‌سازد، غلبه‌ «منطق آرمان‌ها» بر «منطق نیازهای مادی» است. برخلاف بسیاری از نظریه‌های متعارف که رفتار سیاسی را تابعی از وضعیت معیشت می‌دانند، اینجا جامعه با کنش‌گری خود ثابت می‌کند که هویت و عزت‌طلبی، منافع مادی را به حاشیه می‌راند. مردم ایران، به‌راستی ثابت کرده‌اند که مناسبات مادی، قواعد بازی آنان را تعیین نمی‌کند؛ بلکه شرافت، استقلال و آزادگی، سرمایه‌ای والاتر از نیازهای مادی است.

جامعه‌شناس در این میدان، راز «ایستادگی» را در آمیختگی عمیق انقلاب اسلامی با «هویت ملی» می‌یابد. انقلاب اسلامی در ایران به نمادِ مقاومت در برابر سلطه‌طلبی و تحقیر تاریخی بدل شده و به همین دلیل، حتی طبقات و گروه‌هایی که از عملکرد مدیران گلایه دارند، میان نقد مدیریت و انکار اصل انقلاب تفاوتی بنیادین قائل‌اند.

این تمایز ظریف اما سرنوشت‌ساز، جوهره‌ وفاداری به وطن و نظام است. مردم نه برای تأیید عملکرد مجریان، که برای حفاظت از جان‌مایه‌ حاکمیت و تمامیت ارضی کشور به صحنه می‌آیند و به جهان اعلام می‌کنند که «خانه» را گرچه با نقص‌های بسیار دوست دارند و به دشمن نمی‌فروشند.

در این میان، آنچه از منظر آسیب‌شناسی اجتماعی شایان تأمل است، «صبر راهبردی» و «متانت جمعی» در برابر تحریم های طاقت فرسای آمریکایی،کاستی‌های مدیریتی و فشارهای اقتصادی است. صبری که از سر انفعال نیست، بلکه از ژرفای اعتماد به ذات نظام و آگاهی از پیچیدگی‌های جنگ اقتصادی سرچشمه می‌گیرد.

جامعه ایران به‌خوبی آموخته که بحران‌های امروز، زاییده‌ سوءمدیریت و تحریم‌های سنگین دشمن است، نه ناکارآمدی بنیادین انقلاب. این خرد جمعی نشانه‌ بلوغ تاریخی ملتی است که سیاست را از سر عقل می‌فهمد، نه از سر خشم. مدارای اجتماعی و پرهیز از شتاب‌زدگی در قضاوت، از برجسته‌ترین شاخص‌های این بلوغ است.

نهایتاً آنکه، هیاهوی رسانه‌ای و تهدیدهای پی‌درپی قدرت‌های سلطه‌جو نه تنها خللی در عزم جامعه پدید نیاورده، که به مثابه «عامل بازدارنده‌ منفی» عمل کرده است. تجربه‌ چهل‌ و شش ساله به ایرانیان آموخته که فریادهای تهدیدآمیز از بیرون، اغلب پوششی بر ضعف مهاجمان است و هر موج فشار، موجی از مقاومت را در پی داشته است.

از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، ایران امروز سرزمین «تبدیل‌کنندگان تهدید به فرصت» است. اینجاست که سخن از «نهراسیدن» نه یک شعار احساسی، که یک واقعیت تجربی است. ملتی که انقلابش را مولود خون شهیدان می‌داند، از هیاهوی توخالی دشمنان هراسی به دل راه نمی‌دهد و پایداری‌اش بر این باور راسخ استوار است که «آرمان انقلاب اسلامی»، چراغی است که در طوفان‌های روزگار خاموش شدنی نیست.

یادداشت از: عباس خسروانی، دکتری جامعه شناسی و مدرس دانشگاه

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا