معمار پیشرفت ـ 4 | پیشرفت با «شناسنامه ایرانی» و پیامدهای راهبردی آن

معمار پیشرفت ـ 1 | مفهومشناسی «پیشرفت» در کلام رهبر معظم انقلاب
معمار پیشرفت ـ 2 | گذار ایران از بحرانها به سمت «تابآوری ملی»
معمار پیشرفت ـ 3 | راهبری شبکه تولید قدرت از سطح «ایده» به «محصول»
چرا دیگران نتوانستند؛ اما ایران توانست؟
یک پرسش محوری و اساسی که هر تحلیلگری باید به آن پاسخ دهد این است که چرا برخی کشورهای منطقه، حتی آنهایی که از ثروت عظیم منابع طبیعی و دلارهای نفتی برخوردارند، نتوانستهاند الگویی مشابه ایران برای تولید قدرت پایدار و بومی بسازند؟ پاسخ به این پرسش، ابعاد گوناگون و لایهای دارد و ریشه در تفاوت سیاستهای راهبردی آیتالله خامنهای با دیگر رهبران منطقه دارد که در ادامه به آنها اشاره میشود.
– برچیدن ساختار وارداتی (اعم از علم و تفکر تا کالای اقتصادی)
کشورهایی که اقتصاد خود را به درآمدهای نفتی وابسته کردهاند و هیچ طرحی از تولید مستقل ندارند، عملا انگیزه و ضرورت بلندمدت برای ایجاد شبکههای صنعتی پیچیده و سرمایهگذاری در شرکتهای دانشبنیان را از دست دادهاند. درآمدهای نفتی همچون یک مسکن عمل کرده و نیاز به سرمایهگذاریهای دشوار، زمانبر و پرریسک در آموزش، پژوهش و نوآوری را از بین برده است. در مقابل، ایران تحت فشار تحریمها، این تهدید را به فرصتی برای تقویت تولید داخلی و اقتصاد مقاومتی تبدیل کرد. آیتالله خامنهای که بیش از یک دهه است طرح «تولید ملی» را مسئله نخست جامعه ایران و در صدر سیاست نشانده است، به تفصیل همین راهبرد را در برابر دیگر کشورها دنبال میکند.
رهبر انقلاب در رابطه با پیشرفتهای علمی ایرانیان در شرایط تحریم و استعدادی که در هوش ایرانیها نهفته است میفرمایند: «ما در تولید بعضی از محصولات، در دنیا در درجههای بالا و اوّل قرار داریم ــ در تولید سیمان، در تولید فولاد ــ در حالی که اینهمه هم سختگیری جهانی هست، این تحریمها و این محدودیّتها و مانند اینها وجود دارد. با این محدودیّتها، آنهایی که کشور را مورد تحریم قرار دادهاند انتظار داشتند که تولید کشور یا بخوابد یا شبیه خوابیدن اتّفاق بیفتد. اینجور نشده؛ امروز تولید فولاد ما در سطح بسیار بالا است، رتبهی زیر ده است، سیمان همینجور، بعضی از محصولات صنعتی دیگر هم همینجور. اینها مربوط به ظرفیّتهای طبیعی کشور است که خیلی زیاد است.به نظر بنده ظرفیّتهای انسانی از این هم مهمتر است؛ یعنی ما از لحاظ ظرفیّت انسانی [وضع خوبی داریم]. یک قلم، استعداد عمومی ملّت ایران است که بنده این را مکرّر گفتهام و این متّکی است به اسناد معتبر: متوسّط هوش ایرانی، از متوسّط هوش جهان بسیار بالاتر است؛ استعداد جوانهای ما، تواناییهای ما بالا است. همین هم هست که حالا دنیا را در موارد متعدّدی ــ مثلاً در تولیدات نظامی ــ شگفتزده میکند که اینها با اینکه اینهمه گرفتاری دارند، فرض بفرمایید که این تحریم هست، این محدودیّت هست، میتوانند یک چنین محصولات دفاعی را ــ حالا مثلاً فرض کنید در زمینهی دفاعی که دنیا روی آن حسّاس است ــ تولید کنند…»[1].
– ایجاد زیرساخت نهادی دانشبنیان و پژوهشمحور
وجود دانشگاههای پژوهشی طراز اول، ارتباط نظاممند آنها با صنعت و همچنین نهادهایی که بتوانند اهداف کلان نوآوری ملی را مدیریت و راهبری کنند، یکشبه شکل نمیگیرد. ایران طی دهههای گذشته، با آزمون و خطا، این انسجام نهادی را گام به گام و با سرمایهگذاری پیوسته پیریزی کرده است. این در این باره میفرمایند: «یکی از تجربههای خوب [مشارکت دادن مردم]، همین شرکتهای دانشبنیان است؛ این تجربهی خوبی است. البتّه فقط منحصر به این نباید باشد ــ که حالا عرض میکنم ــ امّا این یک تجربهی خوبی بود. [برای] شرکتهای دانشبنیان سازوکاری به وجود آمد که موجب شد افرادی که بااستعداد بودند، نخبه بودند، توانایی داشتند، انگیزه داشتند، بیایند و هزاران شرکت دانشبنیان را به وجود بیاورند، رشد تولید را بالا بردند، کمک کردند؛ این شرکتها خیلی تأثیر داشت و البتّه باید افزایش هم پیدا کند»[2].
– سرمایهگذاری پایدار بر نیروی انسانی جوان
سیاستگذاری در راستای حفظ و تقویت نیروی انسانی نخبه، در کنار فراهمسازی محیطهای کاری مساعد و تدوین مشوقهای پژوهشی کارآمد، اگرچه فرآیندی پرهزینه و نیازمند منابع گسترده محسوب میشود، اما ضرورتی حیاتی و راهبردی برای آینده کشور است. در همین راستا، ایران با اتخاذ رویکردی متمرکز بر توانمندیهای نسل جوان و ایجاد بسترهای لازم برای کنشگری و میدان دادن به آنان، موفق شد بخش بزرگی از سرمایههای انسانی ارزشمند خود را علیرغم وجود تمامی تنگناها و چالشها، در داخل مرزها حفظ نماید. این نگاه کلان، در واقع نوعی سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی نخبگان است که با هدف تثبیت جایگاه آنان در چرخه پیشرفت کشور صورت گرفته و پویایی علمی و اجرایی کشور را تضمین میکند.
– فرهنگ عمل و روحیه جهادی
در تجربه بینظیر ایرانی، مفهوم «جهاد علمی و تولیدی» به عنوان یک ارزش متعالی اجتماعی و یک تکلیف ملی نهادینه شد. این فرهنگ، که ریشه در آرمانهای انقلاب اسلامی دارد، نیروی محرکهای قدرتمند برای حرکت تولیدی و نوآورانه کشور در سختترین شرایط بوده است. این همان عنصری است که در مدلهای توسعه وارداتی و مبتنی بر رفاه نفتی، غایب است.
در نتیجه، ترکیبی هوشمندانه از ضرورتهای راهبردی، سیاستگذاریهای دقیق، زیرساختهای نهادی، فرهنگ جهادی و مؤلفههای اقتصادی بود که به ایران امکان داد در مسیر پیشرفت، «شناسنامهدار» شود؛ یعنی دانش و محصولاتی تولید کند که هویت ملی دارند، با الگوها و نیازهای داخلی سازگارند و کشور را از وابستگیهای ذلتبار به خارج بینیاز میسازند.
معماری سیاستها، گامها و سازوکارهای اجرایی
برای فهم دقیقتر آنچه «الگوی آیتالله خامنهای در پیشرفت» نامیده میشود، باید از تحلیلهای کلی فراتر رفت و به کالبدشکافی سیاستها و سازوکارهای اجرایی آن پرداخت. این معماری پیشرفت، که طی دهههای اخیر با ظرافت و آیندهنگری طراحی شده، بر ستونهای مستحکمی استوار است که هر یک نقشی حیاتی در تولید قدرت ملی و تابآوری کشور ایفا میکنند. نخستین و شاید مهمترین ستون، اولویتبخشی به پژوهشهای راهبردی و عملیاتی است. از طریق بیانات و سیاستگذاریهای کلان، حوزههایی چون نانو، لیزر، زیستفناوری، هوافضا، هستهای و دفاعی به عنوان قلههای علم و فناوری و اولویتهای خدشهناپذیر ملی تعیین شدند. این تمرکز هوشمندانه، بهویژه در شرایط تحریم که دسترسی به فناوریهای خارجی مسدود بود، این تهدید را به یک فرصت بیبدیل برای شکوفایی نبوغ داخلی و کسب مزیت رقابتی تبدیل کرد.
اما صرف تعیین اولویت کافی نبود. این جهتگیری کلان نیازمند سازوکارهایی اجرایی برای تبدیل ایده به محصول بود. در اینجا ستون دوم، یعنی «تشویق شرکتهای دانشبنیان و پیوند ارگانیک دانشگاه با صنعت»، به میدان آمد. با وضع قوانین حمایتی، ایجاد نمایشگاههای فناوری، تأسیس صندوقهای پژوهش و نوآوری و ارائه حمایتهای مالی هدفمند، مسیری روشن برای تجاریسازی علم و تبدیل آن به «ثروت ملی» هموار شد. این سیاستها، اکوسیستم کارآفرینی فناورانه را در کشور جان بخشید و دانشگاهها را از مراکز صرفا تئوریک به موتورهای محرک اقتصاد دانشبنیان تبدیل کرد.
همزمان با این جهش علمی، ستون سوم بر بومیسازی کامل صنعت دفاعی و ایجاد زنجیره تأمین داخلی متمرکز شد. تجربه گرانبهای دفاع مقدس این درس راهبردی را به ایران آموخت که وابستگی به تأمینکنندگان خارجی در حوزه دفاعی، یک خطر استراتژیک و غیرقابل قبول است. از این رو، سیاستهای کلیدی بر ایجاد خطوط تولید کاملا داخلی، تقویت بخش قطعهسازی و بومیسازی فناوری از طریق مهندسی معکوس و نوآوری استوار شد. امروز، ایران نه تنها تمام نیازهای دفاعی پیچیده خود را با اتکا به توان داخلی تأمین میکند، بلکه به یک صادرکننده معتبر برخی از این دستاوردهای پیشرفته نیز تبدیل شده است. این رویکرد در قالب ستون چهارم، یعنی اقتصاد مقاومتی، به کل کالبد اقتصادی کشور تعمیم یافت. ایده «اقتصاد مقاومتی» به عنوان یک دکترین جامع، کشور را برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی آماده ساخت و با تأکید بر حمایت از تولید داخلی و نقشآفرینی بنگاههای کوچک و متوسط، تابآوری اقتصادی کشور را به شکل چشمگیری افزایش داد.
در نهایت، هیچ یک از این ستونهای مادی و فنی بدون ستون پنجم، یعنی «رهبری امیدبخش و تمرکز بر نیروی انسانی آینده» به سرانجام نمیرسید. بخش مهم و شاید نامرئیتر این معماری، رهبری معطوف به انگیزش، امیدبخشی و فعالسازی سرمایه اجتماعی است. تأکیدات مکرر رهبری بر جوانان به عنوان «نعمت الهی» و دمیدن مستمر روح امید به آینده، در حقیقت یک سرمایه اجتماعی حیاتی را در رگهای جامعه تزریق میکند: انگیزه، تعلق خاطر ملی و پایداری روانی در برابر تهاجم تبلیغاتی و فشارهای روانی دشمن. این ایمان به نسل جوان، سوخت اصلی موتور پیشرفت کشور در سختترین شرایط بوده و هست.
خلق یک اکوسیستم قدرتساز
جوهر «پیشرفت با شناسنامه ایرانی» در یک منطق راهبردی یکپارچه نهفته است. منطقی که به طور همزمان چهار ستون حیاتی قدرت و ماندگاری ملی را بنا میکند و این ستونها، یکدیگر را متقابلا تقویت مینمایند. این الگو بیش از آنکه یک مسیر خطی باشد، یک اکوسیستم قدرتساز است که امنیت، استقلال، سرمایه انسانی و نفوذ را به صورت درهمتنیده تولید میکند.
از یک سو، این الگوی لایهای و پیوسته در تاکید به تولید بومی، دژی مستحکم از مصونیت راهبردی یا همان «بیمه ملی در برابر فشارها» را میسازد. محصولاتی که با دانش ملی و در خاک کشور تولید میشوند، به سادگی در تور تحریمهای فنی و اقتصادی دشمن گرفتار نمیشوند. این خوداتکایی عملی، همان جوهره استقلال سیاسی است؛ چرا که ملتی که کلیدهای پیشرفت و دفاع خود را در دست دارد، دیگر به بیگانگان محتاج نیست و در میدان دیپلماسی و در برابر فشارهای خارجی مجبور به تسلیم نخواهد شد. این دو، یعنی مصونیت اقتصادی و استقلال سیاسی دو روی یک سکهاند که در این مدل به صورت همزمان ضرب میشوند.
همزمان، این اکوسیستم خوداتکا به قدرتمندترین آهنربا برای جذب و حفظ ارزشمندترین دارایی کشور، یعنی سرمایه انسانی جوان، باانگیزه و متعهد تبدیل میشود. وقتی چشمانداز پیشرفت و «ساختن» برای نخبگان و جوانان عینی و ملموس باشد، انگیزهای برای ترک وطن باقی نمیماند. این همان پادزهر کارآمد برای پدیده تلخ «فرار مغزها» است که موتور پیشرفت کشور را برای آینده روشن نگه میدارد. این اکوسیستم زنده و پویای داخلی، به طور طبیعی به بیرون سرریز کرده و به قدرت نرم و صادرات دانشبنیان میانجامد. زمانی که یک کشور قادر است بیماریهای خود را درمان کند و از سرزمین خود دفاع نماید، مدل پیشرفت او به کالایی صادراتی بدل میشود. نه فقط صادرات محصول، بلکه صادرات الگو، شخصیت و خودباوری برای دیگر ملتهای آزاده.
بنابراین، اینها مراحل متوالی یک فرآیند نیستند. بلکه وجوه درهمتنیدهی یک واقعیت واحد و قدرتمند هستند. نبوغ این الگو در جامعیت آن است. یعنی با ساختن در درون، قدرت به بیرون بازتاب مییابد و با تأمین امنیت امروز، امید به فردایی درخشانتر را تضمین میکند.
معمار پیشرفت «شناسنامهای»
اگر بخواهیم مدعای اصلی این نوشتار را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت آیتالله خامنهای، در مقام رهبری نظام و سیاستگذار فکری یک راهبرد بلندمدت، نقش بیبدیل هدایتکننده و معمار اصلی پروژهای را داشتهاند که ما امروز آن را «پیشرفت با شناسنامه ایران» مینامیم. این پروژه یک شعار زودگذر نیست، بلکه مجموعهای دقیق و حسابشده از جهتگیریهای نهادی، فرهنگی و عملی است که به خوداتکایی علمی، تابآوری صنعتی و حفظ سرمایه گرانبهای انسانی انجامیده است. این یک حرکت تصادفی نیست. بلکه محصول راهبردی است که امروز ثمرات شیرین آن به وضوح در میدان واقعیت قابل مشاهده است.
این شناسنامهدار شدن پیشرفت، برای آینده ایران یک پیام روشن دارد: امید، استقلال عملی، و ظرفیت رقابت علمی-فناورانه. امید برای نسل جوانی که میخواهد در خاک خود بسازد و بدرخشد؛ استقلال برای تصمیمات ملی که بر توان داخلی تکیه دارد؛ و ظرفیت رقابتی که ایران را از جایگاه یک کشور صرفا منبعمحور، به جایگاه یک تولیدکننده دانش و فناوری در سطح جهانی ارتقا میدهد. حفظ این مسیر الهامبخش، نیازمند مشارکت همگانی و جهادی مستمر است. این است معماری ایرانی پیشرفت که نه تقلیدی کورکورانه از غرب و نه تسلیمی خودتحقیرانه در برابر فناوری خارجی، بلکه ساختن یک «شناسنامه» پرافتخار که ایران امروز را بسازد و فردای تابناک آن را بیمه کند.
[1] . 19 فروردین 1403 [2] . 15 فروردین 1402