2 مأموریت رسانهها پس از 22 بهمن

وی با بیان اینکه تکرار هوشمندانه پیامهای مثبت یک ضرورت رسانهای است، افزود: پیروزیها و نقاط قوت باید تکرار شوند، اما نه به شکل کلیشهای و خستهکننده، بلکه با تنوع در قالب، زاویه نگاه و شیوه روایت. تکرار باعث تثبیت در ذهن میشود. همانطور که وقتی میخی را به دیوار میکوبید، با یک ضربه در جای خود محکم نمیشود و نیاز به چندین ضربه دارد، پیام مثبت نیز باید چندین بار و به شکلهای مختلف ارائه شود تا در ذهن مخاطب بنشیند و به بخشی از باورها و ارزشهای او تبدیل شود.
فرهادی ادامه داد: بسیاری از افرادی که نگاه منفی و سیاه به مسائل دارند، در معرض تکرار مستمر پیامهای منفی قرار گرفتهاند. وقتی فردی دائماً از طریق شبکههای معاند یا رسانههای جهتدار پیامهای منفی دریافت میکند، طبیعی است که به این جمعبندی برسد که هیچ نقطه روشنی وجود ندارد. همانطور که از نوع تحلیل، ادبیات و باورهای برخی افراد میتوان تشخیص داد که خوراک رسانهای آنان چیست، باید توجه داشت که استمرار دریافت پیامهای منفی، احساس بدبختی و ناکامی دائمی را القا میکند. در مقابل، رسانههای داخلی و فعالان متعهد باید احساس امید و خوشبختی مبتنی بر واقعیت را تقویت کنند.
وی تأکید کرد: حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن یک سرمایه اجتماعی بزرگ است. این حضور نباید به یک روز محدود شود. یادآوری، بازخوانی و بازنمایی این صحنهها باید در دستور کار رسانهها باشد. این همان تکرار مثبت است که میتواند فضای روانی جامعه را تقویت کند و احساس مشارکت و همبستگی را افزایش دهد.
این کارشناس سواد رسانه در ادامه به مفهوم «مارپیچ سکوت» اشاره کرد و گفت: مارپیچ سکوت یعنی افرادی که دارای باورها و اعتقادات مشخصی هستند، به دلیل غالب شدن یک فضای رسانهای خاص، ترجیح میدهند سکوت کنند و دیدگاه خود را در جمع خانواده، اقوام یا محیط کار بیان نکنند. در حالی که اگر این سکوت شکسته شود، مشخص میشود که تعداد افراد همفکر بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میشود.
وی افزود: البته شکستن مارپیچ سکوت به معنای عصبانیت، جدل یا رفتار هیجانی نیست. فعالان رسانهای و کنشگران اجتماعی باید با مطالعه، منطق و استدلال وارد گفتوگو شوند. پیش از سخن گفتن باید بر موضوع مسلط بود. نمیتوان بدون مطالعه و آگاهی، وارد میدان پاسخگویی به شبهات شد.
فرهادی چهار محور اصلی را که به گفته وی محل تمرکز جریانهای معارض است، تشریح کرد و گفت: محور نخست، ضربه به اعتقادات مردم است. در این حوزه، شبهات اعتقادی بهصورت گسترده در فضای مجازی منتشر میشود. در برابر این جریان، باید هم رویکرد پدافندی داشت، یعنی پاسخ مستدل به شبهات داد، و هم رویکرد آفندی، یعنی تولید محتوای عمیق و جذاب درباره مبانی اعتقادی.
وی محور دوم را تحریف تاریخ معاصر دانست و تصریح کرد: تلاش میشود نسل جوان از تاریخ معاصر ایران بیاطلاع بماند و تصویری غیرواقعی از گذشته برای او ساخته شود. گاهی شاهدیم افرادی شعارهایی درباره دوره پهلوی میدهند، اما اگر از آنان درباره دستاوردهای واقعی آن دوره سؤال شود، پاسخی ندارند. بنابراین مطالعه دقیق تاریخ معاصر و توانایی پاسخ به شبهات تاریخی، یک ضرورت جدی برای فعالان رسانهای است.
این کارشناس سواد رسانه، سومین محور را کمرنگ جلوه دادن دستاوردهای انقلاب اسلامی عنوان کرد و گفت: دشمن تلاش میکند دستاوردها دیده نشود. در حالی که رسانههای داخلی باید با تکرار همراه با تنوع، این دستاوردها را برای مردم بازگو کنند؛ از پیشرفتهای علمی و دفاعی گرفته تا توسعه زیرساختها و خدمات اجتماعی. اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت خود را جایگزین خواهند کرد.
وی در پایان، محور چهارم را حوزه خانواده دانست و خاطرنشان کرد: در این عرصه دو نقطه تمرکز جدی وجود دارد؛ یکی ترویج روابط آزاد به جای ازدواج و دیگری جایگزین کردن سبک زندگیهایی مانند پرورش حیوانات خانگی به جای فرزندآوری. در مقابل، باید فرهنگ ازدواج ساده، مسئولانه و سبک زندگی متعادل ترویج شود و اهمیت فرزندآوری بهعنوان سرمایه آینده کشور تبیین گردد.
فرهادی تأکید کرد: قرار نیست هر فردی همزمان در هر چهار حوزه فعالیت کند. هر فعال رسانهای میتواند بر اساس علاقه و توانمندی خود یکی از این محورها را انتخاب کرده و بهصورت تخصصی مطالعه و تولید محتوا کند. مهم این است که کار رسانهای مبتنی بر دانش، استمرار و تکنیک باشد. اگر فعالان رسانهای به این اصول توجه کنند، اثرگذاری پیامها چند برابر خواهد شد.