بدیلهای ساختگی در برابر ملّت ایران بیآبرو شدند

پایان یک پروژه دروغ
نخستین پیامد این وقایع، رسوایی رسانهای دشمن بود. رسانههایی که با تکیه بر دروغ، تحریف، کشتهسازی، نفرتپراکنی و عملیات روانی گسترده تلاش کردند واقعیت ایران را وارونه نشان دهند. آمارهای منتشرشده از دهها هزار خبر جعلی و هزاران اکانت ساختگی، تنها بخشی از این تروریسم رسانهای است. با این حال، افشای تدریجی این دروغها نشان داد که قدرت رسانهایِ بیاخلاق، الزاماً به معنای اقناع افکار عمومی نیست.
نقابها کنار رفت
دومین پیامد، آشکار شدن چهره واقعی برخی سلبریتیها و چهرههای بهظاهر مردمی بود؛ افرادی که شهرت و اعتبار خود را مدیون مردم ایران بودند، اما در بزنگاه، در کنار دشمنان ملت ایستادند. این حوادث نشان داد که «شهرت رسانهای» نه نشانه تعهد ملی است و نه دلیلی بر صلاحیت اجتماعی. مطالبه افکار عمومی از جمله در رفراندم ملی و عظیم 22 دیماه و بهمنماه سال جاری در این زمینه روشن است؛ بیتالمال ایران نباید صرف افرادی شود که آگاهانه در برابر ملت خود میایستند.
چهره عریان خشونت
مهمتر از همه، چهره کریه «داعشیان وطنی» آشکار شد؛ جریانهایی که در پوشش اعتراض، دست به جنایات عریان زدند؛ از حمله به نیروهای امنیتی و بسیجیان مظلوم گرفته تا آتشزدن مساجد و هتک حرمت مقدسات اسلامی. تجربههای منطقهای بهروشنی نشان میدهد که مدارا با چنین جریانهایی نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه آنان را در مسیر براندازی جسورتر میسازد.
اثبات ناکارآمدی بدیلها
در نهایت، ماهیت واقعی دشمنان ایران بیش از هر زمان دیگری نمایان شد. از آمریکا و رژیم صهیونیستی تا منافقین، داعش، سلطنتطلبان و گروهکهای تجزیهطلب، همگی در یک جبهه واحد قرار گرفتند. اما همین همصفشدن، یک حقیقت انکارناپذیر را عیان کرد؛ این جریانها نه پایگاه مردمی دارند، نه انسجام، و نه توان ارائه بدیلی برای جمهوری اسلامی. نتیجه روشن است؛
با همه نقدها، کاستیها و مشکلاتی که از سوی دشمنان خارجی یا غربگرایان داخلی بر ملت ایران تحمیل شده است، باید اذعان کرد که بهجز نظام «جمهوری اسلامی ایران»، هیچ بدیل واقعی، ملی و مردمی برای ایران عزیزمان وجود ندارد. تمام پروژههای براندازانه، به زودی در برابر این واقعیت فرو خواهد ریخت.
یاداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین محمد ملکزاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی