اصفهان زیر سایه دود؛ صنعتیشدن بدون پیوست محیط زیستی

اصفهان را سالها با زایندهرود، پلهای تاریخی و هوای دلانگیزش میشناختند. شهری که به گواه تاریخ، یکی از زیباترین و زیستپذیرترین شهرهای ایران بود. اما امروز، وقتی نام اصفهان به میان میآید، پیش از آنکه تصویر سیوسهپل در ذهن نقش ببندد، شاخصهای قرمز آلودگی هوا و تعطیلیهای مکرر مدارس و ادارات تداعی میشود. این تغییر تصویر، اتفاقی و ناگهانی نیست. نتیجه سالها توسعه صنعتی بدون درنظرگرفتن ظرفیتهای محیطزیستی و فقدان پیوستهای الزامآور برای پروژههای بزرگ اقتصادی است.
استان اصفهان در دهههای اخیر به یکی از قطبهای اصلی صنعت کشور تبدیل شده است. استقرار صنایع مادر، کارخانههای فولاد، پالایشگاهها، پتروشیمیها و نیروگاههای بزرگ، اگرچه در رشد اقتصادی و اشتغال نقش داشتهاند، اما همزمان فشار سنگینی بر محیطزیست منطقه وارد کردهاند. در این میان، نقش صنایع عظیم همچون فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد خاورمیانه و همچنین مجموعه نیروگاههای حرارتی مستقر در استان، در تولید و تشدید آلایندههای هوا قابل انکار نیست.
صنعت فولاد بهطور ذاتی صنعتی انرژیبر و آلاینده است. فرایندهای احیا، ذوب و نورد، مصرف گسترده سوختهای فسیلی و تولید گازهای گلخانهای و ذرات معلق را بهدنبال دارد. هرچند طی سالهای اخیر اقداماتی برای بهبود فناوری و کاهش آلایندگی در برخی واحدها اعلام شده، اما پرسش اساسی اینجاست که آیا این اقدامات با حجم تولید و توسعه خطوط جدید همخوانی داشته است؟ آیا پیش از گسترش ظرفیت تولید، ارزیابی دقیقی از توان اکولوژیک منطقه انجام شده است؟ اصفهان در دشتی محصور میان کوهها قرار دارد که بهطور طبیعی مستعد پدیده وارونگی دماست. شرایطی که در فصول سرد سال، آلایندهها را در لایههای پایین جو حبس میکند. در چنین جغرافیایی، تمرکز صنایع سنگین بدون تمهیدات سختگیرانه محیطزیستی، عملاً به انباشت مزمن آلودگی منجر میشود.
در کنار صنایع فولادی، نیروگاههای حرارتی نیز سهم قابل توجهی در انتشار آلایندهها دارند. نیروگاههایی که در مواقع کمبود گاز، به استفاده از سوختهای مایع همچون مازوت روی میآورند، حجم بالایی از دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق را وارد هوا میکنند. این مسئله نهتنها کیفیت هوا را بهشدت کاهش میدهد، بلکه آثار مستقیم بر سلامت شهروندان دارد. از افزایش بیماریهای تنفسی و قلبی گرفته تا رشد آمار مراجعه به مراکز درمانی در روزهای اوج آلودگی.
مسئله فقط یک یا دو واحد صنعتی نیست، بلکه فقدان نگاه آمایشمحور و پیوست محیطزیستی در سیاستگذاریهای کلان است. در بسیاری از کشورهای صنعتی، استقرار صنایع بزرگ منوط به رعایت استانداردهای سختگیرانه، فاصلهگذاری از مراکز جمعیتی و سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای پاک است. اما در اصفهان، توسعه صنعتی در شعاعی محدود و در نزدیکی بافتهای شهری اتفاق افتاده و با رشد جمعیت شهری در دهههای گذشته، فاصله میان صنعت و سکونتگاهها هر روز کمتر شده است.
از سوی دیگر، خشکی زایندهرود و کاهش پوشش گیاهی نیز توان طبیعی شهر برای پالایش هوا را کاهش داده است. زمانی جریان آب و رطوبت نسبی، تا حدی از شدت آلودگی میکاست، اما اکنون با بستر خشک رودخانه و فرونشست زمین، شرایط زیستمحیطی شکنندهتر از همیشه است. در چنین وضعیتی، تداوم بارگذاری صنعتی جدید، بدون بازنگری جدی در ظرفیتهای محیطی، میتواند بحران را عمیقتر کند.
سؤال کلیدی این است که چرا پیوست محیطزیستی، که باید پیششرط هر طرح توسعهای باشد، در عمل به سندی تشریفاتی تبدیل شده است؟ ارزیابی اثرات زیستمحیطی زمانی معنا دارد که نتیجه آن بتواند مانع اجرای پروژهای شود یا آن را به اصلاحات اساسی وادار کند. اگر در عمل، هیچ پروژهای به دلیل مخاطرات زیستمحیطی متوقف یا محدود نشود، مفهوم ارزیابی به فرایندی صوری تقلیل مییابد.
امروز اصفهان با دوگانهای دشوار مواجه است. از یکسو نیاز به تولید، اشتغال و رشد اقتصادی و از سوی دیگر ضرورت حفظ سلامت و کیفیت زندگی شهروندان. اما تجربه جهانی نشان داده که این دو الزاماً در تعارض دائمی نیستند.
سرمایهگذاری در فناوریهای کمکربن، نوسازی خطوط تولید، ارتقای استاندارد سوخت نیروگاهها، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و انتقال تدریجی صنایع آلاینده به خارج از حریمهای جمعیتی، راهکارهایی است که میتواند این تعارض را کاهش دهد.
ادامه وضعیت کنونی، اما پیامدهای اجتماعی نیز بههمراه دارد. افزایش مهاجرت نخبگان و خانوادهها به شهرهای با کیفیت هوای بهتر، افت سرمایه اجتماعی و نارضایتی عمومی از تکرار تعطیلیها و هشدارهای بهداشتی، نشانههایی است که نباید نادیده گرفته شود. شهری که هوایش برای کودکان، سالمندان و بیماران خطرناک است، چگونه میتواند خود را «شهر زندگی» بنامد؟
اصفهان امروز در نقطه عطفی تاریخی ایستاده است. یا باید مسیر توسعه صنعتی را با بازنگری جدی و الزامآور در پیوستهای محیطزیستی اصلاح کند، یا بپذیرد که هزینههای انسانی و اجتماعی آلودگی، دستاوردهای اقتصادی را تحتالشعاع قرار خواهد داد. پرسش «چرا اصفهان دیگر شهر زندگی نیست؟» بیش از آنکه یک شعار رسانهای باشد، هشداری است درباره آینده شهری که اگر تصمیمهای سخت و شجاعانه امروز اتخاذ نشود، فردا شاید حتی فرصت بازگشت به شرایط قابل تحمل را نیز از دست بدهد.
یادداشت از: مرتضی مهدیزاده