ریزگردها؛ امنیت زیستی خوزستان در خطر

گردوغبار در خوزستان پدیدهای مقطعی یا صرفاً اقلیمی نیست. مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی، از خشکسالیهای متوالی و سوءمدیریت منابع آب گرفته تا کانونهای فعال گردوغبار در آن سوی مرزها، این بحران را تشدید کردهاند. کاهش دبی رودخانههای مهمی چون کارون و کرخه، خشکشدن تالابها و تغییر کاربری اراضی، عملاً زمینهای مستعد تولید گردوغبار را افزایش داده است. در این میان، تالاب راهبردی هورالعظیم به نماد پیوند میان محیط زیست، امنیت و اقتصاد تبدیل شده است.
هورالعظیم نهتنها یک زیستبوم ارزشمند و مأمن گونههای جانوری و گیاهی است، بلکه نقش ضربهگیر طبیعی در برابر گردوغبار دارد. هر زمان که آب این تالاب کاهش یافته، کانونهای جدید ریزگرد فعال شدهاند و شهرهایی مانند اهواز با موجهای شدید آلودگی هوا مواجه شدهاند. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هرگونه اختلال در حقآبه تالاب، چه ناشی از خشکسالی و چه بهدلیل مداخلات انسانی، پیامدی مستقیم بر کیفیت هوا و سلامت مردم دارد.
پیامدهای زیستمحیطی این بحران روشن است: افزایش فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی، تهدید تنوع زیستی و تشدید بیابانزایی. اما آنچه کمتر به آن پرداخته میشود، تبعات اقتصادی گسترده ریزگردهاست. تعطیلیهای مکرر ادارات، مدارس و مراکز تولیدی، کاهش بهرهوری نیروی کار، افزایش هزینههای درمانی ناشی از بیماریهای تنفسی و قلبی و افت سرمایهگذاری در استان، تنها بخشی از هزینههای پنهان و آشکار این بحران است. اقتصاد محلی که باید بر پایه کشاورزی، صنعت و تجارت مرزی شکوفا شود، در روزهای خاکآلود عملاً به حالت نیمهتعطیل درمیآید.
کشاورزی خوزستان که یکی از ارکان امنیت غذایی کشور است، از این شرایط آسیب جدی میبیند. رسوب گردوغبار بر مزارع، کاهش فتوسنتز، افت کیفیت محصولات و افزایش هزینههای نگهداری، کشاورزان را با چالشهای مضاعف روبهرو کرده است. از سوی دیگر، صنایع بزرگ مستقر در استان نیز از کاهش دید افقی، اختلال در حملونقل و آسیب به تجهیزات متأثر میشوند. بدین ترتیب، ریزگردها تنها تهدیدی برای سلامت شهروندان نیستند، بلکه مستقیماً بر شاخصهای رشد و توسعه اثر میگذارند.
با این حال، مسئله ریزگردهای خوزستان صرفاً داخلی نیست. بخش قابل توجهی از کانونهای گردوغبار در کشور عراق قرار دارد. مناطقی که بهدلیل جنگهای طولانی، تخریب زیرساختهای آبی و مدیریت ناپایدار منابع، به بیابانهای فعال تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، دیپلماسی محیطزیستی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است. همکاری مؤثر با دولت عراق برای احیای تالابهای مرزی، تثبیت کانونهای گردوغبار و مدیریت مشترک منابع آب میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش بحران داشته باشد.
ایران تجربه موفقی در مدیریت منابع آب و مهار بیابانزایی دارد و میتواند از این ظرفیت در قالب همکاریهای فنی و منطقهای بهره ببرد. فعالسازی کمیسیونهای مشترک، تعریف پروژههای احیای تالابهای مرزی و استفاده از ظرفیت سازمانهای بینالمللی برای تأمین مالی طرحهای مشترک، بخشی از اقداماتی است که باید با جدیت دنبال شود. در این میان، هورالعظیم میتواند به محور همکاریهای دوجانبه تبدیل شود؛ تالابی که حیات آن به تصمیمهای دو سوی مرز گره خورده است.
در سطح داخلی نیز بازنگری در مدیریت منابع آب و تضمین حقآبه تالابها یک مطالبه جدی است. توسعه صنعتی و کشاورزی بدون ملاحظه ظرفیتهای اکولوژیک، نتیجهای جز تشدید بحران نخواهد داشت. برنامهریزی برای کشتهای کمآببر، جلوگیری از برداشتهای بیرویه، تثبیت کانونهای داخلی گردوغبار و سرمایهگذاری در طرحهای بیابانزدایی، باید در اولویت سیاستگذاری قرار گیرد.
امروز ریزگردها آزمونی برای حکمرانی محیط زیستی کشور هستند. خوزستان بهعنوان خط مقدم این بحران، نیازمند نگاه ملی و فرابخشی است. امنیت زیستی مردم این استان نباید قربانی تعللهای مدیریتی یا اختلافات بیندستگاهی شود. اگر توسعه پایدار را هدف میدانیم، باید بپذیریم که محیطزیست نه مانع توسعه، بلکه بستر آن است.
خوزستان میتواند همچنان قلب تپنده اقتصاد ایران باشد، به شرط آنکه نفسهایش در گردوغبار گم نشود. حل بحران ریزگردها نیازمند ارادهای جدی، هماهنگی منطقهای و بازتعریف اولویتها در مدیریت منابع است. آینده این استان، و در مقیاسی بزرگتر امنیت زیستی کشور، به تصمیمهایی وابسته است که امروز گرفته میشود.
یادداشت از: حجت عابدیاصل