دومینوی قتل مخالفان پهلوی در خارج کشور؛ ساواک مجدد تأسیس شد؟

در هفتههای گذشته دو قتل دیگر نیز در خارج کشور خبرساز شد؛ یکی قتل مسعود مسجدی که در دادگاه از حامیان پهلوی شکایت کرده بود و دیگری قتل محسن احمدیپور که وی نیز از مخالفان گروهک سلطنتطلبان بهشمار میرفت.
همچنین در این ایام تصاویر و فیلمهای متعددی از حمله حامیان رژیم پهلوی به ایرانیان مخالفشان در خارج کشور منتشر شده بود و همین مسئله موجب شد تا در گفتگوی رضا پهلوی با کریستین امانپور در حاشیه کنفرانس مونیخ جزو سوالات وی قرار بگیرد گه چرا طرفداران وی مخالفین خود را مورد حمله قرار میدهند.
مسئله دومینوی قتلهای مخالفان پهلوی در خارج کشور و سازمانیافتگی طرفداران او برای انجام عملیاتهای تروریستی در ایران و رفتارهای شبهمجاهدین خلقی که شمهای از آن را در اتفاقات 18 و 19 دیماه 1404 شاهد بودیم را باید در لایه دیگری بررسی کرد آن هم احیای مجدد چیزی شبیه ساواک در خارج کشور بهعنوان بازوی عملیاتی و تروریستی سلطنتطلبان است.
ساواک؛ نهادی که همه از آن نفرت داشتند
ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) در سال 1335 تأسیس و از 1336 عملاً آغاز بهکار کرد. تشکیل آن در دوره حکومت محمدرضاشاه پهلوی و پس از فضای خفقان بعد از کودتای 28 مرداد انجام شد و طراحی اولیه ساختار آن، با همکاری سرویسهای اطلاعاتی خارجی مانند سیا و موساد صورت گرفت.
بازداشتهای گسترده، بازجوییهای خشن و شکنجه زندانیان سیاسی و قتل آنها موجب شده بود تا رژیم پهلوی علیرغم ارتباط تنگاتنگ با دولتهای غربی، در بین مردم این کشورها با نام ساواک شناخته شود.
نفرت از ساواک و خشم مردم از رژیم پهلوی بهدلیل وجود این سازمان موجب شد تا در 4 بهمنماه 1357 لایحه انحلال ساواک در مجلس ملی و مجلس سنا به تصویب میرسد و دولت بختیار قصد داشت با این کار، مانع از فروپاشی رژیم شده و مردم را آرام کند.
مجله تایم در 19 فوریه 1979، در زمان سرنگونی شاه، ساواک را بهعنوان منفورترین و ترسناکترین نهاد ایران توصیف کرد که هزاران نفر از مخالفان شاه را شکنجه و به قتل رسانده بود.
فدراسیون دانشمندان آمریکایی هم آن را بهخاطر شکنجه و اعدام هزاران زندانی سیاسی و نماد حکومت شاه از 1963 تا 1979 گناهکار میدانست. فهرست FAS از روشهای شکنجه ساواک شامل شوکالکتریکی، شلاق، ضرب و شتم و کشیدن دندان و ناخن و غیره حرفزده بود.
در حقیقت میتوان ساواک را نماد برجسته دوران سلطنت شاه دانست و اسم شاه و ساواک در نظر مردم دنیا مترادف یکدیگر بود.
یرواند آبراهامیان مورخی که او نیز بهتازگی بعد از مصاحبهاش با BBC، از سمت سلطنتطلبان مورد حمله قرار گرفته بود در پژوهشهای خود مرگهای ناشی از شکنجه ساواک(غیر از درگیری میدانی) را بین 300 تا 500 نفر ذکر کرده اما برخی منابع آنها را بیش از هزارنفر هم برشمردند.
کمیته مشترک ضدخرابکاری که امروزه با عنوان موزه عبرت شناخته میشود، در تاریخ چهارم بهمن ماه 1350 تأسیس شد که تنها در آن همزمان بیش از 8 هزار زندانی نگهداری و شکنجه میشد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی مدیران ارشد ساواک مانند نعمتالله نصیری و تیمسار پاکروان اعدام شدند و عدهای مانند پرویز ثابتی و منوچهر هاشمی به خارج کشور گریختند؛ همچنین نکته مهم اینجاست که شماری از مدیران کل ادارات ساواک و ماموران آن و خانوادههایشان در ماههای پایانی عمر رژیم از کشور خارج شده و در کشورهای آمریکایی و اروپایی به زندگی مخفی خود ادامه دادند.
یکی از چهرههای مرموز جریان ساواک، پرویز ثابتی بود که در آمریکا به زندگی مخفی خود ادامه میداد و از آنجا مسئول اداره امنیت داخلی این سازمان بود، بیش از همه در چشم مبارزان انقلابی و مردم منفور بود.
بازگشت سلطنتطلبان با نماد مشهور خود یعنی ساواک!
بعد از اغتشاشات سال 1401، برای اولینبار پرویز ثابتی نفر دوم ساواک در سال 57 در راهپیمایی حامیان اغتشاشات در آمریکا در انظار عمومی حاضر و تصویری از وی منتشر شد؛ انتشار تصویر ثابتی برای اولینبار واکنشهای متفاوتی برانگیخت؛ ایرانیان داخل کشور و همچنین برخی فعالان اپوزیسیون خارجنشین نسبت به حضور یک عنصر ساواک که تحت تعقیب نهادهای حقوق بشری است واکنش نشان دادند اما این حضور مورد حمایت سلطنتطلبان قرار گرفت و از بازگشت ثابتی و تأسیس مجدد ساواک استقبال کردند.
چند ماه بعد از این اتفاق، ثابتی روبروی دوربین شبکه منوتو نشست و در مستندی 5 قسمتی به بازگویی خاطرات خود پرداخت که بخشهای عمده آن مورد انتقاد مورخان قرار داشت؛ کمااینکه چند سال پیش کتاب خاطراتی از وی با عنوان «در دامگه حادثه» حاوی غلطهای تاریخی فراوانی بود که مبارزان سیاسی پیش از انقلاب و مورخان علیه آن دست به افشاگری زدند.
حضور ثابتی و سربرآوردن شبکه سلطنتطلبان در سالهای اخیر، نشان میدهد شبکه ساواک در خارج کشور در طول این سالها فعال بوده؛ بهویژه که ثابتی در مستند خود اعتراف میکند رابطه وی با موساد به دوران ساواک برمیگردد و میگوید موساد آمار مبارزان خارج کشور را به آنها میداده و حتی در مناطق مرزی ایران با موساد عملیات مشترک انجام میدادند.
ثابتی در همین سالهای زندگی مخفیانه در اورلاندو بهعنوان یک سهملیتی (ایرانی، اسرائیلی و آمریکایی) زندگی میکرد و شرکتی اقتصادی بهنام Paris Enterprises دارد. وی از حامیان مالی کمپین انتخاباتی جرج بوش و کمیته ملی جمهوریخواهان بوده است و به گفته وین مدسن خبرنگار آمریکایی، پرویز ثابتی بعد از خروج از ایران بهعنوان افسر موساد فعالیت خود را در اسرائیل و بعد از آن در فلوریدا ادامه داده بود.
حمایت ویژه رژیم صهیونیستی از رضا پهلوی و سفر وی به اراضی اشغالی و ارتباط تنگاتنگ موساد و ساواک، نشان میدهد که سلطنتطلبان با نماد برجسته دوران حکومت خود یعنی ساواک برگشته و براساس همان سازوکارها درحال ساماندهی و فعالیت هستند.
روزنامه فرانسوی فیگارو در گزارشی بهتازگی به بررسی کارزار دیجیتال اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پرداخته و مینویسد شبکههای اجتماعی به یکی از میدانهای اصلی این تقابل تبدیل شدهاند و یکی از اهداف برجسته این فعالیتها، برجستهسازی و ترویج چهره رضاپهلوی فرزند شاه مخلوع ایران بهعنوان گزینهای برای آینده سیاسی کشور است.
حامیان رضا پهلوی در جزوهای که برای آنچه دوران گذار مینامند منتشر کردند، یکی از اولین اقداماتشان تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت ملی ایران یا همان ساواک است و قرار است این سازمان تنها به رهبر دوران گذار یعنی رضا پهلوی پاسخگو باشد.
حضور این افراد در خارج بیش از آنکه تهدیدی برای مردم ایران باشد، تهدیدی برای کشورهایی است که امروزه حامی آنها شدند و یک هسته آشوبگر و خشن مانند داعش را در درون خود جای دادهاند؛ هسته سازمانیافتهای که همان ساواک پیشین است.