چرا هیچ شهری در استان خوزستان هوای پاک ندارد؟

پرسش اصلی این است؛ چرا هیچ شهری در این استان حتی برای چند روز متوالی هم هوای سالم و پایدار تجربه نمیکند؟
هوای خوزستان فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست. مسئلهای اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی است. این استان بهدلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود در جنوب غرب ایران، در کانون تلاقی چند منبع آلودگی قرار دارد که هرکدام بهتنهایی میتوانند کیفیت هوا را به سطح هشدار برساند.
نخستین عامل، تمرکز بیسابقه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی است. از دههها پیش، توسعه صنعتی در خوزستان بدون ملاحظات زیستمحیطی جدی پیش رفته است. فلرهای نفتی که شبانهروز در حال سوختن هستند، حجم عظیمی از گازهای آلاینده، ذرات معلق و ترکیبات سمی را وارد هوا میکنند. شهرهایی مانند اهواز که در مجاورت مستقیم این تأسیسات قرار دارند، عملاً در یک اتاق گاز روباز زندگی میکنند. اتاقی که سقف و خروجی ندارد.
عامل دوم، ریزگردهاست. پدیدهای که خوزستان را به نماد بحران گردوغبار در ایران تبدیل کرده است. بخش بزرگی از این ریزگردها منشأ فرامرزی دارند و از بیابانهای عراق و سوریه وارد استان میشود اما سهم مدیریت داخلی نیز کم نیست. خشک شدن تالابها، بهویژه تالابهای مهم منطقه، نتیجه ترکیبی از سدسازیهای گسترده، انتقال آب و تغییر اقلیم است. وقتی زمینهای مرطوب به کانونهای گردوغبار تبدیل میشوند، هر باد متوسطی میتواند میلیونها تن ذرات ریز را به هوا بلند کند. این ذرات نهتنها دید افقی را کاهش میدهند، بلکه وارد ریه شهروندان میشوند و بیماریهای تنفسی، قلبی و حتی سرطان را تشدید میکنند.
سومین عامل، الگوی توسعه شهری و حملونقل فرسوده است. ناوگان خودروهای شخصی و عمومی در بسیاری از شهرهای استان قدیمی و پرمصرف است. سوخت بیکیفیت، موتورهای فرسوده و نبود سیستم حملونقل عمومی کارآمد باعث میشود آلایندههای شهری بهطور مداوم تولید شوند. شهرهای صنعتی مانند آبادان و بندر ماهشهر علاوه بر صنایع سنگین، با ترافیک کامیونها و خودروهای سنگین نیز مواجهاند که سهم قابل توجهی در تولید ذرات معلق دارند. در چنین شرایطی، حتی اگر یک روز ریزگرد وجود نداشته باشد، آلودگی صنعتی و شهری همچنان شاخص کیفیت هوا را در وضعیت ناسالم نگه میدارد.تغییرات اقلیمی نیز نقش مهمی در تشدید بحران دارد. افزایش دما، کاهش بارندگی و طولانیتر شدن دورههای خشکسالی باعث شده خاک منطقه شکنندهتر شود. پوشش گیاهی که میتوانست تا حدی خاک را تثبیت کند، تحت فشار کمآبی و شوری خاک از بین رفته است. نتیجه این چرخه، افزایش تعداد روزهای گردوغبار و کاهش توان طبیعت برای ترمیم خود است. خوزستان در سالهای اخیر تابستانهایی با دمای بالای 50 درجه را تجربه کرده و این گرمای شدید، واکنشهای شیمیایی در جو را تسریع میکند و تشکیل آلایندههای ثانویه را افزایش میدهد.
مسئله دیگر، ضعف نظارت و اجرای قوانین زیستمحیطی است. اگرچه قوانین متعددی برای کنترل آلودگی وجود دارد، اما اجرای آنها در برابر فشارهای اقتصادی و صنعتی اغلب سست میشود. صنایع بزرگ بهدلیل نقش کلیدی در اقتصاد ملی، معمولاً با اغماض بیشتری مواجهاند. نصب فیلترهای پیشرفته، نوسازی تجهیزات و رعایت استانداردهای جهانی هزینهبر است و در شرایط اقتصادی دشوار، اولویت به تولید داده میشود نه به محیط زیست. این نگاه کوتاهمدت باعث شده هزینههای سلامت عمومی بهطور نامرئی اما سنگین بر دوش مردم بیفتد.
پیامدهای اجتماعی آلودگی هوا در خوزستان عمیق است. افزایش آمار بیماریهای تنفسی در کودکان، غیبتهای مکرر در مدارس، فشار بر سیستم درمانی و کاهش کیفیت زندگی، تنها بخشی از این پیامدهاست. بسیاری از خانوادهها احساس میکنند در یک وضعیت اضطراری دائمی زندگی میکنند؛ وضعیتی که به مرور به «عادی» تبدیل شده است. عادیسازی بحران شاید خطرناکترین بخش ماجرا باشد، زیرا حساسیت عمومی را کاهش میدهد و مطالبهگری را تضعیف میکند.
با این حال، راهحلها ناممکن نیستند. احیای تالابها، مدیریت علمی منابع آب، همکاری منطقهای برای مهار ریزگردهای فرامرزی، نوسازی صنایع و توسعه انرژیهای پاک میتواند بهتدریج کیفیت هوا را بهبود دهد. تجربه شهرهای آلوده در جهان نشان میدهد که ترکیب سیاستگذاری سختگیرانه، فناوری پاک و مشارکت عمومی میتواند روند تخریب را معکوس کند. خوزستان بهدلیل ثروت انرژی و موقعیت استراتژیک خود، ظرفیت تبدیل شدن به الگوی توسعه پایدار را دارد اما این امر مستلزم تغییر اولویتهاست.
پرسش «چرا هیچ شهری در خوزستان هوای پاک ندارد؟» در نهایت به یک پاسخ چندلایه میرسد: تمرکز صنایع آلاینده، تخریب اکوسیستمهای طبیعی، مدیریت ناپایدار منابع، زیرساختهای فرسوده و ضعف اجرای قانون.
این بحران حاصل یک تصمیم یا یک سال خاص نیست. نتیجه دههها انباشت خطاهای کوچک و بزرگ است. اگر همانطور که بحران بهتدریج ساخته شده، راهحل نیز بهصورت پیوسته و بلندمدت دنبال شود، میتوان امید داشت که روزی شاخص کیفیت هوا در این استان، بهجای هشدار، عددی سبز را نشان دهد. عددی که برای بسیاری از شهروندان خوزستان هنوز تجربهای ناآشناست.
یادداشت از: مرتضی مهدیزاده