نقالی و پردهخوانی؛ میراث زنده تاریخ شفاهی ایران

این دو هنر، با وجود تفاوتهای ساختاری، در یک هدف مشترک سهیماند: ثبت و انتقال تاریخ به زبان مردم، بدون نیاز به متون مکتوب.یکی از نکات مهم در نقالی و پردهخوانی، نقش آنها در حفظ تاریخ شفاهی است. تاریخ شفاهی به معنای ثبت تجربیات، خاطرات و روایتهای مردم است که معمولاً در منابع رسمی و کتابها یافت نمیشوند. بسیاری از حوادث و وقایع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران از طریق همین روایتها به نسلهای بعد منتقل شده است. برای مثال، داستانهای حماسی شاهنامه، جنگها و زندگی قهرمانان ملی، در قالب نقالی همچنان زنده مانده و با زبان مردم نقل میشود. در پردهخوانیهای مذهبی نیز وقایع عاشورا و زندگی بزرگان دینی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، بدون آنکه تنها به متون مذهبی محدود شود.این هنرها علاوه بر انتقال وقایع تاریخی، ابزار مهمی برای آموزش و پرورش فرهنگی جامعه محسوب میشوند.
وقتی کودکان و نوجوانان شاهد نقالیها و پردهخوانیها هستند، با تاریخ، ادبیات و اخلاقیات آشنا میشوند و درک عمیقتری از هویت ملی و فرهنگی پیدا میکنند. به عبارت دیگر، نقالی و پردهخوانی، حافظه تاریخی جامعه را زنده نگه میدارند و پیوندی مستحکم میان نسلها ایجاد میکنند.اما نقش این هنرها در حفظ تاریخ شفاهی تنها به انتقال وقایع گذشته محدود نمیشود. نقالان و پردهخوانان، با افزودن نکات محلی، اشعار و روایتهای فردی، داستانها را با زندگی روزمره مردم تلفیق میکنند. این فرآیند، باعث میشود تاریخ به شکل زنده و پویا در جامعه حضور داشته باشد و از حالت خشک و مکتوب خارج شود. مخاطب با گوش دادن به نقالی، نه تنها وقایع تاریخی را میآموزد، بلکه با نگرشها، ارزشها و زندگی اجتماعی مردم گذشته نیز آشنا میشود.در کنار این مزایا، نقالی و پردهخوانی نقش مهمی در ایجاد حس تعلق فرهنگی و ملی دارند.
وقتی افراد شاهد روایتهایی از تاریخ و فرهنگ خود هستند، احساس پیوند با گذشته و هویت جمعیشان تقویت میشود. این احساس تعلق، عاملی مهم برای پایداری فرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی است. به همین دلیل، حمایت از نقالان و پردهخوانان و حفظ این هنرها، از اهمیت ویژهای برخوردار است.با گذر زمان و ورود رسانههای نوین، نقالی و پردهخوانی با چالشهای زیادی مواجه شدهاند. تلویزیون، سینما و شبکههای اجتماعی، بخشی از مخاطبان سنتی این هنرها را جذب کردهاند و ضرورت دارد این هنرها با شیوههای جدید معرفی و حفظ شوند. برخی نقالان امروزی، با بهرهگیری از فضای مجازی، نمایشهای خود را ضبط و منتشر میکنند تا نسل جوان نیز با این هنر آشنا شود. این اقدامات، نشان میدهد که نقالی و پردهخوانی میتوانند با حفظ اصالت خود، همگام با فناوریهای نوین، تاریخ شفاهی را به مخاطبان گستردهتر منتقل کنند.همچنین، توجه به آموزش نقالی و پردهخوانی در مدارس و دانشگاهها، و ایجاد کارگاههای تخصصی، میتواند به انتقال این میراث ارزشمند به نسلهای آینده کمک کند.
پژوهشگران و کارشناسان فرهنگی معتقدند که تنها راه حفظ تاریخ شفاهی و میراث فرهنگی، آموزش فعالانه و مستمر آن است. با فراهم کردن بسترهای مناسب برای آموزش و اجرای زنده، میتوان اطمینان حاصل کرد که این سنتها همچنان در حافظه جمعی جامعه حضور خواهند داشت.در نهایت، نقالی و پردهخوانی بیش از یک نمایش هنری، سندی زنده از تاریخ و فرهنگ مردم ایران هستند. هر روایت، هر قصه و هر تصویر بر پرده، گواهی بر تجربیات جمعی، ارزشها و باورهای جامعه است. حمایت از این هنرها نه تنها به معنای حفظ یک سرگرمی سنتی، بلکه تضمینی برای بقا و انتقال حافظه تاریخی به نسلهای آینده است.در جهانی که اطلاعات به سرعت فراموش میشوند و حافظه تاریخی جامعه در معرض خطر است، نقالی و پردهخوانی همچنان به عنوان نگهبانان بیبدیل تاریخ شفاهی عمل میکنند و این هنرها، میراث زندهای هستند که باید قدر آن دانسته شود.
یادداشت از حمیده عبدالهی، فعال رسانه