سیاستنامه رهبر انقلاب در زمان تهدید دشمن به جنگ

نکاتی که رهبر معظم انقلاب در این رابطه مطرح فرمودند را میتوان در عناوین زیر خلاصه کرد:
آمریکاییها در پی تسلط بر ایراناند، آنها میخواهند ایران را ببلعند، اما با مانع ملت و جمهوری اسلامی مواجهاند. ملّت ایران در بیستودوّم بهمن جواب این تهدیدها را داد، نشان داد که این تهدید اثر ندارد و اثر تهدید، عکس است؛ بعکس، انگیزه ایجاد میکند. آمریکاییها میدانند که اگر جنگ بشود مشکلات اقتصادی و سیاسیاشان، اعتبار و آبروی بینالمللیشان طاقت آن را ندارد. و اگر چنانچه اشتباهی بکنند چه آیندهای در اختیار آنها است. اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکننده تهدید هم به فضل الهی وجود دارد. مردم کار و زندگیشان را بکنند، درسشان را بخوانند، کسبوکار و تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند.
این اولین بار نیست که آمریکاییها با بهانهتراشی، کشور، ملت و حکومت ایران را تهدید به حمله نظامی میکنند و با نگاهی به تهدیدات پیشین و سخنان رهبر انقلاب در آن زمان، متوجه خواهیم شد که شرایط بین آمریکا و ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره همینگونه بوده است؛ «یعنی آمریکاییها با وجود مشکلات فراوانی که خودشان داشته و دارند، همواره به بهانههای مختلف ایران را تهدید به حمله نظامی کردهاند تا با تسلیم کردن حکومت و ملت بر ایران مسلط شوند، اما همواره نیز با مانع ملت و جمهوری اسلامی مواجه بودهاند و تهدیدات آنها خنثی شده است.»
یکی از مشابهترین شرایط تهدیدآمیز بین ایران و آمریکا به شرایط کنونی، زمانی است که جرج بوش دوم رئیس جمهور آمریکا بود. رهبر انقلاب در آن ایام سخنرانیای در جمع کارگزاران نظام داشتند (1380/10/27) که در آن درباره تهدیدات آمریکا به حمله نظامی صحبت کردهاند.
بازخوانی این سخنرانی بهوضوح مشابهت شرایط امروز و آن روز را از حیثت ریشههای تهدیدات، وجود تهدید و راهکار مقابله با آن نشان میدهد که به نوعی میتوان آن را «دستورالعمل و سیاستنامه رهبر انقلاب در مواجهه با تهدید دشمن به حمله نظامی» قلمداد کرد.
از این رو با هدف آشنایی بهتر با تهدیدات کنونی و بهرهجستن از سیاستهای رهبر انقلاب در شرایط تهدیدآمیز، در ادامه ضمن عنوانبندی کاربردی این سخنرانی بسیار مهم، آن را بازخوانی میکنیم:
تهدید قطعی و حمله غیرقطعی است
بههیچوجه نمیتوانیم ادّعا کنیم که ایران قطعاً مورد حمله قرار خواهد گرفت، نه؛ چنین چیزی معلوم نیست؛ اما قطعاً تهدید متوجّه ماست. این ما هستیم که باید بتوانیم این تهدیدی را که متوجّه ماست، خنثی کنیم و از بین ببریم و این احتیاج دارد به اینکه زبدگان و نخبگان کشور، مسئولان و خواص… موقعیت را درست بشناسید؛ وظیفه را درست تشخیص دهید؛ بار سنگین مسئولیت را بر دوش خودتان درست حس کنید. ما امروز حق نداریم اشتباه کنیم.
این تهدیدی که وجود دارد از لحاظ زمینه و انگیزههایش یک قضیه مرکّب و چند عنصری است که باید عناصر آن را شناخت.
ایران ثروتمند؛ اولین عنصر تهدیدساز آمریکا
عنصر اوّل، خودِ ایران، کشور عزیزمان است. کشوری که نیمی از سواحل خلیج فارس ـ یعنی عظیمترین و پُربرکتترین منبع انرژی امروز و فردای دنیا ـ در اختیارش است. موقعیت جغرافیایی، همسایگی خلیج فارس و ساحلداری نیمی از آن، علاوه بر ذخایر فراوان مادّی که در کشور است، و همچنین ذخایر بسیار زیاد نیروی انسانی، خودش یک عنصر اصلی تشکیلدهنده این قضیه است.
استقلال نظام مردمی جمهوری اسلامی؛ دومین عنصر تهدیدساز آمریکا
عنصر دوم، نظام جمهوری اسلامی است. نظام مستقل، نظام عزّتمدار، نظام شجاع، نظامی متّکی به مردم، آن هم مردمی امتحان داده، مردمی حامل یک ایمان عمیق که نه در زبان بلکه در عمل و نه در یک عرصه بلکه در عرصههای گوناگون، این ایمان را تجسّم بخشیدند و نشان دادند؛ مردمی بهشدّت متنفّر از سلطه خارجی و دارای خاطرات بسیار تلخ از آنها… در انقلاب اسلامی به صحنه آمدند، حضور پیدا کردند و دیدند چطور میتوان با حضور در صحنه بدون سلاح، مستحکمترین دژ استکبار را در منطقه تصرّف کرد؛ میتوان آمریکا را از یک نقطه بسیار مهم و اساسی اخراج کرد؛ میتوان آمریکا را از ایران بیرون راند؛ پایگاه قدرت و نفوذ آمریکا علیه تمام منطقه را تبدیل کرد به پایگاهی علیه منافع و سلطهگریآامریکا. این را مردم امتحان کردند و دیدند.
عزت و عظمت، نتایج شیرین ایستادگی، فداکاری، شجاعت و اقدام است
هرگونه عزّت و عظمتی، از راه فداکاری، شجاعت و اقدام میگذرد؛ در جنگ نیز همینطور بود. در جنگ هم عدّهای تردید میکردند که چطور میخواهیم دفاع کنیم. آن وقتی که هزاران کیلومتر مربع از خاک ما زیر چکمه دشمن بود و دشمن در آن شرایط به ما پیشنهاد آتشبس و گفتوگو و مذاکره میداد، عدّهای بر امام و مسئولان دیگر فشار میآوردند که آتشبس را قبول کنند. امام ایستاد؛ مردم ایستادند؛ مسئولان ایستادند و نتایج شیرین این ایستادگی را دیدند. بله، هرگونه عزّت و عظمتی، از راه فداکاری، شجاعت و اقدام میگذرد. با تسلیم شدن، با
تنپروری، با تن ندادن به مشکل، هیچ قلّهای به دست نمیآید…
حاکمی که تسلیم شود مردمش را هم تسلیم میکند
بزرگترین جرم حکومتهای خودکامه و مستبد در طول تاریخ ما این است که نگذاشتند ملت در آن وقتی که باید با حضور خود، با شجاعت خود، منافع خود را تأمین کند، در میدان حاضر شود. اشرف افغان و محمود افغان و لشکریانشان اطراف اصفهان را گرفته بودند. مردم دلشان وَل وَل میزد برای اینکه بروند دفاع کنند؛ اما حاکمان تنپرورِ خودباخته ترسیده، نگذاشتند مردم از خودشان دفاع کنند. آنها تسلیم شدند و در واقع مردم را هم تسلیم کردند. نتیجه این شد که بعد از سالهای سخت و سیاه، وقتی که مهاجمان مجبور شدند از ایران خارج شوند، صدها و شاید دویستهزار نفر از زنان و دختران و نوجوانان ایرانی را با خودشان به اسارت بردند؛ یعنی حتی وقتی که میرفتند نیز اینگونه با مردم رفتار کردند.
تسلیم کردن ملت ایران و جمهوری اسلامی ممکن نیست
مردم، مردمی آمادهاند. مهمترین کاری که امام بزرگوار ما کرد، این بود که به انگیزهها و احساسات مردم میدان داد؛ حضور مردم را ممکن کرد. امام در جنگ هیچ وقت الزام و اجبار نکرد که بروند، جوانان میآمدند التماس میکردند که بروند. نتیجهاش را ملت ایران دید؛ سربلندی خودش را مشاهده کرد؛ خفّت و ذلّت دشمن را به چشم خود دید؛ اقرار دنیا را به حقانیّت و مظلومیّت خودش – البته بعد از گذشت چند سال ـ به گوش خود شنید. ملتی مجرّب، متّکی به فرهنگی غنی، سرشار از سرچشمههای معنویّت اسلام، با مسئولانی بحمداللَّه آگاه، مستحکم و قوی. بنابراین یک عنصر، «ایرانِ» با آن خصوصیات است؛ یک عنصر، این نظام و این مردمند با این خصوصیات، که به دام انداختن اینها، تسلیم کردن و به دنبال خود کشیدن اینها، کار آسانی نیست. تطمیع کردن و فریفتن اینها، انداختن یک گروه دستنشانده به جان این مردم ـ همچنان که در خیلی از کشورها این کار را میکنند ـ کار آسانی نیست.
خوی استکباری آمریکا تحمل شجاعت و استقلال ملت ایران را ندارد
عنصر سوم، خوی استکباری طرف مقابل است. آمریکا احتیاج دارد به اینکه در سطح دنیا، دولت و حکومت و کشوری وجود نداشته باشد که عملاً ابرقدرتىِ او را زیر سؤال ببرد. این برای نظم نوینی که تعریف و تصویر کردند، لازم است. نمیتواند ملتی را که از تهدیدش نمیترسد، از تطمیعش فریب نمیخورد و دنبال سیاستهای دیکتهشدهاش راه نمیافتد، سیاست مستقلی دارد، قیمومیت و آقابالاسری او را نمیپذیرد، تحمّل کند.
تهدید برای پوشاندن مشکلات داخلی آمریکا است
عنصر دیگری که در این قضیه و تهدید تأثیر حتمی دارد، مشکلاتی است که طرف مقابل دچار آن است. نباید تصوّر کرد که آمریکاییها از سر سیری و بینیازی دنیا را تهدید میکنند، نه؛ اینطور نیست. مشکلات داخلی هست، رکود اقتصادی هست، تهدیدهای جدّی علیه حکومت صهیونیستی در فلسطین اشغالی هست ـ که سرنوشت این حکومت بسیار مرتبط و نزدیک به سرنوشت آمریکاست ـ رونق دادن به وضع اقتصادی کشور از طریق معامله سلاح بین کمپانیها و دولت آمریکا هست. اینها مسایل بسیار مهمی است که آنها را وادار میکند به اینکه چنین موضعی بگیرند، تا مشکلات داخلی را بپوشانند…
آمریکا به چیزی کمتر از سلطه کامل قانع نیست
بعضی ممکن است هیچ تهدیدی را متوجّه نظام ندانند، بگویند نه، هیچ تهدیدی متوجه نظام نیست. بعضی ممکن است تهدید را قبول کنند، اما آن را متوجّه به بخشی از نظام بدانند، نه به همه نظام و خود را خارج از آن بخشِ مورد تهدید بپندارند. بعضی نیز ممکن است تهدید را جدّی بدانند، اما راه حلّ آن را تسلیم و پوزشخواهی گمان کنند. همه این راهها غلط است. تهدید هست، متوجّه به همه نظام هم هست. هیچ کس خیال نکند که متجاوزِ مستکبرِ سرکش به چیزی کمتر از سلطه کامل قانع خواهد شد و به کسی ابقاء خواهد کرد. البته از تاکتیکهای شناخته شده و معروف و کهنه شده دنیا این است که سعی کنند در بین یک گروه دشمن، عدّهای را علیالعجاله از دایره دشمنی، خارج وانمود کنند تا بتوانند آن بخش دیگر را از بین ببرند، بعد هم به سراغ اینها بیایند. تهدید هست؛ تهدید، عمومی است. راه حلّ آن هم حفظ و افزایش عناصر قدرت در درون نظام است.
اعلان دفاع همهجانبه در مقابل اعلان جنگ ؛ اقدام به ضربه متقابل در مقابل اقدام به جنگ
ما عناصر قدرت فراوانی داریم. اینها را باید حفظ کنیم و روزبهروز افزایش دهیم. ما ضعیف نیستیم، باید در مقابل تهدید آمادگی داشته باشیم. اگر نداریم، باید آمادگی ایجاد کنیم و اگر داریم، حفظ کنیم و افزایش دهیم. در مقابل اعلان جنگ، اعلان دفاعِ همهجانبه ـ روی «همهجانبه» تکیه و تأکید میکنم ـ و در مقابل اقدام به جنگ، اقدام به دفاع و ضربه متقابل.
اجتناب از جنگ را وظیفه خودمان میدانیم
موضع ما چیست؟ ما از هیچ جنگی استقبال نمیکنیم؛ این را همه بدانند. این موضع متّحد و یکپارچه همه مسئولان نظام است؛ اجتناب از جنگ را وظیفه خودمان میدانیم. معتقدیم رویکرد کنونی آمریکا، منطقه و دنیا را به بیثباتی میکشد. درعینحال معتقدیم که آمریکا در برآورد تواناییهای خودش دچار مبالغه است. همه عناصر لازم برای آنچه که آنها میخواهند به دست بیاورند، موشک و اتم نیست؛ خیلی چیزهای دیگر لازم است که آنها ندارند. در مورد تواناییهای ملت بزرگ، منطقه حسّاس و مسئولان هوشیار ما هم دچار غفلتاند. ما تواناییهای انسانی داریم، تواناییهای جغرافیایی داریم. منطقه ما، منطقه بسیار حسّاسی است.
بیثباتی منطقه، دنیا را بیثبات میکند
بیثباتی در این منطقه دنیا را بیثبات میکند. اینها حقایق بسیار مهمی است که باید به آن توجّه داشته باشیم. جمهوری اسلامی ایران هم «طالبان» نیست که بند نافش به یک کشور بیگانه وصل بود، لذا وقتی که بند ناف را قطع کردند، به خودی خود از بین رفت. جمهوری اسلامی کشوری بزرگ، با مردمی بزرگ، با امکاناتی فراوان، با سرزندگی و نشاط فراوان، با عقبه طولانی در همه دنیای اسلام و با قدرت بازدارندگی بسیار بالاست. جمهوری اسلامی قابل مقایسه با جاهای دیگر نیست.
ما قوی و عزیز هستیم و تسلیم آمریکا نخواهیم شد
آنچه که جان کلام طرفِ آمریکایی است این است؛ به ما میگوید ضعیف باشید، وابسته باشید، دستنشانده باشید، تا به شما حمله نکنیم و این چیزی است محال. ما ضعیف نیستیم، قوی هستیم، عزیز هستیم، سربلند هستیم. نه ملت ما، نه دولت ما، نه تاریخ ما و نه فرهنگ ما اجازه تسلیم در مقابل هیچ دشمنی را نمیدهد و این ملت بههیچوجه تسلیم نخواهد شد. موضع ما پای فشردن بر حق و به کار گرفتن عقل و حزم و تدبیر است و تنها راه حفظ کشور را همین میدانیم. باید مواضع برحقِّ خودمان را حفظ کنیم و باید عقل و تدبیر و حزم را در همه مراحل به کار بندیم.
دوره آزمایشی مهم، چشم تاریخ نگران من و توست
در این دوره نخبگان وظایف سنگینی دارند و این دوره، دوره آزمایش مهمّی است:
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
چشم تاریخی، نگران من و توست. امروز شما صحنهگردانان و قهرمانان و کارگردانانِ اصلی یکی از مقاطع مهمِّ تاریخ کشور هستید؛ باید حواستان را خوب جمع کنید. خوشبختانه اصلیترین بخشهایی که این مسائل به آنها ارتباط پیدا میکند ـ یعنی شورای عالی امنیت ملی و همه جریانهایی که از بخشهای گوناگون دولتی و حکومتی به این شورا وصل میشود ـ فعّالند و مشغول فعّالیتهای خوبی هستند. دستگاههای دیگر هم باید بر تلاش و جدیّتشان بیفزایند.
انجام وظایف قانونی «بایدِ حتمی» است
یک «بایدِ» حتمی داریم و یک «نبایدِ» حتمی. بایدِ حتمی این است که همه باید آن وظایفی را که به صورت قانونی برعهده آنهاست، به بهترین وجه انجام دهند. این، اساس کار است. یعنی بخشهای گوناگون دولتی اگر میخواهند وظیفه حقیقی خود را انجام دهند، آن کاری را که برحسب قانون برعهده آنهاست، خوب، کامل و سالم انجام دهند. همه بخشهای گوناگون کار خود را درست انجام دهند. بخشهایی هم هستند که مخصوص دورانی شبیه این دورانند. آنها هم باید کار خودشان را به بهترین وجه انجام دهند. این، آن بایدِ حتمی است؛ متعلّق به همه ما هم هست. این لحظههای حسّاس در تاریخ کشورها و ملتها برای خودِ آن کسانی که در این لحظهها زندگی میکنند، ممکن است عادّی جلوه کند؛ اما برای کسانی که در آینده قضاوت خواهند کرد، امروز هر کدام از این حرکات مهم است. هر اظهار و سکوتی، هر حرکت و اقدامی زیر ذرّهبین آیندگان خواهد بود؛ همچنان که امروز هم زیر ذرّهبین کرامالکاتبین هست؛ مأموران الهی مواظب اعمال ما هستند: «و کنت انت الرّقیب علىّ من ورائهم و الشّاهد لما خفی عنهم». هر حرکتِ امروز شما میتواند تأثیرگذار باشد. پس بایستی با دقّت، مراقب هر حرفی، هر اقدامی، هر موضعگیریای؛ هر گفتنی و هر نگفتنی باشیم. این، آن بایدِ لازم است.
مرعوب دشمن نشدن «نبایدِ حتمی» است
یک نبایدِ لازم هم داریم و آن مرعوب نشدن است. بزرگترین خطا و زیان و خطر برای یک کشور در چنین شرایطی این است که دشمن احساس کند که توانسته است او را مرعوب کند. اصلاً یکی از ابزار ابرقدرتها مرعوب کردن است. گاهی اوقات هیبت ابرقدرتی در مقابل ضعفا تأثیرش از سلاح بیشتر است. بعضی کسان از ترس ابرقدرت همان بلایی را سر خودشان میآورند که آن ابرقدرت ممکن است سر آنها در بیاورد. مرعوب نشوید! بعضی کسان در گفتوگوهای گوناگونی که این روزها وجود دارد، طوری حرف میزنند، به گونهای عمل میکنند که آن انضباط لازمی را که در این شرایط، کشور به آن احتیاج دارد، بر هم میزنند. به نظر ما برخی از روی کجسلیقگی است و برخی نیز نتیجه همین مرعوب شدن است.
مذاکره با دشمن، برطرفکننده تهدید نیست
چنین نیست که کسی خیال کند که حالا ما در این شرایط راه حلّمان این است که به خود این ظالمِ زورگوىِ تهدیدکننده مراجعه کنیم؛ با خود او صلاح مشورت و مذاکره کنیم! مذاکره راه حل نیست؛ مذاکره برطرفکننده هیچ مشکلی از این قبیل مشکلات نیست. این کشورهای دیگری که مورد تهدید قرار گرفتهاند، باب مذاکرهشان با آمریکا باز است؛ روابط هم دارند؛ درعینحال مورد تهدیدند. ممکن است مذاکره باشد، جنگ هم باشد؛ ممکن است مذاکره نباشد، جنگ هم نباشد؛ ممکن است جنگ باشد، اما همراهش عزّت و پیروزی باشد؛ ممکن است جنگ نباشد، اما همراهِ نبودنِ جنگ، ذلّت و اسارت باشد. اینطور نیست که کسی خیال کند حالا اگر چنانچه رفتیم و گفتیم شما چه میفرمایید، شما که اینقدر عصبانی هستید، یک چیزی بگو، مسئله حل خواهد شد. عزم و توکّل، عاملِ تعیینکننده است. خودباختگی و رعب نیز از آن طرف عامل تعیین کننده است.
ما اهل مذاکرهایم؛ اما مذاکره برای رسیدن به یک قدر مشترک
ما در دنیا اهل مذاکرهایم. بنده از زمان ریاست جمهوری همیشه به وزارت خارجه و دستگاههای گوناگون تأکید میکردم که بروید با دولتها و کشورها صحبت کنید، در مجامع جهانی شرکت کنید. به رؤسای جمهور بعد از ریاست جمهوری خودم همیشه تأکید میکردم که مسافرت کنید؛ در مذاکرات شرکت کنید و ارتباط داشته باشید؛ رفت و آمد داشته باشید. مبنائاً به مذاکره معتقدم؛ اما مذاکره با که و بر سر چه؟ مذاکره برای رسیدن به یک قدر مشترک؛ دو طرف باید همدیگر را قبول داشته باشند؛ یک حدّ وسطی هم وجود داشته باشد؛ مذاکره کنند تا به این حدّ وسط برسند. آن طرفی که شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما به عنوان جمهوری اسلامی طرف است، با او چه مذاکرهای میتوانید بکنید؟! او صریحاً میگوید که با نظام دینی مخالف است؛ با نظام جمهوری اسلامی بخصوص، مخالف است؛ چون منشاء حرکت بیداری مسلمانان در دنیا شده است… میخواهند نظام اسلامی نباشد. بنابراین با کسی که با اصل نظام اسلامی مخالف است و چنانچه یک حرکتی بکند، یک دوستیای با کسی ابراز کند، حتماً از روی تاکتیک و برای فریب است، با این چه مذاکرهای میشود کرد؟ این مذاکره به چه نتیجهای ممکن است منتهی شود؟
حاضریم با آمریکا رابطه هم برقرار کنیم، اگر از خوی استکباری دست بردارد
مذاکره باید از موضع قدرت و قوّت باشد. کسانی که در شرایط تهدید به فکر مذاکره میافتند، ضعف خودشان را با صدای بلند اعلام میکنند. این حرکتِ بسیار غلطی است. امام بالاتر از مذاکره را گفتند، فرمودند: اگر آمریکا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار میکنیم؛ یعنی اگر از خوی استکباری دست بردارد؛ مانند یک طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ایران تعقیب کند، در آن صورت او هم مثل بقیه دولتها خواهد بود. اما واقعیّت این نیست؛ واقعیّت غیر از این است. آنها هنوز خوابِ دوران سلطه زمان پهلوی را میبینند؛ به فکر بازگشتن همان دوره و سلطه هستند. آنها با یک نظامی که مستقل است و میخواهد سیاست خودش را داشته باشد، حرف خودش را بزند، از دین خودش، از عقاید خودش، از فرهنگ خودش الهام بگیرد، با همه وجود مخالفاند؛ گرچه امروز بهصراحت این را نمیگویند، اما در گوشه و کنارِ حرفهایشان هست.
… اینها با اصل اسلام، با اصل تفکّر اسلامی، تفکّری که دارنده خودش را وادار میکند که از هیچ قدرت مادّی مرعوب نشود و واهمه پیدا نکند، ناراحت و عصبانیاند. و این خاصیت قرآن و اسلام است.
مردم مؤمنِ به نظامی اسلامی و مهمترین عنصر قدرت ایراناند
عناصر قدرت را باید حفظ کنیم. مهمترین عنصر قدرت ما، مردم هستند و بزرگترین عاملی که این مردم را در صحنه و فعّال نگه میدارد، ایمان و اتّحاد آنهاست. من خواهش میکنم دوستان ما در مذاکراتشان، در حرفهایشان طوری حرف نزنند که در دل مردم شبهه عدم اتّحاد و وحدت به وجود آید. رئیس جمهور محترم بهدرستی گفتند که امروز بحمداللَّه بین مسئولان کشور در این زمینههای مورد بحث، هیچ اختلافی نیست؛ همه یکسان فکر میکنند؛ همه به ایستادگی، مقاومت، تسلیم نشدن و پای فشردن بر موضع حق فکر میکنند؛ کسی جز این فکر نمیکند؛ مردم هم همین را میخواهند؛ مردم از دیدن موضعِ متّحدِ مسئولان لذّت میبرند و شاداب میشوند؛ چرا که مردم، مؤمناند. فریب تبلیغات دشمن را نباید خورد که میگویند مردم از نظام جدا شدهاند؛ اینطور نیست. مردم علاقهمند و مؤمن به نظام اسلامیاند و حقّاً و انصافاً در تمام مراحل، وفاداریشان را نشان دادهاند. ما مسئولان کوتاهیهای زیادی کردهایم؛ اما مردم کوتاهی نکردهاند؛ باز هم نمیکنند؛ ما هم باید کوتاهی نکنیم. مسئولان بخشهای مختلف بایستی وظایفی را که در قانون برای آنها مقرّر شده است، کامل، سالم و به بهترین وجه تقدیم مردم کنند. این حقِّ مردم ماست؛ این یکی از مهمترین عناصر وحدت ماست.
بروز اختلاف دشمن را تشویق به حمله میکند
هرگونه بروز اختلافی، دشمن را تشویق به حمله میکند. کسانی هستند که میگویند: دشمن را تشویق به حمله نکنید، بنده هم موافقم؛ دشمن را نباید تشویق به حمله کرد؛ اما میدانید چه چیزی دشمن را تشویق به حمله میکند؟ مهمترین مشوّقِ دشمن به حمله این است که احساس کند در بین مسئولان کشور اختلاف وجود دارد؛ در بین سیاستمداران و زبدگان سیاسی اختلاف وجود دارد. این اتّحاد و وحدتی که بنده و همه مسئولان این همه روی آن تأکید میکنیم، این اتّحاد و اتّفاق نظر در مسائل گوناگون سیاسی نیست. ممکن است در زمینههای اقتصادی و سیاسی بین مسئولان اختلافنظر باشد؛ اما در مورد لزوم مقاومت و ایستادگی ملت ایران در مقابل زورگویی و قلدری دشمن، اتّفاقنظر است. همه بایستی بر این موضع اتّفاق نظر داشته باشند که دارند؛ باید این را ابراز هم بکنند؛ باید این اتّفاقنظر و وحدت نظر را صریحاً بگویند. هر چیزی که این اتّحاد را به هم بزند و نشاندهنده اختلاف باشد، دشمن را تشویق خواهد کرد. آن کسانی که صدای خودشان را با استفاده از کانالهای نامشروع و نامبارک دستگاههای وابسته به سازمانهای اطّلاعاتی دشمن در دنیا پخش میکنند و جمهوری اسلامی را به رضاخان قلدر و کلّه منارهسازی نادر تشبیه میکنند، اینها مشوّق دشمناند؛ اینها کسانی هستند که دشمن را تشویق میکنند.
البته خدا را شکر میکنیم که دلهای ما را با ایمان به خودش قرص کرده است؛ خدا را شکر میکنیم که درسهای امام بزرگوار ما را در دلهای ما زنده نگه داشته است؛ خدا را شکر میکنیم که آن شخصیت را که تجسّم تقوا و شجاعت و توکّل به خدا بود، تجسّم قدرت خدا در وجود انسان بود، او را به ما نشان داد؛ او را دیدیم و حجّت بر ما تمام شد؛ خدا را شکر میکنیم که دلها به این حقایق متوجّهاند. روزبهروز این حقایق را با توجّه به خدا در دلهایتان عمیقتر کنید. بایستید که حق با شماست و پیروزی هم متعلّق به شماست.