حجازی: حسرت نیمکت تیم ملی ایران یکی از تلخترین خاطراتم بود

ناصر حجازی، اسطوره فقید باشگاه استقلال و فوتبال ایران، همواره از عدم حضورش بر روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران به عنوان یکی از بزرگترین حسرتهای زندگی خود یاد میکرد. این ماجرا که به سال ۱۳۷۴ بازمیگردد، علیرغم گذشت سالها، همچنان برای علاقهمندان به فوتبال ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است.
به گزارش بخش ورزشی وبانگاه ، حجازی در مصاحبهای که سالها پس از درگذشتش منتشر شد، به جزئیات این اتفاق تلخ اشاره کرد و گفت: «یکی از بزرگترین اهدافی که در زندگی به آن نرسیدم، سرمربیگری تیم ملی ایران بود. البته میدانستم هیچ وقت چنین فرصتی را به من نمیدهند. باورتان نمیشود ولی یک بار در سال ۱۳۷۴ با من حتی به توافق هم رسیدند ولی ناگهان همه چیز عوض شد!»
وی ادامه داد: «بهمن سال ۱۳۷۴ با من برای هدایت تیم ملی ایران در دوره ریاست فدراسیونی داریوش مصطفوی صحبت کردند و به توافق رسیدیم. حتی مشغول تهیه لیست مدعوین به این تیم شدم چون میخواستیم از فروردین ۱۳۷۵ اردو بگذاریم. زمان شروع تمرینات و برنامهریزی برای انجام دیدارهای تدارکاتی را هم هماهنگ کرده بودم ولی ناگهان یکی از دوستانم زنگ زد و گفت محمد مایلیکهن شده سرمربی تیم ملی! من خندیدم و گفتم کارم با فدراسیون تمام شده و قرار است صبح فردا خبر سرمربیگریام اعلام شود. حتی به او گفتم هماهنگ شده تا بلافاصله پس از اعلام خبر انتصابم، لیست مدعوین به تیم ملی هم منتشر شود ولی دوستم تاکید کرد سازمان تربیت بدنی سرمربی تیم ملی ایران را انتخاب میکند نه فدراسیون فوتبال!»
اسطوره استقلال افزود: «همان زمان با آقای مصطفوی تماس گرفتم و ایشان گفت من رئیس فدراسیون هستم و شما را انتخاب کردهام. قرار است صبح فردا از طریق رسانهها این خبر اعلام هم بشود ولی دقیقا همان شب تلویزیون نام سرمربی جدید تیم ملی را اعلام کرد و فهمیدم دوستم درست گفته بود!»
حجازی همچنین در خصوص تعاملات مدیریتی و مسائل حاشیهای فوتبال بیان داشت: «تعامل کار درستی است ولی گاهی اوقات آقایان انتظار چاپلوسی دارند و من در زندگی خودم هرگز اهل چاپلوسی نبودهام.»
وی در پایان به موضوع خرافات در فوتبال اشاره کرد و گفت: «چندی قبل یک بار یکی از دوستانم به من پیشنهاد داد برای موفقیت تیمی که در آن هستم جادوگر استخدام کنم ولی قاطعانه به او گفتم این حرفها خرافات است. الان هم به مربیان جوان میگویم فریب این حرفها را نخورید چون جادوگری خرافات است. این دکانها باز شده تا آدمهای سادهلوح را سر کیسه کنند.»
