انقلابی‌گری عقلانی رهبر انقلاب چگونه موجب وحشت آمریکایی‌ها می‌شود؟

رفتار رهبر انقلاب در برابر آمریکا مبتنی بر انقلابی‌گری عقلانی و تهدید در برابر تهدید است‌ که موجب وحشت آنهاست.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، پس از روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ در ایالات متحده، شاهد صراحت بیشتر رئیس‌جمهور این کشور علیه ایران و رهبر معظم انقلاب هستیم. اما در مقابل تهدیدهای عیان رئیس جمهور ایالات متحده، رهبر انقلاب هم مواضع بسیار صریح و محکمی در برابر این شخص و تهدیدات آن اتخاذ می‌کنند که همین موضوع بر پیچیدگی پرونده ایران برای آمریکا می‌افزاید. برای بررسی رفتار رهبر معظم انقلاب در برابر تهدیدات نظامی، در مرکز مطالعات راهبردی تسنیم به گفت‌وگو با دکتر سعدالله زارعی کارشناس مسائل خاورمیانه و دکتر حمید هوشنگی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) پرداختیم تا ابعاد بیشتری از موضوع را مورد بحث و تبادل نظر قرار دهیم که مشروح آن به‌صورت فیلم و متن در ادامه می‌آید.

.

تسنیم: جناب آقای دکتر زارعی! طی بیش از یک سال اخیر، شاهد صراحت بیشتر رئیس‌جمهور آمریکا در به کار بردن تهدیدات نظامی علیه کشور و علیه رهبر انقلاب هستیم. آیا این نوع موضع‌گیری با واقعیت‌های میدانی تطابق دارد یا به روانشناسی شخص رئیس‌جمهور آمریکا برمی‌گردد یا به موقعیت خاص جمهوری اسلامی؟

دکتر زارعی: در پاسخ باید بگویم که هر سه مؤثر است؛ وضعیت جمهوری اسلامی، روانشناسی ترامپ و تجربه 46-47 ساله آمریکایی‌ها در مواجهه با جمهوری اسلامی. در مقدمه سند 2025 امنیت ملی آمریکایی‌ها آمده که سیاست‌های آمریکا پس از پایان جنگ سرد تا امروز پر از خطا بوده است. این دوران 36-37 ساله (از 1991 تا امروز) دوره تشدید فشارها علیه ایران است که طی همین دوره تحریم‌های «مهار ایران و لیبی» در دوره کلینتون تا سیاست‌های لایه‌به‌لایه و تحریم‌های هوشمند ترامپ علیه ایران اعمال شده است. این سند می‌گوید سیاست‌ها نتیجه نداده! نه اینکه اصل فشار را غلط بداند، بلکه اهداف آمریکا محقق نشده است. نقطه درست حرف سند این است که سیاست‌های لایه‌به‌لایه آمریکا شکست خورده و جمهوری اسلامی در این کارزار پیروز شده و ترامپ با «ایران پیروز» مواجه است.

این پیروزی در برابر دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات رخ داده است (ریگان، بوش پدر و پسر، ترامپِ دوره اول؛ کارتر، کلینتون، اوباما، بایدن). ترامپ وقتی عقب را نگاه می‌کند شکست‌ها را می‌بیند و با جمهوری اسلامی «بزرگ» مواجه است. ضمن اینکه قدرت ترامپ از بوش پسر کمتر است. آمریکای بوش جرأت لشکرکشی‌های بزرگی مانند افغانستان و عراق را داشت و با موج پس از 11 سپتامبر، همراهی جهانی را برای آمریکا به وجود آورد. در آن دوره داخل ایران هم فشار روانی و ایده «تسلیم» مطرح بود و برای نمونه 123 نماینده مجلس ششم به رهبری نامه نوشتند. حالا ترامپِ ضعیف‌تر می‌خواهد جمهوری اسلامی قوی‌تر از آن زمان را مهار کند، پس کار دشوارتر است. اشاره رهبر انقلاب درباره خطر ناو هواپیمابر و خطرناک‌تر بودن سلاحی که آن را غرق می‌کند، نشان می‌دهد برخلاف القائات آمریکا، اسرائیل و برخی اروپایی‌ها، ایران ضعیف نیست.

از جهت روانشناسی نیز ترامپ تجربه سیاسی محدود(چهار سال دوره اول و یک سال دوره دوم) دارد و خیال می‌کند با «عملیات‌های ویژه» می‌تواند صحنه را برگرداند. مانند ترور سردار سلیمانی که نیازمند تجهیزات بزرگ نیست اما بر آن مانور تبلیغاتی می‌شود. درباره حمله روز دوم تیر هم با تعداد محدود هواپیما سه نقطه حساس را زدند و رفتند. برای شناختن روحیه واقعی ترامپ باید ادواتی که او در جنگ با ایران به کار برد را با حجم تجهیزات آمریکا برای سرنگونی دولت ضعیفی مثل صدام مقایسه کنیم که نشان می‌دهد بوش پسر در تصمیمات خود بسیار مصمم‌تر بود. پس همین حمله محدود هم، ایران پایگاه «العدید» را زد و ترامپ پاسخ نداد و تهدیدهای قبلی‌اش عملی نشد. پس ترامپ شجاعِ تصمیمات بزرگ نیست بلکه تصمیمات کوچک می‌گیرد و جنگ روانی می‌کند. بنابراین هر سه عامل ایران قدرتمند، روانشناسی ترامپ و روند عمومی منطقه و جهان، همزمان در صحنه حاضرند.

تسنیم: جناب آقای دکتر هوشنگی! در کنار رفتار ترامپ، شاهد مواضع صریح و کنش‌های مهم رهبر انقلاب بوده‌ایم؛ از جمله نماز جمعه نصر، حضور ایشان در میان مردم پس از جنگ 12 روزه، صراحت فزاینده مواضع و… تحلیل شما از رفتار رهبر انقلاب در برابر تهدیدهای نظامی چیست و چه اصولی بر آن حاکم است؟

دکتر هوشنگی: برای فهم کنش رهبر انقلاب باید نگاه ایشان به نظام سلطه را دید. مواجهه با جریانی که با کوتاه آمدن آرام نمی‌شود و باید با ایستادگی و وارد شدن به «سینه‌اش» او را وادار به عقب‌نشینی کرد. این تحلیل صرفاً درباره فرد نیست بلکه درباره رویکرد کلی سلطه است و اینکه چه زمانی دندان و چنگال او تیزتر می‌شود. رهبر انقلاب اهل تاریخ‌اند و در تاریخ دیده می‌شود هر وقت عقب نشستیم، آن‌ها عقب ننشستند. برخی می‌گویند صراحت رهبری آنها را تحریک می‌کند، اما سؤال این است که اگر مقابله نکنیم آیا آن‌ها آرام می‌نشینند؟ نه! هدف‌شان سرنگونی نظام است و اسناد آن (از ابتدای انقلاب و اسناد لانه جاسوسی تا امروز) وجود دارد. گزاره «وقتِ سرنگونی نشده» یعنی هنوز از موفقیت عملیات مطمئن نیستند. آمریکا برای حفظ ابهت جهانی به عملیات موفق نیاز دارد و ریسک بی‌حساب نمی‌کند.

راه کنترل آمریکا مذاکره یا کوتاه آمدن نیست بلکه آمریکا زمانی عقب می‌نشیند که بداند ضربه زدن به ایران، ضربه بزرگ‌تری به خود او بازمی‌گرداند. برای مثال در دوره بوش پسر، ما را محور شرارت خواندند اما در همان زمان در داخل گفته می‌شد دیوار بی‌اعتمادی در حال فرو ریختن است و باید مشکلات حل شود! حتی در زمان حمله به عراق، برخی مسئولان احساس می‌کردند شاید هفته بعد ما نباشیم. پس پالس ضعف، تحریم و فشار را کم نکرد. رهبر انقلاب از همین منطق می‌آید که طرف مقابل موجود منطقیِ بده‌بستانی نیست و مذاکره‌ای که از پیش بگوید آنچه من می‌گویم را بنویس، مذاکره نیست بلکه دیکته است. او هر لحظه ضعف ببیند حمله می‌کند و اگر تا امروز حمله نکرده به خاطر ارزیابی دائمی نهادهای اطلاعاتی از هزینه-فایده است و زمانی حمله می‌کند که پاسخ ایران را ناکافی بداند. لذا رفتار رهبری صرف انقلابی‌گری نیست و نوعی از عقلانیت واقع‌گراست که می‌داند آمریکا قدرت دارد اما راه مقابله کوتاه آمدن نیست.

کنش‌هایی مانند نمازجمعه نصر (مهر 1403 پس از شهادت سیدحسن نصرالله)، کنش‌های پس از جنگ 12 روزه (از شب عاشورا تا حضورهای بعدی مانند 11 بهمن در حرم امام و دیدار تبریز) چند معنا دارد که باید همه آنها را درنظر داشته باشیم. رهبر انقلاب در پایان فرمایش‌شان گفتند مردم زندگی‌شان را بکنند که این عبارت کارکرد اجتماعی و آرامش‌بخشی دارد. رهبر انقلاب به خوبی می‌دانند که هدف دشمن از تهدید، فقط تسلیم نیست بلکه هدف او ایجاد فشار اجتماعی و فرسودگی داخلی است. تعلیق و بلاتکلیفی اقتصاد را فرسوده می‌کند و جامعه را دچار چالش می‌سازد. لذا باید مسئله «جنگ می‌شود یا نه» از ذهن مردم خارج شود و کشور به روال عادی برگردد.

وظیفه دولتمردان نیز همین است که با رشد بازارها، کنترل تورم، حفظ ارزش پول ملی و دادن پالس نگران نباشید به مردم، اوضاع را کنترل کنند. البته پیش‌بینی قطعی این نیست که جنگ نمی‌شود اما باید طوری رفتار کرد که دشمن تهدید ایران را معتبر بداند.

این رفتار رهبر انقلاب ریشه‌ در نگاه رهبری به دو موضوع دارد که نخستین آن خداباوری و توکل همراه با تلاش است که از دل همین موضوع تقویت زیرساخت‌ها و توان دفاعی کشور استخراج می‌شود. رهبر انقلاب برای توضیح توکل به داستان حضرت موسی و بنی‌اسرائیل اشاره کرده‌اند که در زمان تردید قوم در مورد عبور از دریا، حضرت موسی پاسخ می‌دهند که «إِنَّ مَعِی رَبِّی سیهدین».

دومین موضوع نیز نقش مردم در اندیشه رهبری است و اعتماد واقعی به مردم و باور به بازدارندگی اجتماعی مردم از جمله مختصات نگاه رهبری به مردم است. رهبری بر این باور است که حتی ولی خدا بدون همراهی مردم نمی‌تواند کار را پیش ببرد و به تعبیر امیرالمومنین «لولا حضور الحاضر و اتمام الحجه بوجود الناصر».

تسنیم: با توجه به اینکه تهدیدهای نظامی بی‌سابقه نیست، پیشینه رفتار رهبر انقلاب در برابر این تهدیدها چیست؟ چرا که در دهه‌های گوناگون، تهدیدها علیه شخص ایشان و نظام اسلامی وجود داشته و ایشان نیز کنشگری فعال بوده‌اند. آیا می‌توان از یک «سیره قطعی» در رفتار ایشان سخن گفت؟

زارعی: قبل پاسخ به این سوال و در تکمیل نکات آقای دکتر هوشنگی باید بگویم که در توییت‌ها و مواضع اخیر ترامپ، روبیو، مقامات دفاعی و خارجی آمریکا و نیز برخی رهبران اروپایی، دو واژه پرتکرار است که آن دو واژه عبارتند از «مردم ایران» و «آیت‌الله خامنه‌ای» که البته «مردم» پررنگ‌تر است. این نشان می‌دهد مردم تعیین‌کننده‌اند و وضعیت‌سنجی از مردم ایران، در راهپیمایی‌های 22 دی و 22 بهمن بهترین داده را داد و دشمن را دچار مشکل کرد.

اما در رابطه با پیشینه رفتار رهبر انقلاب در ابتدا به یک ماجرای جالب در ابتدای جنگ اشاره کنم. در جنگ 8 ساله و در سال 1359 تنش سیاسی میان بنی‌صدر (فرمانده کل قوا) و سپاه جبهه را منفعل کرده بود. رهبر انقلاب (آن زمان امام جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع) با پایین کشیدن «کرکره سیاسی»، لباس نظامی پوشید و به جبهه رفت و با حضور خود جبهه را یکپارچه کرد. مکاتبات ایشان با مرحوم ظهیرنژاد در رابطه با شکست حصر سوسنگرد و آبادان موجود است و همین اقدامات رهبر انقلاب زمینه تغییر ورق و مقدمات عملیات طریق‌القدس را فراهم کرد.

نمونه دیگر در ماجرای پذیرش قطعنامه 598 بود که در آن زمان، دشمن پذیرش قطعنامه را ضعف ایران تلقی کرد و در تیر 1367 حمله کرد. رهبر انقلاب که آن زمان رئیس‌جمهور بود، به امام گفت راه مقابله این است که به جبهه برود و شجاعت را در میدان نشان دهد. پس از خطبه نماز جمعه اعلام کرد به جبهه می‌روم و مردم بیایند. با این اعلام بسیج جدیدی شکل گرفت و دشمن (با حضور ارتش بعث، منافقین و پشتیبانی خارجی) عقب زده شد. همان زمان روایت «ایران ضعیف» با این اقدام باطل شد امروز نیز رهبری با فرماندهی بیانی و عملیاتی، ایران قوی را نشان می‌دهد و دشمن را وادار به تأمل کرده است.

رهبر انقلاب , جنگ , دونالد ترامپ ,

تسنیم: بخشی از افکار عمومی نگران سازوبرگ نظامی دشمن و شگفتانه‌های احتمالی‌اند. رهبر انقلاب با چه پشتوانه‌ای در برابر تهدیدات می‌ایستد؟

دکتر زارعی: این مسئله جدیدی نیست کما اینکه در 31 شهریور 1359 نیز به امام خمینی(ره) گفته می‌شد تنها 40 روز تجهیزات داریم اما در عمل توانستیم 8 سال مقاومت کنیم. از پایان جنگ تا امروز نیز هر دو طرف توسعه تجهیزاتی داشته‌اند اما سرعت رشد ایران بسیار بیشتر بوده و فاصله کم شده، هرچند هنوز هم‌سطح آمریکا نیستیم. سخن رهبری درباره خطرناک بودن ابزار پاسخ ایران، بر همین واقعیت استوار است.

قدرت ایران تبلیغاتی نیست و نمونه عینی آن در جنگ 12 روزه دیده شد که موشک‌های ایران از میان لایه‌های متعدد پدافندی بسیار پیشرفته (مانند تاد و دیگر سامانه‌ها) عبور کرد و نقاط حساس اسرائیل از جمله نواتیم را هدف قرار داد. این دیگر تاریخ و تحلیل نیست بلکه با تصاویر و اعترافات همراه است. ایران سامانه‌هایی مانند تاد، پاتریوت، آرو، گنبد آهنین، پیکان 3 و فلاخن داوود را ندارد، اما توانست پس از ضربه اولیه، برتری آتش ایجاد کند و به آتش‌بس برسد. همچنین درخواست‌ها و فشارهای دیپلماتیک زیادی برای جلوگیری از جنگ دیده شد (از شیوخ خلیج فارس تا کشورهای اروپایی) نه از سر رفاقت با ایران، بلکه از بیم پیامدها که این نشان از قدرت عینی ایران دارد.

تسنیم: در کنار تجهیزات نظامی در دوره دوم ترامپ، «اراده» او تقویت شده و برخی تحلیل‌گران بر این باورند که قصد دارد پرونده ایران را برای همیشه جمع و خود را در تاریخ ثبت کند!

دکتر زارعی: ترامپ ناشناخته نیست و متهور هم نیست. در دوره اول، پس از اقدام ایران علیه منافع آمریکا و مورد هدف قرار دادن عین‌الاسد توسط ایران با آنکه تهدید به اقدام متقابل، پاسخ نداد و عقب‌نشینی لفظی کرد. در عراق نیز با نفوذ ایران چه توانسته بکند؟ دولت‌ها را پذیرفته و حتی زمزمه پذیرش مالکی هم هست. ترامپ وقتی به صخره می‌خورد عقب می‌کشد. در جنگ 12 روزه هم ضربه‌ای زد و فرار کرد. چندبار هم وعده حمله یا تصمیم‌گیری داد و عقب نشست.

در موضوع مذاکره نیز عقب‌نشینی دارد و در حالی که در ابتدا از چهار موضوع – موشکی، هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای، معترضین – سخن می‌گفت اما بعد گفت فقط هسته‌ای. ایران نیز گفته صفرسازی و خروج مواد غنی‌شده را نمی‌پذیرد و با این حال او به مذاکره تن داده است. این نشانه شجاعت ویژه نیست؛ در رؤسای جمهور قبلی آمریکا جسارت بیشتری بوده و در دوره بوش پسر آمریکا به خاورمیانه لشکرکشی کرده و حتی توانست با ماجرای یازده سپتامبر خود را در افکار عمومی جهانی توجیه کند اما ترامپ صدای همه را درآورده و ژنرال نظامی ما را در عراق شهید می‌کند که این کار نیاز به تجهیزات چندانی ندارد.

اما تفاوت امروز این است که برخی در داخل به ترامپ کمک می‌کنند. در ژست‌ها و اهداف او را همراهی می‌کنند و به این ترتیب «قرارگاه آشوب» را به داخل منتقل کرده‌اند. همچنین برخی با عنوان اصلاح‌طلب، از «تغییر آرام نظام» سخن می‌گویند که ترجمه سرنگونی است (خشونت‌آمیز یا مسالمت‌آمیز) و این وضعیت ترس را در بخشی افزایش داده اما مردم هویت خود را نشان داده‌اند و شجاعت رهبری روشن است.

رهبر انقلاب «عاقلِ فعال» است. عقل دارد اما انفعال را به نام عقل تجویز نمی‌کند. او توان ملت، توان دشمن و توطئه را می‌شناسد و انقلاب را با کمترین هزینه پیش برده است. یکی از مشکلات بزرگ آمریکا (نه فقط ترامپ) شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای است؛ فهیم، نقطه‌سنج و نقطه‌زن. سخنان ایشان به اندازه اعزام لشکر، آمریکایی‌ها را دچار وحشت می‌کند و بر این اساس امید به فتح بزرگ مطرح شد.

تسنیم: جناب آقای دکتر هوشنگی! جدای از مباحث نظری و اعتقادی و صرف نگاه به واقعیت‌های تاریخی، شاهد این بودیم که کشور ایران در بیش از یک سده اخیر و در جریان دو جنگ جهانی با وجود اعلام بی‌طرفی مورد تجاوز نظامی قرار گرفته است. با نگاه به این واقعیت تاریخی کنش فعلی رهبر انقلاب کدام بخش منافع ملی را در برابر تهدید نظامی بهتر تأمین می‌کند؟

رهبر انقلاب , جنگ , دونالد ترامپ ,

دکتر هوشنگی: تجربه جنگ‌های جهانی نشان داد که اشغال فقط فیزیکی نیست بلکه ابهت، اقتدار و پرستیژ بین‌المللی را هم از بین می‌رود کما اینکه در همان سال‌ها، فجایعی مانند قحطی جنگ اول، تصمیم‌گیری قدرت‌ها در ایران بدون حضور ایران در جنگ دوم و… به وجود آمد و غرور ملی مورد خدشه قرار گرفت.

اما در جمهوری اسلامی، عنصر مهم این است که نظام سیاسی برای خود در نظم جهانی «جایگاه» قائل است . در مردم نیز خودآگاهی وجود دارد. این در حالی است که در دوره قاجار و پهلوی چنین نبود و بی‌تجربگی و وابستگی کار را به جایی رساند که حتی رضاشاه برای عدم خروج نیروها از پادگان‌ها در جریان حمله نظامی، دستور صادر کرد!

این خودآگاهی، همراهی مردم و توانمندی امروز ایران اقتدار ایجاد کرده است و این را هم باید یادآوری کنیم که همه این‌ها مقدمه توکل است و تجهیزات ما بومی است.

این نگاه رهبری منافع ملی را از چند جهت تأمین می‌کند که اولین مورد دور کردن تهدید است. ایشان در مورد داعش هم گفته بودند که اگر در بیرون مرزها نجنگیم، باید در شهرهای داخل بجنگیم و تهران هم شاهد رخدادهایی بود که جدی بودن خطر را نشان داد.

دومین جهت «حفظ تمامیت ارضی» است که در جریان 8 سال جنگ دیدیم که با وجود حمایت ده‌ها کشور از عراق و وجود اسیران متعدد از کشورهای مختلف، ایران یک متر زمین نداد. دشمن ممکن است در آینده با سناریوهایی مانند فشار بر جزایر بخواهد اقتدار را بشکند اما رفتار رهبری در راستای حفظ تمامیت ارضی است.

سوم «نقش‌آفرینی بین‌المللی و غیرقابل‌هضم بودن ایران» است. اگر ایران ضعیف بود این همه هزینه برای زمین‌گیر کردنش لازم نبود. ترامپ پس از شهادت سردار سلیمانی گفته بود که اگر ایران اقدام متقابل انجام دهد، او هم 53 نقطه را می‌زند اما دیدیم که بعد از پاسخ ایران به عین‌الاسد، نه تنها ترامپ کاری نکرد بلکه رهبری فردای حمله به پایگاه آمریکا در عراق، در 19 دی دیدار مردمی داشتند و به صورت زنده هم آن دیدار پخش شد که نوعی قدرت‌نمایی و بی‌اعتبارسازی تهدید بود.

رهبری یک تاکتیک مهم دارد و آن هم تهدید در برابر تهدید است و در 19 بهمن 1403 فرمودند که «اگر تهدید کنند تهدید می‌کنیم؛ اگر عملی کنند عملی می‌کنیم؛ اگر به امنیت ملت تعرض کنند به امنیت آن‌ها تعرض می‌کنیم.» همین باعث شده با وجود لشکرکشی‌ها جرأت حمله نباشد. آمریکا و ترامپ وضعیت داخلی مستحکمی ندارند؛ هزینه یک درگیری و لطمه به منابع می‌تواند ترامپ را تا آستانه استیضاح ببرد. ترامپ دنبال عملیات محدود و خروج تر و تمیز است اما ایران گفته با حمله، جنگ منطقه‌ای می‌شود و برگشتی نیست. پس لشکرکشی بیشتر برای ترساندن بوده و خود ترامپ هم بر آن تصریح کرده است.

در مذاکرات نیز ترامپ عقب‌نشینی کرده و از پیش‌شرط‌ها به اصل مذاکره رسیده و موضوع را به هسته‌ای تقلیل داده و با اینکه ایران غنی‌ساری صفر درصد و انتقال اورانیوم را رد کرده، او حاضر به مذاکره شده است. همچنین گفته شد آمریکا ناچار است برای عقب نماندن از چین برخی پرونده‌ها را تعیین تکلیف کند و بخشی از بازی در منطقه با همین رقابت است که به هدف نخواهد رسید.

متاسفانه مشکل اینجاست که برخی در داخل القای ضعف می‌کنند اما اگر ضعیف بودیم تا حالا بلعیده می‌شدیم.

تسنیم: در نرمش سیاسی و کوتاه آمدن، چه تضمینی هست که اگر رهبری یا حاکمیت کنش‌گری را کنار بگذارد و به سمت تعامل برود، منافع ملی بیشتری حاصل شود؟

دکتر زارعی: پاسخ گسترده است اما نکته اصلی این است که وجود رهبری حکیمانه باعث می‌شود نگرانی استراتژیک جدی درباره انحراف منافع ملی نباشد. ممکن است خطاهای تاکتیکی رخ دهد اما اتفاق استراتژیک منفی با این رهبری رخ نمی‌دهد.

نقل است که شهید سلیمانی دیدار با مسئولان کشور ترکیه داشته و در آن دیدار داووداوغلو به او گفت تاکتیک را خوب بلدی اما استراتژی نه! شهید سلیمانی هم پاسخ بسیار خوبی به او می‌دهد و می‌گوید که من بالاسر خود کسی را دارم که استراتژیک‌تر از او نیست. در جمهوری اسلامی ولی‌فقیه بالاسر ساختار است تا اگر خبطی رخ دهد تذکر دهد و کنترل کند. این نقطه قوتی است که در فقدانش، تاریخ ایران خسارت‌های بزرگ دیده است.

رهبر انقلاب با همین دیدگاه راهبردی خود در چهار حوزه دست به قدرت‌آفرینی زدند که آن حوزه‌ها عبارتند از: 1) قدرت اقتصادی با نظریه اقتصاد مقاومتی که با تکیه بر همین نظریه می‌بینیم که با وجود گرانی، قحطی و کمبود نیست. کالا هست و مشکل اصلی ضعف مدیریت و افزایش بی‌حساب قیمت‌هاست 2) قدرت علمی 3) قدرت نظامی تا جایی که آمریکا جرئت حضور ناو در برخی مناطق را ندارد و 4) قدرت معنوی که بر اساس این مولفه، رهبر انقلاب با توکل و باور راسخ به مردم، درباره همراهی مردم در این دهه‌ها هیچ اظهار نگرانی نکرده‌اند. این چهار قدرت مکمل، پشتوانه بقاء قدرت سیاسی انقلاب است و رهبری آن‌ها را معماری و مدیریت کرده است.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا