شورای صلح غزه؛ ابزار آمریکا برای مشروعیت‌بخشی به توسعه‌طلبی اسرائیل

تحلیلگران معتقدند سازوکار «شورای صلح غزه» که اخیراً توسط ترامپ و متحدانش رونمایی شده، بیشتر ابزاری برای مهندسی سیاسی و نهادینه‌سازی نظم مطلوب قدرت اشغالگر است و ظرفیتی برای توقف توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی ندارد.

به گزارش بخش بین‌الملل وبانگاه بر اساس داده‌های منتشرشده در خبرگزاری مهر، رونمایی اخیر از سازوکاری تحت عنوان «شورای صلح غزه» در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده تلاش ترامپ و متحدان غربی وی برای مدیریت پسابحران در باریکه غزه از طریق «مهندسی سیاسی» است.

هدف اعلامی این شورا تسریع روند بازسازی زیرساخت‌های ویران‌شده، ایجاد یک ساختار اداری تکنوکرات و غیرنظامی و در نهایت «عادی‌سازی شرایط زیست» عنوان شده است. تحلیلگران اما معتقدند تشکیل چنین شوراهایی عموماً کارکردی دوگانه دارد؛ در ظاهر پاسخی به فشارهای افکار عمومی جهانی برای پایان دادن به فاجعه انسانی و در لایه پنهان، ابزاری برای نهادینه‌سازی نظم مطلوب قدرت اشغالگر عمل می‌کنند. ساختار این شورا به گونه‌ای طراحی شده است که فاقد هرگونه ضمانت اجرایی برای مهار ماشین جنگی اسرائیل یا الزام این رژیم به عقب‌نشینی به مرزهای پیش از آغاز درگیری‌ها است.

معماری این شورا بیش از آنکه بر مبنای استیفای حقوق بنیادین فلسطینیان از جمله حق تعیین سرنوشت بنا شده باشد، بر مفهوم «صلح اقتصادی» و خلع سلاح مقاومت متمرکز است. تاریخ روابط بین الملل نشان می‌دهد که نهادهای میانجی‌گر فاقد اهرم‌های تنبیهی علیه طرف متجاوز، در نهایت به تثبیت وضعیت موجود به نفع بازیگر قدرتمندتر کمک می‌کنند و از این رو شورای صلح غزه در ساختار فعلی خود، ظرفیت و اراده‌ای برای توقف ماشین توسعه‌طلبی سرزمینی رژیم صهیونیستی ندارد.

در سوی مقابل لفاظی‌های دیپلماتیک پیرامون شورای صلح غزه، واقعیت‌های میدانی و ایدئولوژیک حاکم بر هیئت حاکمه رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن قرار دارد. مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، اخیراً در مصاحبه با تاکر کارلسون، صراحتاً از ایده «اسرائیل بزرگ» دفاع کرد و هرگونه چشم‌انداز برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی را از اساس مردود دانست.

اظهارات هاکبی که ریشه در باورهای صهیونیسم مسیحی و راست‌گرایان افراطی دارد، بازتاب‌دهنده دکترین کلان ائتلاف حاکم در تل‌آویو و بخش قابل توجهی از سیاست‌گذاران در واشنگتن است. تأکید وی بر حق تاریخی یهودیان بر تمامی اراضی بین نهر تا بحر، نشان می‌دهد که راهبرد کلان رژیم صهیونیستی، هضم تدریجی اراضی باقی‌مانده فلسطینی، توسعه بی‌وقفه شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری و تغییر بافت جمعیتی در نوار غزه است. این مصاحبه پرده از واقعیتی راهبردی برمی‌دارد؛ در حالی که جامعه جهانی با ابتکاراتی نظیر شورای صلح غزه سرگرم شده است، طراحان اصلی سیاست در محور واشنگتن-تل‌آویو در حال پیشبرد پروژه پاکسازی قومی و توسعه سرزمینی هستند.

تقابل تأسیس نهادی سازش‌کارانه به نام شورای صلح غزه و همزمان طرح علنی دکترین اسرائیل بزرگ از زبان یک مقام ارشد دیپلماتیک آمریکایی، پارادوکس راهبردی را به تصویر می‌کشد. این وضعیت مصداق بارز استفاده ابزاری از دیپلماسی برای خرید زمان و پوشش دادن به اقدامات سخت‌افزاری است. شورای صلح غزه نقش «تسکین‌دهنده» را ایفا می‌کند تا حساسیت‌های بین‌المللی را کاهش دهد، در حالی که ماشین توسعه‌طلبی صهیونیستی در سایه این آرامش نسبی، پروژه‌های الحاق سرزمینی خود را پیش می‌برد. طرح‌های صلح که ریشه‌های اصلی بحران، یعنی اشغالگری و آپارتاید را نادیده می‌گیرند، خود به بخشی از مشکل و عامل تداوم بحران تبدیل می‌شوند.

شورای صلح غزه نه تنها سدی در برابر توسعه‌طلبی اسرائیل نیست، بلکه با تقلیل دادن مسئله فلسطین به یک مسئله صرفا انسانی و اقتصادی، عملاً مسیر را برای تحقق رویاهای راست‌گرایان افراطی هموارتر می‌سازد. این شورا یک تله دیپلماتیک است که تلاش می‌کند با وعده‌های بازسازی، گروه‌های فلسطینی را به پذیرش ساختارهای امنیتی تحمیلی وادار کند.

اظهارات مایک هاکبی در خصوص ایده اسرائیل بزرگ، ارزشمندترین سند برای اثبات حقانیت گفتمان مقاومت است. ایران همواره تأکید کرده است که رژیم صهیونیستی موجودیتی ذاتا توسعه‌طلب دارد. مصاحبه سفیر آمریکا نشان می‌دهد که هدف غایی تل‌آویو، ایجاد یک هژمونی فراگیر در منطقه است که مستقیما امنیت ملی ایران و سایر کشورهای منطقه را تهدید می‌کند.

طرح‌هایی مانند شورای صلح غزه از سوی محور مقاومت نه به عنوان فرصتی برای صلح، بلکه به عنوان یک «اسب تروا» برای نفوذ اطلاعاتی، خلع سلاح نرم و تغییر محاسبات ژئوپلیتیک به نفع آمریکا و اسرائیل ارزیابی می‌شود. حفظ توانمندی‌های بازدارنده نظامی و تقویت همبستگی در جبهه‌های چندگانه، تنها پاسخ معتبر در برابر ائتلافی است که دیپلماسی را برای پیشبرد اهداف توسعه‌طلبانه خود به کار می‌گیرد.

در پاسخ به این پرسش کلیدی که آیا شورای صلح غزه می‌تواند جلوی توسعه‌طلبی صهیونیست‌ها را بگیرد یا خیر، پاسخ قاطعانه و مبتنی بر شواهد علمی و استقرای تاریخی «منفی» است. تا زمانی که آمریکا به عنوان حامی بی‌قید و شرط جنایات و توسعه‌طلبی‌های رژیم صهیونیستی عمل می‌کند و سفرای آن قوانین بین‌المللی را به سخره می‌گیرند، هیچ شورای صلحی قادر به تغییر رفتار تل‌آویو نخواهد بود.

شورای صلح غزه، در بهترین حالت، یک نهاد بوروکراتیک برای توزیع کمک‌های بشردوستانه و در بدترین حالت، بازوی اجرایی اسرائیل برای مدیریت ارزانِ مناطق اشغالی است. رسالت رسانه‌ها، نخبگان و تصمیم‌گیران در ایران و جغرافیای مقاومت در این برهه حساس، افشای این دوگانگی و تناقض آشکار است. صلح پایدار هرگز از طریق نهادهای تحمیلی و با نادیده گرفتن حق دفاع مشروع به دست نمی‌آید. تنها عنصری که قادر است در برابر ایده ویرانگر اسرائیل بزرگ بایستد، حفظ و ارتقای «موازنه تهدید» و تحمیل هزینه‌های راهبردی بر اشغالگران است، چرا که تاریخ خاورمیانه ثابت کرده است که رژیم‌های توسعه‌طلب تنها در برابر قدرت سخت و بازدارندگی عملی متوقف می‌شوند، نه در برابر قطعنامه‌ها و شوراهای صلح فاقد پشتوانه.

©‌ وبانگاه, خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا