باران اشک بر فراق رهبر شهیدمان در شیراز

این گردهمایی، تنها یک مراسم ساده نبود؛ بلکه طغیانی خاموش از عشق بود در برابر موجهای تفرقهافکنی، صحنهای باشکوه از تجدید بیعتی دوباره با آرمانهایی که با خون پاک آبیاری شدهاند.
نوای سوزناک سنج و دمام، که از اعماق تاریخ و ارادت برمیخاست، در هوای بارانی و مهآلود شهر پیچید و هر قطرهی باران، شاهد تعهدی بود که مردم بر پیمان خود با رهبری شهید بستند.
دستههای عزاداری، با پرچمانهای برافراشته و سینهزنیهای جانسوز در خیابان شهید آقایی و کوچههای اطراف، شور بیبدیلی از ارادت را به نمایش گذاشتند؛ حضوری که نشان داد در فقدان رهبر شهیدمان، نه ضعف که استحکام و اتحاد در بطن امت جوشیده است.
این تجمیع و عزاداری، فریاد خاموش میلیونها نفر بود که با هر قدم، با هر ناله، اعلام میکردند که راه پرنور هدایتگر، اگرچه جسمانی رخت بربست، اما مسیر نورانیاش، میراثی ماندگار برای عبور از هر توفان خواهد بود. این گرد هم آمدن از سر یک پیوند ناگسستنی میان رهبر و پیروانش بود؛ پیوندی که در عمق سوگ، قویتر از هر زمان دیگری متجلی شد.












