تاتنهام در سراشیبی سقوط؛ بحران مدیریتی و از دست رفتن هویت باشگاه

نشریه گاردین در تحلیلی عمیق به بررسی وضعیت بحرانی باشگاه تاتنهام پرداخته و دلایل اصلی از بین رفتن روح و هویت این باشگاه را تشریح کرده است. بر اساس این گزارش، مدیران باشگاه از زمان سرمربیگری مائوریسیو پوچتینو، تمرکز خود را بر مسائل تجاری و تبدیل باشگاه به یک برند جهانی فراتر از فوتبال معطوف کردهاند که این رویکرد منجر به فاصله گرفتن باشگاه از ریشههای ورزشی خود شده است.
پیش از این قرار بود رایان نوریس، مدیر ارشد درآمد تاتنهام، در جشنواره جنوب از جنوب غربی در مورد چگونگی تکامل این باشگاه فراتر از فوتبال برای تبدیل شدن به یک برند فرهنگی جهانی سخنرانی کند. اما این رویداد به دلیل خشم هواداران اسپرز لغو شد. این اتفاق نشاندهنده نارضایتی شدید هواداران از اولویتبندی غیرفوتبالی باشگاه است.
در حال حاضر، عملکرد تیم تاتنهام در زمین نشاندهنده افت شدید کیفیت است. به طوری که مهاجمان تیمهای دسته پایینتر مانند چمپیونشیپ نیز برای رویارویی با این تیم ابراز آمادگی کردهاند. مدلهای پیشبینی و پیشبینیهای هواداران حاکی از احتمال بالای سقوط تاتنهام به دستههای پایینتر فوتبال انگلیس است. این در حالی است که باشگاهی که زمانی هری ردنپ را به دلیل کسب مقام چهارم اخراج کرد، اکنون از ۲۰ بازی گذشته خود تنها ۱۲ امتیاز کسب کرده است.
ایگور تودور، سرمربی فعلی، پس از چهار شکست در چهار بازی ابتدایی، در نهایت هزینهی این استراتژی خودسوزی را پرداخته است. تودور به عنوان مربیای معرفی میشود که اسپرز واقعاً لیاقتش را دارد و نتیجه منطقی یک استراتژی هشت ساله در راستای بنا نهادن یکی از چشمگیرترین عملیات تجاری در ورزش حرفهای، در حالی که هر چیزی که ورزش حرفهای را ارزشمند میکند، نادیده گرفته شده است.
بازدید از ورزشگاه تاتنهام هاتسپر، تبلیغات پرشمار جاذبههای غیرفوتبالی مانند اسکایواک، راگبی، فوتبال آمریکایی و کنسرتهای موسیقی را به نمایش میگذارد. این پیام آشکاری برای هواداران قدیمی است که دیگر احساس تعلق خاطر کمتری به این مکان دارند.
این مدل مالی موفق، هزینهی خریدهای ناموفقی چون تانگوی اندومبله را تأمین کرده و باشگاه را به ردههای بالای جدول لیگ مالی دلویت رسانده است. سقوط تاتنهام میتواند به عنوان تماشاییترین شکست تاریخ فوتبال انگلیس تلقی شود، چرا که مسئولیتپذیری در قبال شکست در این باشگاه کمرنگ شده است. استخدامهای فاجعهبار از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲، با وجود جلوگیری از پرداخت دستمزدهای بالا، موفقیت چندانی در زمین به همراه نداشته و این تصور را ایجاد کرده که بازی خود به خود پیش میرود.
در دهه گذشته، به جز خریدهای احتمالی مانند لوکاس برگوال، میکی فن دهون یا پدرو پورو، تاتنهام خریدهای موفق قابل توجهی نداشته است. تیم مائوریسیو پوچتینو به آرامی دچار فروپاشی شد و بازیکنانی چون هری کین و سون هیونگ مین که عاشق باشگاه بودند و پیوندی بین تیم و هواداران ایجاد میکردند، جایگزین مناسبی نداشتند.
با وجود حضور بازیکنان با استعداد، تیم فعلی به یک محیط پرورشدهنده، فرهنگ، اعتماد به نفس و هویت بازی نیاز دارد. بیش از ۵.۳ مدیر از زمان پوچتینو در تیم حضور داشتهاند که هر کدام به سهم خود از روح تیم کاستهاند. جایگزینی پوچتینو با ژوزه مورینیو در سال ۲۰۱۹، اشتباهی بزرگ تلقی میشود که سبک بازی را به قربانگاه فوتبال واکنشی برد. سپس نونو اسپریتو سانتو، آنتونیو کونته، کریستین استلینی و آنگه پوستکوگلو نیز نتوانستند راه به جایی ببرند.
این مربیان، با وجود تفاوت در سبک و تاکتیک، در یک نکته مشترک بودند: تئوری مقصر دانستن هواداران برای شکست. این تفکر که هواداران بخشی از DNA شکست هستند، باعث شده تا بازیکنان نیز با همین ذهنیت بازی کنند. این فلج فکری در بازی اخیر مقابل اتلتیکو مادرید به وضوح دیده شد، جایی که بازیکنان نخبه، از شایستگیهای اولیه محروم شده بودند.
در حالی که کونته و پوستکوگلو توانستند برای مدتی از این نیروها فراتر روند، توماس فرانک، مربی فعلی، بدون سبک قابل تشخیص و هویت واقعی، توهم شایستگی شدیدی ارائه داد. شکست او در نهایت نشاندهنده این است که تیمهای فوتبال، حتی آشفته، میتوانند بر اساس یک ایده یا اسطوره عمل کنند.
منچستریونایتد، چلسی و بارسلونا با وجود مشکلات، همچنان به موفقیتهای خود ادامه میدهند. در حالی که تاتنهام درگیر جنگی بین ثروت و حماقت است. شاید سقوط برای تاتنهام ضروری باشد تا با فروتنی و یادآوری چرایی اهمیت فوتبال، دوباره هویت خود را پیدا کند. این باشگاه به جای استراتژی بازاریابی دیجیتال و شبکه ایمنی تجاری، به یک آیین و مناسک، لذت فوتبال و بازیکنانی که برای عشق به بازی بازی میکنند، نیاز دارد. گاهی تاریکترین قسمت آسمان قبل از طلوع آفتاب فرا میرسد.