روایت مادر شهید پاکپور از تاکید رهبری بر کسب اجازه از مادر

او در بخشی از این روایت، به دیداری با رهبر انقلاب اشاره میکند؛ دیداری که در آن از فرزندش پرسیده میشود آیا برای رفتن به میدان نبرد از مادرش اجازه گرفته است یا نه.
مادر شهید پاکپور در این گفتوگو با اشاره به روحیه مبارزاتی فرزندش از همان سالهای نخست انقلاب گفت: “محمد از همان اول انقلاب در مبارزه بود. ما میدیدیم که از همان زمان دنبال کارهای انقلابی بود و با ضدانقلاب میجنگید.”
وی با یادآوری سالهای سخت آن دوران افزود: “حتی یک بار دستش هم به خاطر درگیریها آسیب دید؛ سرنیزه خورد به کف دست و از پشت دستش درآمد. اما باز هم دست از مبارزه برنمیداشت.”
مادر این فرمانده شهید در ادامه به آخرین تماسهای فرزندش پیش از شهادت اشاره کرد و گفت: “آخرین بار زنگ زد. احوالپرسی کرد. گفت بچهها کجان؟ گفتم خواهرات هستن. یکییکی با همه خواهر برادرها صحبت کرد؛ حتی با دامادها، با دخترها و نوهها. با همه خداحافظی کرد…”
او سپس به دیداری با رهبر انقلاب اشاره میکند و میگوید: وقتی محمد برای رفتن به جنگ رفته بود پیش آقا، به ایشان گفته بود از مادرم هم اجازه گرفته ام.
روایت مادر شهید پاکپور را در ویدئوی این گفتوگو ببینید:
.