آگاهی تاریخی جامعه ایران فعال شده است

در همین زمینه، خبرنگار تسنیم با دکتر صادق پناهی عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج و پژوهشگر مسائل اجتماعی گفتوگو کرده است. پناهی در این مصاحبه با تکیه بر مفاهیمی چون هویت ملی، آگاهی تاریخی، وجدان عمومی و استحکام اجتماعی، توضیح میدهد که چرا جامعه ایران در بزنگاههای بحرانی، از سطح انفعال فردی عبور کرده و به یک کنشگر جمعی تبدیل میشود؛ کنشی که به گفته او، نه صرفاً محصول فراخوان رسمی، بلکه برآمده از یک نظم اجتماعی درونی و حس مشترک نسبت به وطن، امنیت و سرنوشت جمعی است.
او همچنین معتقد است خیابان در شرایط تهدید، دیگر فقط یک فضای روزمره یا مدنی نیست، بلکه میتواند به عرصهای برای بروز پدافند اجتماعی و بازنمایی همبستگی ملی بدل شود؛ جایی که مردم با حضور خود، نوعی پاسخ اجتماعی به جنگ روانی، رسانهای و شناختی دشمن میدهند. متن کامل گفتوگو با وی در ادامه آمده است:
تسنیم: این روزها شاهد تشییعهای باشکوه شهدا، حضور شبانه مردم در خیابانها و حمایت علنی از وطن و نیروهای مسلح هستیم. از منظر جامعهشناسی، این سطح از کنش جمعی را باید واکنشی احساسی و کوتاهمدت دانست یا نشانه فعال شدن لایههای عمیقتر هویت ملی در جامعه؟
پناهی: اگر بخواهیم این رخدادها را صرفاً به سطح هیجان، تأثر لحظهای یا نوعی تخلیه روانی تقلیل دهیم، در واقع بخش مهمی از واقعیت اجتماعی جامعه ایران را نادیده گرفتهایم. این نوع حضورها، بهویژه وقتی در مقیاس وسیع، در زمان کوتاه و بدون سازماندهی صریح و بیرونی شکل میگیرند، نشان میدهند که لایههای عمیقتری از هویت و خودآگاهی اجتماعی فعال شدهاند. در جامعه ایران، در بزنگاههایی که مسئله از سطح اختلافات روزمره عبور میکند و به تمامیت کشور، امنیت عمومی و اقتدار ملی مربوط میشود، یک همگرایی درونی شکل میگیرد که ریشه در تجربه تاریخی و زیست فرهنگی این جامعه دارد.
به بیان دیگر، این کنشها صرفاً واکنش به یک حادثه نیستند، بلکه بازتاب نوعی پیوند عمیق میان مردم و امر ملیاند. آنچه در خیابان، در تشییع شهدا یا در حمایت آشکار از مدافعان کشور دیده میشود، نشانه آن است که جامعه در لحظه تهدید، از سطح فردی خارج میشود و خود را در قالب یک «ما»ی بزرگتر بازتعریف میکند.
تسنیم: شما در تحلیل خود بر مسئله آگاهی تاریخی جامعه ایران تأکید دارید. این آگاهی تاریخی چگونه در لحظات بحرانی خود را نشان میدهد؟
پناهی: جامعه ایران یک جامعه بیحافظه نیست. این جامعه بارها در تاریخ خود با موقعیتهایی مواجه شده که تضعیف اقتدار مرکزی، فشار خارجی یا برهم خوردن تعادل درونی، پیامدهایی سنگین برای انسجام ملی و حیات جمعی داشته است. به همین دلیل، وقتی امروز جامعه احساس میکند با یک تهدید واقعی مواجه است، واکنش او فقط از جنس احساسات لحظهای نیست، بلکه نوعی رجوع به حافظه تاریخی و درک پیامدهای عقبنشینی یا انفعال است.
این آگاهی تاریخی سبب میشود مردم در لحظه بحران، خود را صرفاً تماشاگر رخدادها نبینند. آنها درمییابند که موضوع فقط یک رویداد سیاسی یا نظامی نیست، بلکه مسئله به سرنوشت عمومی، امنیت زیسته و هویت مشترک آنها مربوط میشود. از اینجاست که جامعه از وضعیت «ابژه» خارج شده و به «سوژه»ای کنشگر تبدیل میشود؛ سوژهای که احساس میکند باید در حفظ نظم و انسجام عمومی سهمی ایفا کند.
تسنیم: برخی معتقدند آیینهای تشییع شهدا در ایران، فراتر از یک مراسم سوگواری، به یک رخداد اجتماعی و نمادین تبدیل میشوند. این پدیده را چگونه میتوان توضیح داد؟
پناهی: در جامعه ایران، تشییع شهدا صرفاً مراسم بدرقه یک فرد از دسترفته نیست، بلکه صحنهای برای بازنمایی ارزشهای مشترک و بازتأکید بر پیوندهای اجتماعی است. اینگونه آیینها معمولاً در لحظههایی برجسته میشوند که جامعه نیاز دارد نسبت خود را با مفاهیمی چون ایثار، دفاع، وطن، حافظه جمعی و مسئولیت اجتماعی بازتعریف کند. به همین دلیل است که تشییع شهدا در ایران اغلب به یک رخداد اجتماعیِ پرمعنا تبدیل میشود.
در چنین موقعیتی، سوگواری به زبان اجتماعی بدل میشود. جامعه فقط اندوه خود را ابراز نمیکند، بلکه پیام میدهد که فقدان را به انزوا و فروپاشی تبدیل نخواهد کرد. برعکس، از دل همین فقدان، نوعی بازتولید هویت و همبستگی شکل میگیرد. این همان نقطهای است که آیین سوگواری از سطح مناسک صرف عبور میکند و به بخشی از سازوکار استحکام اجتماعی بدل میشود.
تسنیم: حضور خودجوش مردم در خیابانها، آن هم در شرایط تهدید و حتی در ساعات شب، چه معنایی دارد؟ آیا میتوان آن را نوعی کنش اجتماعی دانست؟
پناهی: بله، اتفاقاً اهمیت این حضور در همین است که نمیتوان آن را صرفاً رفتاری عاطفی و گذرا تلقی کرد. وقتی مردم در موقعیتی که امکان ترس، احتیاط یا عقبنشینی وجود دارد، داوطلبانه در صحنه حاضر میشوند، این حضور از وجود یک معنا و درک مشترک حکایت میکند. مردم احساس میکنند که بودنشان در صحنه، خود بهتنهایی حامل پیام است؛ پیامی درباره ایستادگی، همراهی و ردِ انفعال.
این کنش را باید در نسبت با نوعی وجدان عمومی فهم کرد، یعنی جامعه در چنین شرایطی از طریق سازوکارهای درونی خود به این جمعبندی میرسد که حضورش معنادار و حتی ضروری است. اینجا دیگر فقط مسئله حضور فیزیکی نیست، بلکه نوعی اعلام اجتماعی است مبنی بر اینکه جامعه، خود را در معادله دفاع از کشور غایب نمیداند.
تسنیم: در بخشهایی از تحلیل شما، خیابان صرفاً یک فضای عبور و مرور نیست، بلکه به نوعی «صحنه نبرد» تعبیر میشود. این تعبیر از نظر جامعهشناختی چه معنایی دارد؟
پناهی: وقتی از خیابان بهمثابه صحنه نبرد سخن میگوییم، مراد این نیست که خیابان کارکرد نظامی پیدا کرده، بلکه منظور این است که در شرایط بحران، خیابان به عرصهای برای بروز اراده اجتماعی و دفاع از معنا تبدیل میشود. در وضعیتهای عادی، خیابان محل زندگی روزمره، تردد یا حتی اعتراض است، اما در شرایط تهدید بیرونی، همان فضا میتواند به بستری برای نمایش انسجام، اعتماد به نفس جمعی و مقاومت اجتماعی بدل شود.
از این منظر، خیابان دیگر یک فضای خنثی نیست. به محض آنکه جامعه حضور خود را در آن به یک نشانه سیاسی و اجتماعی تبدیل میکند، خیابان وارد معادله دفاعی کشور میشود؛ نه به معنای سخت و نظامی، بلکه بهعنوان یک جبهه نرم و اجتماعی. این حضور به دشمن میفهماند که با جامعهای پراکنده و منفعل روبهرو نیست، بلکه با مردمی طرف است که در لایه اجتماعی نیز آماده پاسخگویی به تهدیدند.
تسنیم: آیا میتوان گفت در چنین شرایطی، خیابان و میدان دو سطح مکمل از دفاع را شکل میدهند؛ یعنی نیروهای مسلح در میدانِ سخت و مردم در عرصه اجتماعی؟
پناهی: بله؛ این برداشت، اگر با دقت بیان شود، میتواند توضیحدهنده بخشی از واقعیت باشد. جامعه وقتی با تهدید خارجی روبهرو میشود، همه نقشها را یکسان ایفا نمیکند. روشن است که دفاع سخت، بر عهده نیروهای متخصص و مسلح است؛ اما جامعه هم در این میان صرفاً ناظر باقی نمیماند. مردم در سطح اجتماعی، روانی و هویتی وارد صحنه میشوند و از این طریق، بستر پایداری ملی را تقویت میکنند.
به این معنا، حضور مردم در خیابان، در تشییع شهدا و در بازنمایی همبستگی عمومی، نوعی پدافند اجتماعی است. جامعه نشان میدهد که فقط منتظر نتیجه میدان نیست، بلکه در پشت جبهه معنایی و اجتماعی نیز فعال است. همین وضعیت است که به دفاع سخت، عمق اجتماعی میبخشد و اجازه نمیدهد دشمن صرفاً با ابزارهای روانی و رسانهای، جامعه را دچار گسست کند.
تسنیم: شما از مفهوم «وجدان عمومی» یا «وجدان جمعی» برای توضیح این رفتارها استفاده میکنید. این مفهوم دقیقاً چه کمکی به فهم این وضعیت میکند؟
پناهی: ببینید مفهوم وجدان عمومی به ما کمک میکند بفهمیم چرا در برخی لحظات، جامعه بدون دستور صریح، بدون سازماندهی رسمی و حتی بدون محاسبههای فردگرایانه وارد میدان میشود. در اینجا، رفتار مردم را نمیتوان فقط حاصل تصمیمهای منفرد دانست. نوعی حس مشترک، ادراک مشترک و نظم درونی در جامعه شکل میگیرد که افراد را به سمت کنشهای مشابه سوق میدهد.
اهمیت این مسئله در آن است که این نظم، لزوماً از ساختارهای رسمی آغاز نمیشود، بلکه از دل خود جامعه برمیخیزد. وقتی مردم چیزی را بهمثابه امر مشترک و مسئله همگانی درک میکنند، نوعی الگوی کنش جمعی پدید میآید که در ظاهر ممکن است خودجوش باشد، اما در واقع بر پایه یک انسجام درونی و معنایی استوار است. همین سازوکار است که حضور مردمی را از یک رفتار پراکنده به یک پدیده اجتماعی تبدیل میکند.
تسنیم: در این میان، نقش رسانه و جنگ شناختی دشمن را چطور میبینید؟ آیا این حضورهای مردمی را میتوان پاسخی به عملیات روانی هم دانست؟
پناهی: قطعاً همینطور است. در جهان امروز، تهدید فقط از مسیر سلاح و درگیری مستقیم اعمال نمیشود. بخش مهمی از فشارها از طریق رسانه، بازنمایی، القای ترس، تولید بیاعتمادی و تضعیف حس پیوند جمعی صورت میگیرد. بنابراین اگر جامعه بتواند در لحظه بحران، خودش را بهصورت زنده و عینی در خیابان، در آیینهای عمومی و در رفتارهای همبسته نشان دهد، در واقع به جنگ شناختی دشمن پاسخ داده است.
از این منظر، حضور اجتماعی مردم را میتوان نوعی پدافند نرم دانست. زیرا دشمن میکوشد جامعه را متفرق، ترسان و بیپشتوانه نشان دهد، اما همین کنشهای جمعی آن تصویر را برهم میزنند. جامعه با این حضور اعلام میکند که هنوز از درون زنده است، هنوز بر سر معناهای مشترک ایستاده و هنوز میتواند در موقعیتهای سخت، خود را بازسازی و بازنمایی کند.
تسنیم: در سخنان شما تقابلی میان «جهان معنا» و «جهان مادیت» هم دیده میشود. این دوگانه در تحلیل رفتار مردم چه جایگاهی دارد؟
پناهی: اگر رفتار مردم را صرفاً با منطق سود و زیان مادی تحلیل کنیم، بسیاری از این کنشها قابل توضیح نخواهد بود. از منظر محاسبهگرایانه، شاید گفته شود که انسان باید در شرایط تهدید از صحنه فاصله بگیرد، خود را حفظ کند و وارد فضای پرخطر نشود. اما واقعیت این است که انسان اجتماعی فقط بر پایه منفعت مادی عمل نمیکند. او در نسبت با معنا، تعلق، هویت، وطن، خاطره جمعی و احساس مسئولیت نیز تصمیم میگیرد.
این همان جایی است که جهان معنا وارد میشود. مردم وقتی احساس کنند مسئله به هستی جمعی آنها مربوط شده، حاضر میشوند کنشهایی انجام دهند که با منطق صرفاً مادی قابل فهم نیست. در واقع، جامعه در چنین لحظاتی نشان میدهد که فقط با محاسبه امنیت فردی زندگی نمیکند، بلکه معناهای بزرگتری هم دارد که میتوانند او را به کنش وادارند.
تسنیم: با توجه به این تجربهها، آیا میتوان گفت جامعه ایران در این مقطع نوعی استحکام اجتماعی از خود نشان داده است؟
پناهی: بله، آنچه در این روزها دیده میشود، بیانگر سطحی از استحکام اجتماعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. استحکام اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که جامعه در برابر فشار بیرونی، بهجای فروپاشی، به بازآرایی خود دست بزند و از دل تهدید، نظمی تازه و سطحی از همبستگی تولید کند. این دقیقاً همان چیزی است که در حضورهای مردمی، در تشییع شهدا و در بازگشت خیابان بهمثابه صحنه اعلام همراهی عمومی دیده میشود.
البته باید توجه داشت که این استحکام اجتماعی یک امر ثابت و خودکار نیست؛ نیازمند مراقبت، بازشناسی و تقویت مستمر است، اما همین که جامعه در لحظه بحران، توانسته است از بیحسی و انفعال عبور کند و خود را بهصورت یک نیروی جمعی نشان دهد، نشانه مهمی از زنده بودن پیوندهای اجتماعی و هویت ملی در ایران امروز است.
مصاحبه از: سمیرا گمار