داعش جدید چیست؟

این جملهای که مطالعه فرمودید، از آن جنس گزارههایی است که «سیاسیِ صرف» نیست؛ در سطوح عمیق تر ادبیات جنگ شناختی ادراک انسان در نتیجه تعامل چند لایه شکل میگیرد:هدایت توجه، قاب بندی معنا، برانگیختن یا مهار هیجان، تثبیت در ذهن جمعی و شکل گیری تصمیم.
شاید برخی سطحی میخوانندش، در حالی که لایهاش عمیقتر از یک هشدار امنیتی ساده است.
در این یادداشت قصد دارم بدون هیجان، این بیانات رهبر شهید را کالبدشکافی شناختی کنیم
1. منظور از «داعشهای جدید» در ادبیات جنگ شناختی چیست؟
وقتی گفته میشود داعش جدید، الزاماً منظور «گروه نظامی کلاسیک» نیست. در چارچوب شناختی، داعش جدید میتواند اینها باشد: جریانهای ادراکی مخرب، شبکههای اثرگذار ذهنی، روایتهای افراطی مهندسیشده،پروژههای نفوذ در ذهن جوانان یعنی دشمن از «سلاح سخت» به «سلاح ذهنی» مهاجرت کرده است. چیزی که در ادبیات جنگ شناختی نامش را میگذاریم: معماری ادراک.
2. جمله کلیدی که احتمالا خیلیها رد میشوند از کنارش: «جوانان مراقب باشند که چه کسی به آنها چه حرفی میزند و چه پیشنهادی میدهد» این دقیقاً تعریف کلاسیک عملیات شناختی است؛ نه حمله نظامی، نه حتی صرفاً رسانهای، بلکه: نفوذ از طریق پیشنهاد، معنا، و جهتدهی ذهنی. در جنگ شناختی، حمله معمولاً با «یک پیشنهاد جذاب» شروع میشود، نه با تهدید.
3. چرا این گزاره برای ما مهمتر از بقیه است؟ چون ما دقیقاً در حوزهای کار میکنیم که به آن میگویند: هدایت ادراک + هیپنوسایبری + جنگ شناختی و این هشدار، مستقیماً به همان میدان مربوط است: چه کسی حرف میزند؟ با چه ادبیاتی؟ با چه بار احساسی؟ با چه هدف پنهانی؟ این یعنی تمرکز روی «اثر پیام بر مغز»، نه فقط محتوای پیام.
4. لایه پنهانتر: تغییر سبک تهدید
قبلاً تروریسم فیزیکی در عملیات میدانی رخ میداد، الان عملیات روانی پیچیده است؛ قطبیسازی ذهنی، دستکاری احساس بیعدالتی و القای ناامیدی یا افراط یعنی به جای انفجار در خیابان، انفجار در نظام ادراکی انسان رخ میدهد؛ خیلی تمیزتر. خیلی بیصداتر، خیلی خطرناکتر.
5. در علوم شناختی نو ذهن یک پردازشگر خطی نیست. مدل غالب امروز ذهن را یک سیستم پیچیده تطبیقی میداند. غیرخطی، وصل به آدرس، حساس به محرکهای کوچک، مستعد رفتار جمعی، یعنی ذهن به مثابه محیط نه ماشین.
این جمله رهبر شهید انقلاب هم دقیقاً همین منطق را دارد، یعنی: قبل از اینکه جوان تصمیم بگیرد، کسی «چارچوب ذهنی تصمیم» را طراحی کرده. این همان تله ادراکی است، نه تله فیزیکی.
داعش جدید یک هشدار جدی است، هشدار درباره این واقعیت که سازندگان معنا بهویژه نویسندگان نقش بسیار مهمی را در این محیط جدید دارند.
جامعه ای که نویسندگانش معماری ادراک را بشناسند، در برابر جنگ شناختی آسیبپذیر نیست. زیرا شهروندان آن جامعه، به جای واکنش، توان تحلیل پیدا می کنند. در چنین شرایطی، متن دیگر ابزار تخریب یا تحریک نیست؛ به ابزار ایمنی شناختی تبدیل می شود.
یادداشت از: سارا صمدی، پژوهشکر جنگ شناختی