هدف گیری هوشمند در جنگ؛ اجتناب از یکپارچه دانستن دشمن و منطقه

رسانه‌های رژیم صهیونیستی از موج مهاجرت معکوس از فلسطین اشغالی به کشورهای اروپایی و آمریکا برای فرار از حملات موشکی ایران خبر دادند.
محمدمهدی رحمتی، مدیرعامل گروه رسانه‌ای مهر: سطح منطقه همواره به مثابه یکی از
سطوح تحلیل بنیادین در دانش روابط بین‌الملل مطرح بوده و به جهت نقاط اشتراک متعدد
نظیر قرابت جغرافیایی، تبادلات اقتصادی و مشترکات دینی-فرهنگی همسایگان در یک
منطقه، «همگرایی منطقه‌ای» به مثابه یکی از راهبردهای ائتلاف و اتحاد سازی جهت
حداکثر سازی منافع دولت‌های عضو مورد توجه بوده است. در این میان، ایران با تکیه بر
«سیاست همسایگی» که به ویژه در احیای روابط دیپلماتیک با عربستان تبلور یافت، درصدد
کاستن از شکاف بی‌اعتمادی متقابل و ثبات‌سازی از طریق حرکت به سوی سازوکارهای
همگرایی منطقه‌ای بوده است. در این بین وقتی صحبت از منطقه می کنیم، یعنی با کشورها
و کنشگرانی گوناگون و متفوت صحبت میکنیم و نبایستی با یک کل واحد دانستن آنان زیر
عناوینی ساده شده مثل اعراب از تفاوت سیاست ها، هویت ها و وضعیت های آنان چشم پوشی
کنیم.

به رغم تداوم رایزنی‌های دوجانبه کشورهای جنوبی خلیج‌فارس با تهران و واشنگتن از
دوره پایان جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضان، به نظر می‌رسد که با عنایت به لابی
فزاینده نتانیاهو در واشنگتن و اقناع ترامپ نسبت به امکان کسب دستاورد فوری از
«ایران ضعیف شده»، این رایزنی‌ها نتوانست از وقوع جنگ جلوگیری نماید و در نهایت و
با توجه به هشدارهای پیشین ایران نسبت به هدف قراردادن پایگاه‌ها و منافع آمریکا و
رژیم صهیونسیتی در کشورهای منطقه، ایران به ناچار موجودیت‌های مذکور را مورد هدف
قرار داد و «جنگ منطقه ای» شد. این امر می تواند تهدیدات و فرصت هایی را در
چشم‌انداز مناسبات تهران با جنوب خلیج‌فارس را حداقل در آینده میان‌مدت ایجاد سازد.

به رغم رایزنی‌های دیپلماتیک، به نظر می‌رسد حملات ایران به کشورهای منطقه تا کنون
برای مقامات و افکار عمومی این کشورها چندان قانع‌کننده نبوده و آن را نقض آشکار
حاکمیت ملی خویش تلقی می‌کنند. به معنای بهتر، همزمان با اینکه جوامع و سیاستمداران
این کشورها از عدم سودمندی چتر امنیتی واشنگتن برای خودشان و حتی خطرات تداوم حضور
نظامی آمریکا در پایگاه‌هایشان سخن به میان می‌آورند، ولی این مهم الزاما این
کشورها را به طرف ایرانی نزدیک نمی‌کند بلکه شاید موجب امنیتی تر شدن ایران نیز
شود. با عنایت به اهمیت سطور مذکور و لزوم تفکر در باب چشم‌انداز مناسبات ایران و
اعراب در دوران جنگ و پسا جنگ در کنار تاکیدات مشخص رهبر انقلاب بر روابط حسنه با
همسایگان، پیشنهادات ذیل در سطوح تاکتیکی و راهبردی مفید توجه خواهد بود:

۱- تمایز قائل شدن نسبت به اهداف و طرف های درگیری: به رغم تصریح مکرر ایران نسبت
به هدف قراردادن منافع و زیرساخت‌های آمریکا در منطقه، تهران باید همچنان سعی نماید
هم میان دشمنان هم در بین سایر کنشگران تمایز قائل شود. به طوری که حتی بین رژیم
صهیونیستی به عنوان دشمن اصلی و وجودی با امریکا تفاوت قائل شود. بین کشورهای حاشیه
خلیج فارس نیز مبنای اصلی سطح برخورد بایستی بر مبنای همراهی این کشورها با طرح های
عبری و غربی باشد. در این میان بنظر می رسد مثلا کشورهای محور اخوانی با اعضای
پیمان ابراهیم بایستی متفاوت انگاشته شوند و تلاش جدی عملیاتی و دیپلماتیک صورت
بگیرد که با جبهه ای واحد و یکپارچه علیه ایران مواجه نشویم.

۲- تمرکز بر دیپلماسی رسمی، نخبگانی و عمومی پر شدت: ایران می‌بایست با تهیه پیوست
روایتی برای هر یک از امواج حمله به کشورهای عربی، اهداف حمله، علت (حضور تجهیزات
یا نظامیان آمریکایی یا انتساب به منافع اقتصادی آمریکا) و چشم‌انداز تداوم آن (تا
زمان استفاده از این پایگاه‌ها برای حمله به ایران) را تبیین نماید. این مهم
می‌تواند منجر به عدم تهدید امنیتی شدن ایران برای منطقه شود. در مواردی که شرایط
تاکتیکی یا میدان امکان تمایز بین اهداف و طرف های درگیری را نا ممکن می سازد نیز،
ضمن آگاهی ملی از به پرداخت هزینه بایست با اقدامات دیپماتیک در تمامی شئون سعی به
کنترل هزینه های مذکور انجام شود. مثلا حمله به تاسیسات گازی راس لفان قطر با صرر
حدود شصت میلیارد دلاری به عنوان کشوری حامی فلسطین و دارای گرایش های متفاوت نسبت
به کشوری مانند امارات، باید تناسبی با همراهی این کشورهای در همراهی با حملات علیه
کشور و طرح های رژیم صهیونیستی و ترامپ می داشت یا در صورت جبر میدان بر این نوع
عملیات، پیوست قوی روایت سازی و دیپلماتیک در پی آن صورت می گرفت.

نتیجه‌گیری

به رغم ضرورت تداوم حملات به منافع و پایگاه‌های آمریکا و تهاجم نقطه‌زن و پراکنده
علیه کشورهای منطقه، ایران می‌بایست با ترسیم ظریف خطوط راهبردی و عملیاتی، مانع از
آن شود که کوشش جهت اعمال فشار اقتصادی و نظامی بر آمریکا به محدوده اجماع سازی
منطقه‌ای و کنش‌گری سلبی دولت‌های جنوبی خلیج‌فارس آن‌ها علیه ایران تبدیل شود.
بنابراین، تهران حتی در شرایطی که استراتژی «مرد دیوانه» را پیاده و هزینه‌های
قتصادی- نظامی را برای واشنگتن افزایش می‌ دهد، می‌بایست با تفکیک میان اهداف
گوناگون، حملات را به تدریج در یک چارچوب هدفمندتر و با دیدی راهبردی تر و خارج از
جو زدگی ها تداوم بخشد.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا