چرا ایرانیان به میدان آمدند؟

در ادبیات علوم سیاسی، این گزاره پذیرفته شده است که «آسیب به غرور ملی» میتواند بهجای انفعال، به بسیج اجتماعی و تولید خشم فعال منجر شود. ملتها زمانی که هویت و کرامت خود را در معرض تهدید ببینند، نهتنها عقبنشینی نمیکنند، بلکه با نوعی همبستگی عاطفی و اراده سیاسی به میدان بازمیگردند تا آن غرور آسیبدیده را بازسازی کنند. در شرایط فعلی، شهادت رهبر مذهبی و سیاسی ایران را میتوان مصداقی روشن از چنین جراحتی دانست؛ رخدادی که بهجای تضعیف، موجب فعال شدن انرژی اجتماعی و تقویت روحیه مقاومت در میان مردم شده است.
اما پرسش اساسی اینجاست که چرا این واکنش در ایران چنین شدتی دارد و در برخی دیگر از کشورها شاهد الگوهای متفاوتی هستیم؟ پاسخ را باید در دو ریشه بنیادین جستوجو کرد: ایدئولوژی شیعی و فرهنگ سیاسی تاریخی ایرانیان.
نخست، ایدئولوژی شیعی بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای هویت ایرانی، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به این نوع واکنش ایفا میکند. فرهنگ عاشورا و روایت تاریخی آن، از کودکی در ذهن و ضمیر ایرانیان نهادینه میشود. در هیئات مذهبی، مجالس عزاداری و روایتهای دینی، همواره این پیام تکرار میشود که «تسلیم در برابر ظلم ننگ است» و «مرگ با عزت، بر زندگی با ذلت ترجیح دارد». این آموزهها صرفاً مفاهیم انتزاعی نیستند، بلکه بهتدریج به بخشی از شخصیت اجتماعی و سیاسی افراد تبدیل میشوند.
در این چارچوب، مفهوم شکست نیز بازتعریف میشود. در ادبیات شیعی، شکست بهمعنای پایان نیست؛ یا پیروزی نهایی حاصل میشود یا شهادت که خود بهعنوان یک ارزش متعالی و مسیر رستگاری تلقی میگردد. همین نگاه است که باعث میشود جامعه در شرایط بحرانی، دچار فروپاشی روانی نشود. نمونههای تاریخی نیز این مسئله را تأیید میکند؛ از مقاومت مردم ایران در دوران جنگ تحمیلی گرفته تا حضور داوطلبانه نیروهای مردمی در میدانهای خطر، همگی نشاندهنده درونی شدن این الگو است. افزون بر این، اعتقاد به ظهور منجی و آیندهای روشن، نوعی افق امید ایجاد میکند که مانع از شکلگیری روحیه تسلیم و پذیرش شکست میشود.
در سوی دیگر، فرهنگ سیاسی ایرانیان نیز بهعنوان یک بازوی مکمل، این رفتار را تقویت میکند. این فرهنگ که ریشه در تاریخ کهن، ادبیات حماسی و حافظه جمعی دارد، همواره بر مقاومت در برابر سلطه و نفی سازش با متجاوز تأکید داشته است. در ادبیات حماسی، بهویژه در شاهنامه، قهرمانان نه بهخاطر پیروزیهای آسان، بلکه بهدلیل ایستادگی در برابر نابرابریها ستایش میشوند. شخصیتهایی که در برابر دشمنان ایستادهاند، حتی اگر کشته شده باشند، بهعنوان نماد شرافت و عزت باقی ماندهاند.
در مقابل، چهرههای متجاوز در تاریخ و ادبیات ایران همواره با بار ارزشی منفی بازنمایی شدهاند. از افراسیاب در روایتهای اسطورهای گرفته تا اسکندر مقدونی و چنگیز مغول در تاریخ، همگی نماد تجاوز و ویرانی تلقی شدهاند و هرگونه همراهی با آنان، بهعنوان خیانت به هویت ملی محکوم شده است. حتی در روایتهای عامیانه، داستان چوپانی که مسیر تخت جمشید را به اسکندر نشان داد، بهعنوان نماد خیانت و ننگ تاریخی نقل میشود؛ روایتی که نشان میدهد چگونه فرهنگ عمومی، مرز روشنی میان «مقاومت» و «تسلیم» ترسیم کرده است.
این ترکیب دوگانه از ایدئولوژی شیعی و فرهنگ سیاسی ایرانی، موجب شکلگیری نوعی «هویت مقاوم» شده است؛ هویتی که در شرایط عادی ممکن است کمتر دیده شود، اما در لحظات بحرانی بهسرعت فعال میشود و خود را در قالب خروش مردمی، همبستگی اجتماعی و آمادگی برای ایستادگی نشان میدهد.
در مقایسه با برخی کشورها که پس از تجربه بحرانهای بزرگ به سمت انفعال یا سازگاری با قدرتهای مسلط حرکت کردهاند، جامعهٔ ایران الگوی متفاوتی از خود بروز میدهد.در بررسی رفتار ملتها در مواجهه با جراحت غرور ملی، نمونههایی مانند ژاپن قابل توجه است. پس از حمله آمریکا، مردم ژاپن نه تنها تلاش جدی برای بازپسگیری استقلال و آزادی خود انجام ندادند، بلکه فرهنگ سیاسی آنها موجب شد واکنش جمعی محدود و در نهایت انفعال باشد؛ حتی در عرصههای سیاسی معاصر نیز نخستوزیران ژاپن در برابر تهدیدات بینالمللی با احتیاط و اضطراب عمل میکنند. این در حالی است که رفتار ایرانیان در شرایط مشابه کاملاً متفاوت است و خروش مردمی پس از شهادت رهبر، نمادی از مقاومت و بازپسگیری غرور ملی است این تفاوت، نه بهمعنای برتری ذاتی، بلکه ناشی از تفاوت در ساختارهای هویتی و تاریخی است. در ایران، پیوند میان مذهب، تاریخ و فرهنگ، نوعی سرمایه اجتماعی ایجاد کرده که در بزنگاهها به نیرویی تعیینکننده تبدیل میشود.
در نهایت، آنچه امروز در جامعه ایران مشاهده میشود، صرفاً یک واکنش احساسی به یک رویداد تلخ نیست، بلکه تجلی یک الگوی عمیق و ریشهدار است؛ الگویی که نشان میدهد چگونه ایدئولوژی و فرهنگ سیاسی میتوانند در شرایط بحران، یک ملت را از مرزهای انفعال عبور داده و به سمت کنش فعال، مقاومت و بازتعریف قدرت سوق دهند.