جنگ رمضان و احیای عظمت ایران

پرسشگری عباس میرزا در تمام قرن نوزدهم در انسان ایرانی تداوم مییابد و ایرانیان سه پاسخ بنیادین به این پرسش ارائه میکنند.
نخست، استبداد است کندوکاو انسان ایرانی «پسا عباس میرزا» بنیادیترین علت را دیکتاتوری و استبداد شاهی میشناسد. این یافته نظری، در عملگرایی ایرانی به مشروطه میانجامد اما مشروطه نیز به دلیل ناکامی ایرانیان در مدیریت دو علت دیگر، نه تنها به موفقیت منجر نمیشود، بلکه به ظهور استبداد رضاخانی میانجامد.
دومین علت، عدم استقلال نظام سیاسی حاکم و نخبگان حکومتی است در تمام طول دوره مشروطه عمده نخبگان سیاسی حاکم و حتی بخش زیادی از روشنفکران در کنشگری مصلحانه، مستقل نبوده و وابسته به یکی از قدرتهای بزرگ زمانه بودند.
ایرانیان در خلال مشروطه و فرجام ناخوشایند آن، آموختند که استبداد و دستنشاندگی مقوّم یکدیگرند و نجات از این دو اهریمن باید به شکل همزمان اتفاق بیفتد.
سومین عامل، جهل و ناآگاهی از مناسبات جهان است انسان ایرانی دریافت که عقبماندگی علمی هم در علوم تجربی و هم در علوم اجتماعی، عامل بسیاری از اشتباهات در حکمرانی ایرانی است این عامل را باید زاینده دو اهریمن نخستین، یعنی استبداد و وابستگی دانست.
ایرانیان در تمام قرن نوزدهم و بیستم به شیوهای تکاملی و تدریجی کوشیدهاند تا این سهگانه اهریمنی را برطرف و شکوه و عظمت ایرانزمین را بازیابی کنند اما در هر دورهای به دلیل فقدان نگرش جامع و همزمان به هر سه اهریمن، در این امر ناکام بودهاند.
برای نمونه در مشروطه تنها به استبداد داخلی توجه کردند و وابستگی، ناکامی به بار آورد در دوره پهلوی اول استبداد رضاخان و ناآگاهی وی از تحولات بینالمللی به اشغال کشور انجامید و دورهای جدید و عمیق از دستنشاندگی را به ارمغان آورد.
در این دوران حتی تلاشهای دکتر مصدق برای استقلال در امر نفت به دلیل دست نشاندگی پهلویها با خیانت و کودتای آمریکایی-انگلیسی مواجه شد.
اما فرایند آگاهی تکاملی انسان ایرانی و یادگیری از پسخور تاریخیاش از رویدادهای مشروطه، اشغال کشور در جنگهای جهانی اول و دوم و کودتای 28مرداد 1332، به تدریج نگرش انتقادی و عملگرایانه ایرانیان را جامعتر و دقیقتر ساخت برآمد این آگاهی تاریخی انقلاب سال 1357 بود این انقلاب با رویکردی انتقادی و مصلحانه به دنبال از بین بردن ریشههای استبداد و وابستگی و جهل بود تا شالودهای محکم برای احیای عظمت ایران بنا کند.
در 47سال گذشته رهبران ایران با تاکید همزمان بر استقلال، آزادی و علم و آگاهی در این مسیر پیش رفتهاند.
از آنجا که «علم و آگاهی عمومی» بنیان درهم کوفتن اهریمنهای سهگانه عقبماندگی ایرانزمین است، جمهوری اسلامی ایران دستکم در نظریه، بر آن تاکید فزونتری داشته است که نماد آن احیای حدیث «العلمُ سلطان» توسط رهبر شهید و پیگیری دانشبنیان شدن امور مختلف حکمرانی از سوی ایشان است.
در نتیجه این تلاش 47ساله، ایران امروز برای نخستین بار از زمان عباس میرزا، به یمن انباشت دانش علمی توانسته است تجهیزات نظامی مؤثر در عرصه نبرد تولید کند این تجهیزات دانشبنیان علاوه بر قدرت مادی، استقلال کشور را تقویت میکنند و از دستنشاندگی در مواجهه با قدرتهای بزرگ بازمیدارند.
البته هنوز برای ریشهکن کردن جهل و برصدر نشاندن آگاهی در حکمرانی، راه درازی در پیش است اما جهتگیری ملی، صحیح ارزیابی میشود.
در چندسال اخیر با تقویت استقلال، آزادی و آگاهی در حکمرانی و جامعه ایرانی، ایران توانست به یک بازیگر منطقهای مستقل از قدرتهای بزرگ بدل شود که نماد آن نفوذ منطقهای در دهه دوم قرن 21 به بعد بود.
اما قدرتهای بزرگ از سال 2020 تلاش کردند بار دیگر آن سه اهریمن عقبماندگی را در ایران تقویت کنند و از این رهگذر بر این آب و خاک چیره شوند.
با این حال ایستادگی و مقاومت آگاهانه برآمده از دانایی ایرانیان که در رفتار، گفتار و نوشتار رهبر شهیدمان به نمایندگی از انسان ایرانی متبلور بود، فرصت دیگری را خلق کرد تا از یک سو تمنای تاریخی جامعه ایرانی برای احیای عظمت ایران به جنبش درآید و از سوی دیگر جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن، بستر نمایان شدن قدرت برآمده از بنیادهای علمی ایرانی را فراهم کرد.
اینک انسان ایرانی با محوریت حاکمان مستقل، جامعه آگاه و فرماندهان و سربازان باورمند در حال برساخت ایران آرزوهای ما هستند ایرانی آزاد، آگاه و مُصلح.