عصر جدیدِ جهانی در حال تولد است

دنیای غرب توانست این تفسیر از مدرنیته را در جنگ جهانی دوم، با هژمونی فرهنگ پراگماتیستی آمریکایی به یک نظم جهانی بیرقیب تبدیل کند. نظمی که از یک سو بر پایه اقتدار سازمانهای جهانی و از سوی دیگر بر نظم علمی و تکنولوژیک استوار بود.
این نظم جدید که با رویه اخلاق انسانگرا، حقوق بشر، دموکراسی و قراردهای جمعی، مشروعیت خود را بر دیگران تحمیل میکرد، چندی است که کارایی خود را برای صاحبان این پروژه از دست داده و این نظم که کمتر از یک سده بر جهان حکومت کرده است.
اینک از نظر عملی، منافع بانیان خود را تامین نمیکند و البته مهمترین دلیل تئوریک این رویگردانی، شکست همه پایههای فلسفی، اخلاقی، علمی و الهیاتی مدرنیته است.
جهان در آستانه نظم جدیدی است و انسان نیچهای که از خدا و اخلاق گذشته و «اراده معطوف به قدرت» را تنها ارزش مقبول میداند، از راه رسیده و به دنبال استقرار عناصر خود در حیات اجتماعی و تمدنی است.
عصر جدیدِ جهانی بر پایه فلسفه پسامدرن و بر بنیاد خردستیزی و اخلاقگریزی و حاکمیت رسمی زور و تزویر، در حال تولد است.
تحولات جدید و برآمدن شخصیت ترامپ و حرکتهای او یک اتفاق و استثناء نیست بلکه تنها یکی از مظاهر شکلگیری این نظم نوین است که زین پس مولودهای خود را یکی پس از دیگری نشان خواهد داد.
یکی از پیامدهای نظم جدید، آنومی جهانی و استقرار نظم در بستر بینظمیها و ظهور قدرتهای پنهان در صورت پراکندگیها و کثرتهاست.
فراموش نکنیم که در همین دورههای گذار است که وقایع خارقالعاده شکل میگیرد، قهرمانان نوظهور به صحنه میآیند و قربانیان به مسلخ میروند و قالب جدیدی از جهان صورتبندی میشود.
یادداشت از: حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، رئیس انجمن علمی امامت حوزه، رئیس بنیاد بین المللی امامت، رئیس قطب تعمیق باورهای دینی دفتر تبلیغات اسلامی