یادداشت| شرایط ویژه اقتصاد ایران و ضرورت نگاه منصفانه

به همین دلیل بود که اقتصاد ایران در ماههای گذشته صرفاً با چالشهایی که در یک اقتصاد معمول است مواجه نبود، بلکه همزمان تحت تأثیر فشارها و تحریمهای خارجی، تهدیدهای مستمر، جنگ روانی و فضای پرتنش منطقهای قرار داشته است. در چنین وضعیتی، ارزیابی عملکرد دولت نیازمند نگاهی واقعبینانه و مبتنی بر مجموع شرایط کشور است؛ نگاهی که هم مشکلات را ببیند و هم تلاشها و اقدامات انجامشده را نادیده نگیرد.
دولت چهاردهم از اولین روز آغاز به کار خود با مجموعهای از بحرانهای انباشته و شرایطی کمسابقه روبهرو شد. طبیعی است که در چنین فضایی، بخشی از مشکلات اقتصادی از جمله تورم و فشار معیشتی بر زندگی مردم اثرگذار باشد و هیچکس هم قصد انکار این واقعیت را ندارد. دولت بیش از هر مجموعه دیگری با این دغدغهها درگیر است و خود را موظف میداند برای کاهش مشکلات مردم از تمام ظرفیتهای کشور استفاده کند. اما در کنار بیان مشکلات، باید به این نکته نیز توجه داشت که حفظ ثبات نسبی اقتصادی و جلوگیری از بروز بحرانهای گستردهتر، خود بخشی از مدیریت همین شرایط دشوار بوده است.
در ماههای اخیر دولت تلاش کرد روند تأمین کالاهای اساسی، پرداخت حقوق و یارانهها، استمرار خدمات عمومی و مدیریت بازار را بدون وقفه ادامه دهد. در بسیاری از کشورها، شرایط مشابه میتواند منجر به آشفتگیهای شدید اقتصادی و اجتماعی شود، اما در ایران با وجود همه فشارها، کشور توانسته ثبات خود را حفظ کند و زندگی روزمره مردم دچار اختلال فراگیر نشود. این موضوع حاصل همکاری مجموعه ارکان کشور، همراهی مردم و تلاش مستمر دستگاه اجرایی است.
نشانه این همراهی و اعتماد عمومی را میتوان در نظرسنجیهای پس از جنگ نیز مشاهده کرد؛ جایی که رضایت مردم از عملکرد دولت در مدیریت شرایط جنگی و حفظ ثبات کشور، به بیش از 70 درصد رسیده است و این آمار بیانگر درک جامعه از تلاشهایی است که در پشت صحنه برای اداره کشور، تأمین نیازهای مردم و جلوگیری از گسترش بحرانها انجام شده است. مردم ایران بهخوبی میدانند که کشور در چه شرایط پیچیدهای قرار دارد و قضاوت آنان، برخاسته از مشاهده واقعیات میدان است.
البته روشن است که مردم همچنان مطالبات جدی اقتصادی دارند و دولت نیز این مطالبات را به رسمیت میشناسد. هیچکس نمیتواند فشار بر معیشت مردم را نادیده بگیرد یا صرفاً با ارائه آمار، از کنار نگرانیهای جامعه عبور کند. اما همانقدر که باید مشکلات دیده شود، لازم است اقدامات و واقعیتهای موجود نیز منصفانه مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان همه دستاوردها را نادیده گرفت و تصویری ارائه داد که گویی هیچ تلاشی برای اداره کشور صورت نگرفته است.
نقد دلسوزانه و مطالبهگری مسئولانه، لازمه پویایی جامعه و کمککننده به اصلاح امور است، اما تفاوت زیادی میان نقد منصفانه با سیاهنمایی و انکار مستمر واقعیات وجود دارد.
امروز اما برخی چنان سخن میگویند که گویی در کشور هیچ اقدامی انجام نشده و هیچ تلاشی برای عبور از بحرانها صورت نمیگیرد. این نوع روایتسازی، آگاهانه یا ناآگاهانه، در امتداد همان فضایی قرار میگیرد که هدف آن فرسایش امید اجتماعی و تضعیف انسجام ملی است.
در شرایطی که دشمنان ایران همراه با تهاجم نظامی، آشکارا بر جنگ روانی، القای ناامیدی و ایجاد شکاف در جامعه تمرکز کردهاند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفظ همبستگی و تقویت اعتماد عمومی هستیم. اختلافنظر سیاسی طبیعی است و تنوع دیدگاهها بخشی از پویایی جامعه به شمار میرود، اما نباید اجازه داد رقابتها و اختلافات داخلی به بستری برای نادیده گرفتن واقعیات کشور و تضعیف سرمایه اجتماعی تبدیل شود. دولت همچنان خود را متعهد به شنیدن صدای مردم، پذیرش نقدها و تلاش برای بهبود شرایط میداند.
مسیر پیشرو آسان نیست، اما تجربه نشان داده ملت ایران در مقاطع سخت تاریخی، با همدلی و عقلانیت توانسته است از بحرانها عبور کند. امروز نیز عبور از این شرایط پیچیده تحمیل شده از سوی دشمنان، بیش از هر چیز نیازمند نگاه ملی، انصاف در قضاوت و پرهیز از روایتهایی است که به جای کمک به حل مسائل، بر شکافها و بیاعتمادیها میافزاید.