خشم صدراعظم متوهم!

در چنین شرایطی فردریش مرتز بیش از هر زمان دیگری مستاصل و خشمگین به نظر میرسد. او در یکی از تازه ترین مواضع خود، مدعی شده است که ایران پس از تسلط بر تنگه هرمز، اقتصاد جهان را به گروگان گرفته است! او در ادامه افزوده است :
“ایران باید به میز مذاکره بیاید و دست از بازی با زمان بردارد! برنامه هستهای نظامی آن باید به طور کامل و برای همیشه پایان یابد و نباید حملات بیشتری علیه اسرائیل و شرکای ما در منطقه انجام شود.”
صدراعظم متوهم آلمان که حمایتهای مکرر وی از توحش و نسل کشی رژیم صهیونیستی در نوار غزه و دیگر نقاط منطقه وی را تبدیل به شخصیتی منفور در جهان نموده است، با وارونه نمایی صحنه کنونی، تجاوز اولیه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران را نادیده انگاشته و در مقابل، وقیحانه از کشورمان خواسته است تا حملات بیشتری علیه تل آویو و شرکای منطقهای برلین در منطقه غرب آسیا صورت ندهد!
بدون شک جمهوری اسلامی ایران جنایات دولت و دستگاههای امنیتی آلمان در حمایت از اغتشاشات سالهای 1401 و 1404 را فراموش نکرده است. فراتر از آن، تلاشهای مذبوحانه دولت آلمان در قرار دادن نام نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زمره گروههای تروریستی اتحادیه اروپا، از رویکرد ضد ایرانی و ذاتی دو حزب حاکم کنونی دولت ائتلافی این کشور اروپایی پرده برمیدارد. دو حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی به اندازه ای خود را متعلق به لابی صهیونیسم می دانند که حتی بارزترین جنایات این رژیم را انکار یا توجیه می نمایند.
بدون شک دست فرمان سیاست خارجی کشورمان با خشم و هشدار سیاستمدارانی بی مایه مانند صدراعظم آلمان تنظیم و تعریف نمیشود! برلین نه تنها باید تبعات همراهی و هم پیمانی خود با تل آویو و واشنگتن علیه ایران را در ابعاد گوناگون تحمل کند، بلکه خود نیز باید بابت اقدامات خود در تقابل مطلق با نظام و ملت ایران مجازات شود.
اگرچه خشم و وحشت فردریش مرتز به دلیل شکست در برابر قدرت ایران و شکل گیری نظم نوین منطقه ای در غرب آسیا قابل درک است، اما این مسئله کمترین تاثیری در تجدید نظر جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با دشمنانی مانند آلمان نخواهد داشت.