یادداشت| موتور اعتماد اجتماعی برنامههای دولت شهید رئیسی چه بود؟

شخصیت سادهزیست در چارچوب علمی «سرمایه اجتماعی»
در ادبیات علوم اجتماعی، دو مفهوم برای فهم نقش شخصیت رهبران بسیار کلیدی است: 1.سرمایه اجتماعی (Social Capital) یعنی شبکه اعتماد، همبستگی و همکاری بین مردم و حاکمیت؛ 2. اعتماد نهادی (Institutional Trust) یعنی اعتقاد شهروندان به صداقت، کارآمدی و پاکدستی مسئولان.
سادهزیستی و مردمگرایی شهید رئیسی – از سبک زندگی شخصی تا نوع حضور در میان اقشار ضعیف – در عمل به تقویت هر دو مولفه منجر شد. وقتی رئیس دولت با پرهیز از تجمل، زندگی نزدیک به سطح عموم مردم را به نمایش میگذارد، در ادبیات جامعهشناسی از آن به عنوان «الگوی همسانی زیستی حاکم – مردم» یاد میشود؛ الگویی که به صورت طبیعی سطح همذاتپنداری مردم با تصمیمات دولت را بالا میبرد و شکاف روانی «ما» و «آنها» را کاهش میدهد.
سادهزیستی؛ از نماد شخصی تا پیام اقتصادی
سادهزیستی شهید رئیسی تنها یک «تصویر رسانهای» نبود، بلکه بهطور غیرمستقیم یک پیام اقتصادی به جامعه ارسال میکرد. تصمیمات سخت اقتصادی برای «دیگران» گرفته نمیشود، بلکه حاکم و مردم در یک جبهه و زیر یک سقف معیشتی قرار دارند.
مطابق یافتههای علمی در حوزه اقتصاد سیاسی، در جوامعی که مسئولان در عمل نشانههایی از همسطحی و همدردی با مردم نشان میدهند، آستانه تحمل جامعه در برابر اصلاحات سخت اقتصادی بالاتر میرود؛ زیرا شهروندان احساس میکنند هزینهها عادلانهتر توزیع میشود و تصمیمات از موضع بیدردی یا فاصله طبقاتی گرفته نشده است.
در دوره دولت سیزدهم، بخش مهمی از برنامههای اقتصادی متکی بر تغییر ساختار یارانهها، کنترل تورم، مدیریت ارز و تقویت تولید داخلی بود؛ سیاستهایی که در کوتاهمدت فشار روانی و مالی بر بخشی از جامعه وارد میکند. در چنین شرایطی، اثر شخصیت رئیس دولت در سه لایه قابل تحلیل است. افزایش تحمل اجتماعی در برابر تصمیمات سخت. وقتی مردم رئیسجمهور را فردی سادهزیست، دور از اشرافیت و نزدیک به طبقات پایین میشناسند، حتی اگر با برخی تصمیمات اقتصادی موافق نباشند، احتمال بیشتری دارد آنها را «حسننیتمحور» تفسیر کنند نه «رانتمحور» یا «تبعیضآمیز». این تلقی، تنش اجتماعی را کاهش داده و اعتراضات را از سطح انفجاری به سطح گفتوگو و انتقاد قابل مدیریت تقلیل میدهد.
و دومین عامل افزایش مشارکت در برنامهها و طرحهای مردمی است. بسیاری از سیاستهای دولت سیزدهم – مانند حمایت از تولید، سرمایهگذاری در مناطق محروم، تقویت تعاونیها و طرحهای جهادی – بدون همراهی میدانی مردم و نهادهای محلی امکان تحقق نداشت. چهره مردمی شهید رئیسی باعث شد نهادهای مردمی، گروههای جهادی، بسیج سازندگی و تشکلهای محلی با اعتماد بیشتری پای کار بیایند؛ زیرا رهبر اجرایی این سیاستها را فردی صادق و رنجکشیده میدانستند.
در نظریه «اقتصاد سیاسی اصلاحات»، هر تغییر در توزیع منابع، مخالفان و ذینفعانی دارد. شخصیت سادهزیست و نگاه ضد رانت شهید رئیسی باعث شد بخشی از جامعه این احساس را پیدا کند که دولت در حال برخورد با رانت و فساد و دفاع از طبقات بیصدا است؛ این برداشت، وزن اخلاقی تصمیمات اقتصادی را بالا میبرد و بخشی از جامعه را در برابر سختیها، صبورتر میکند.
مردمی بودن؛ حضور میدانی بهعنوان «ابزار سیاستگذاری»
شهید رئیسی، چه پیش از ریاست جمهوری و چه در مسئولیت ریاست قوه مجریه، حضور میدانی در میان مردم، سفرهای استانی و حضور در مناطق محرومرا به یک رکن کاری خود تبدیل کرد. از منظر علمی، این نوع حضور کاکردهای بسیاری داشت.
گزارشهای رسمی، میانگینها و عددهای کلان را نشان میدهند، اما فقر، بیکاری، نابرابری و مشکلات معیشتی، محسوس و محلی است. حضور میدانی شهید رئیسی، امکان اصلاح تصمیمات اقتصادی مبتنی بر تجربه عینی مردم را بیشتر میکرد و فاصله میان «سیاست روی کاغذ» و «زندگی در میدان» را کاهش میداد.
در روانشناسی اجتماعی، احساس «دیده شدن» یکی از عناصر اصلی کاهش نارضایتی است. وقتی مردم یک منطقه محروم یا یک قشر آسیبپذیر، رئیسجمهور را در کنار خود میبینند، احساس میکنند در معادلات اقتصادی کشور «حذف نشدهاند»؛ همین احساس، سطح اعتماد و همراهی آنها را در برابر تصمیمات سختتر میکند.
یکی دیگر از ابعاد شخصیتی شهید رئیسی، تاکید مداوم او بر عدالتخواهی، مبارزه با فساد و رانت بود. از نظر جامعهشناسی سیاسی، وقتی چنین شعارهایی از سوی مسئولی مطرح میشود که زندگی شخصیاش ساده و سبک زندگیاش دور از تجمل است، این شعارها به عنوان «صدای واقعی عدالت» شنیده میشود نه ابزار تبلیغاتی.
شخصیت شهید رئیسی و اقتصاد؛ از اخلاق فردی تا کارکرد حاکمیتی
با آنچه در سطور گذشته آمد٬ شخصیت سادهزیست، مردمی و ضد اشرافی شهید آیتالله رئیسی را میتوان در یک چارچوب علمی چنین صورتبندی کرد. این شخصیت، **سرمایه اجتماعی دولت سیزدهم** را تقویت و سطح اعتماد عمومی را افزایش داد؛ در نتیجه، همراهی مردم با برنامههای اقتصادی – بهویژه تصمیمات سخت و پرهزینه – بیشتر شد؛ الگوی زیست ساده و مردمی او، به زبان عمل پیام داد که دولت با طبقات فرودست و متوسط **همسرنوشت** است، نه جدا از آنان؛ حضور میدانی و ارتباط چهرهبهچهره با مردم، به اصلاح و واقعبینانهتر شدن تصمیمات اقتصادی کمک کرد.
و در نهایت، این ترکیب از اخلاق فردی و نقش حکمرانی، شهید رئیسی را در حافظه جمعی بخشی از جامعه به عنوان رئیسجمهوری سادهزیست، در کنار مردم و پیگیر عدالت اقتصادی ثبت کرد.
این پیوند میان «شخصیت» و «سیاست»، نشان داد که در شرایط پیچیده و فشرده اقتصادی، اعتماد و سرمایه اجتماعی نه یک شعار، بلکه یکی از مهمترین مؤلفههای موفقیت یا شکست برنامههای اقتصادی است؛ و شهید رئیسی بخش قابل توجهی از این سرمایه را با شیوه زیست و منش شخصی خود برای دولت سیزدهم فراهم کرد.