شور شعر حماسی با نوای کلامی زنجانی در اسلامشهر+فیلم
آسمان اسلامشهر امشب یکی از شلوغترین شبهای حماسی خود را در این ایام پشت سر گذاشت. اگر شبهای گذشته خیابانها مملو از دلدادگانی بود که با مشتهای گره کرده و پرچم بهدست به سوگ نشسته بودند، امشب موج جمعیت به گونهای بود که گویی تمام شهر یکپارچه در میعادگاه عاشقان حلقه زده است.
.
هیاهوی جمعیت حکایت از یک رکورد داشت؛ امشب مردم بیشتر از همیشه آمده بودند تا ثابت کنند «غیرت» در این دیار واژهای فراموششده نیست.
در این میان اما، آمیزه اشک و شور، مجلس را به نقطه جوش رساند. جایی که نوای استاد کلامی زنجانی از بلندگوها پیچید و شعرخوانی حماسی او، صدای حیدر حیدر جمعیت را به اوج آسمان برد. اینجا دیگر مرز میان گریه و بانگ رزم از میان رفته بود. مردان و زنانی که چشمانشان خیس از مصیبت سفیر حسین(ع) بود، همزمان مشتهای گره کرده را رو به آسمان تکان میدادند. «حماسه» و «عزا» در هم آمیخته بود؛ همان ترکیب اصیلی که از یک مجلس صرفاً سنتی، ارتشِ دلدادگی میسازد.
مطالبه اسلامشهریها از مسئولان در شب شهید جمهور+فیلم
وقتی استاد زنجانی از غیرت و ایستادگی خواند، گویی ترجیعبند دلاوریهای مسلم بن عقیل، جان دوبارهای در کالبد جمعیت دمید. پیر و جوان، زن و مرد، همه آمده بودند تا نشان دهند «حماسه اسلامشهر» نه صرفاً یک مراسم تقویمی، که یک تجدید پیمان همیشگی با آن پیر جماران و نایب برحقش است؛ پیمانی که هشتاد و شش شب است نهتنها کهنه نشده، بلکه با هر طبل و شیپوری تازهتر میشود.
امشب کسی تنها به خانه برنگشت؛ هر که بود، آتشی از این میدان خونخواهی در جانش افتاده بود و زمزمهای بر لب: «هل من ناصر ینصرنی… اینجا اسلامشهر است، تا ابد پای کار حسین.»