شور شعر حماسی با نوای کلامی زنجانی در اسلامشهر+فیلم

شب هشتاد و ششمین حماسه اسلامشهر با حضور شاعر اهل بیت(ع) کلامی زنجانی رنگ دیگری گرفت.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از اسلامشهر، شب‌های حماسی اسلامشهر هر شب بوی غیرت و اتحاد میدهد، اما هشتاد و ششمین ایستگاه از این میراث کهن، امشب قاب‌های متفاوتی را به خود دید.

آسمان اسلامشهر امشب یکی از شلوغ‌ترین شب‌های حماسی خود را در این ایام پشت سر گذاشت. اگر شب‌های گذشته خیابان‌ها مملو از دلدادگانی بود که با مشت‌های گره کرده و پرچم به‌دست به سوگ نشسته بودند، امشب موج جمعیت به گونه‌ای بود که گویی تمام شهر یکپارچه در میعادگاه عاشقان حلقه زده است.

.

هیاهوی جمعیت حکایت از یک رکورد داشت؛ امشب مردم بیشتر از همیشه آمده بودند تا ثابت کنند «غیرت» در این دیار واژه‌ای فراموش‌شده نیست.

در این میان اما، آمیزه اشک و شور، مجلس را به نقطه جوش رساند. جایی که نوای استاد کلامی زنجانی از بلندگوها پیچید و شعرخوانی حماسی او، صدای حیدر حیدر جمعیت را به اوج آسمان برد. اینجا دیگر مرز میان گریه و بانگ رزم از میان رفته بود. مردان و زنانی که چشمانشان خیس از مصیبت سفیر حسین(ع) بود، همزمان مشت‌های گره کرده را رو به آسمان تکان می‌دادند. «حماسه» و «عزا» در هم آمیخته بود؛ همان ترکیب اصیلی که از یک مجلس صرفاً سنتی، ارتشِ دلدادگی می‌سازد.

مطالبه اسلامشهری‌ها از مسئولان در شب شهید جمهور+فیلم

وقتی استاد زنجانی از غیرت و ایستادگی خواند، گویی ترجیع‌بند دلاوری‌های مسلم بن عقیل، جان دوباره‌ای در کالبد جمعیت دمید. پیر و جوان، زن و مرد، همه آمده بودند تا نشان دهند «حماسه اسلامشهر» نه صرفاً یک مراسم تقویمی، که یک تجدید پیمان همیشگی با آن پیر جماران و نایب برحقش است؛ پیمانی که هشتاد و شش شب است نه‌تنها کهنه نشده، بلکه با هر طبل و شیپوری تازه‌تر می‌شود.

امشب کسی تنها به خانه برنگشت؛ هر که بود، آتشی از این میدان خون‌خواهی در جانش افتاده بود و زمزمه‌ای بر لب: «هل من ناصر ینصرنی… اینجا اسلامشهر است، تا ابد پای کار حسین.»

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا