یادداشت| چرا رشادت‌ها در سیستان و بلوچستان کمتر دیده می‌شود؟

مسئله سیستان و بلوچستان فقط کمبودهای زیرساختی نیست؛ روایت‌های ناگفته‌ای است که هنوز شنیده نشده‌اند.
خبرگزاری تسنیم ـ علی محمدی، فعال فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای| گاهی یک جمله کوتاه می‌تواند مسئله‌ای بزرگ را توضیح دهد؛ مسئله‌ای که سال‌ها در پس آمارها، گزارش‌ها و تحلیل‌های رسمی پنهان مانده است. جمله حجت‌الاسلام محمدتقی وکیلی‌پور، مسئول هیئت اعزامی رهبر معظم انقلاب به استان سیستان و بلوچستان مبنی بر اینکه «سیستان و بلوچستان، استان رشادت‌های بزرگ با روایت های کمتر مطرح شده است» که نهم خردادماه در جمع مردم ایرانشهر بیان شد از همین جنس است؛ جمله‌ای که شاید در ظاهر یک توصیف ساده به نظر برسد، اما در واقع به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرهنگی و اجتماعی این استان اشاره دارد؛ شکاف میان واقعیت‌های موجود و تصویری که از آن در افکار عمومی شکل گرفته است.

سال‌هاست که نام سیستان و بلوچستان در بسیاری از روایت‌های رسانه‌ای با واژه‌هایی همچون محرومیت، خشکسالی، فاصله از مرکز و مشکلات توسعه‌ای گره خورده است. این مسائل واقعیت دارند و نمی‌توان آن‌ها را انکار کرد، اما همه واقعیت استان نیستند. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که بخش بزرگی از ظرفیت‌ها، موفقیت‌ها، قهرمانی‌ها و سرمایه‌های انسانی این سرزمین در سایه همین روایت‌های تکرارشونده قرار می‌گیرند و کمتر فرصت دیده شدن پیدا می‌کنند.

رشادت در سیستان و بلوچستان فقط در مرزها معنا نمی‌شود؛ هرچند مرزداران و مدافعان امنیت این استان سال‌هاست در خط مقدم حفاظت از امنیت ملی ایستاده‌اند. رشادت را می‌توان در کلاس‌های درس روستاهای دورافتاده دید؛ جایی که معلمان با کمترین امکانات چراغ آموزش را روشن نگه داشته‌اند. می‌توان آن را در زندگی خانواده‌هایی مشاهده کرد که در دشوارترین شرایط اقتصادی و اقلیمی، فرزندانی موفق و اثرگذار تربیت کرده‌اند. می‌توان آن را در تلاش پژوهشگران، نخبگان، کارآفرینان، هنرمندان و فعالان اجتماعی جست‌وجو کرد که بی‌هیاهو برای توسعه استان تلاش می‌کنند.

این استان در واقع سرزمین مجاهدت‌های خاموش است؛ مجاهدت‌هایی که کمتر به روایت ملی تبدیل شده‌اند. در حالی که بسیاری از مناطق توسعه‌یافته جهان توانسته‌اند از طریق روایت‌سازی، هویت و مزیت‌های خود را به سرمایه اجتماعی و اقتصادی تبدیل کنند، سیستان و بلوچستان هنوز از کمبود روایت‌های فراگیر و اثرگذار رنج می‌برد. به همین دلیل است که بخش مهمی از جامعه ایران این استان را بیشتر با مشکلاتش می‌شناسد تا با ظرفیت‌ها و توانمندی‌هایش.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، شکل‌گیری تصویری ناقص از استان در ذهن افکار عمومی است. وقتی یک منطقه صرفاً از دریچه آسیب‌ها معرفی شود، به تدریج موفقیت‌ها، استعدادها و دستاوردهای آن به حاشیه رانده می‌شوند. نتیجه چنین روندی آن است که حتی بسیاری از ایرانیان از وجود صدها نخبه علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی این استان آگاهی ندارند و از ظرفیت‌های گسترده آن در حوزه‌های تاریخی، فرهنگی، گردشگری، دریایی و تجاری شناخت کافی پیدا نمی‌کنند.

در این میان، نقش پژوهشگران، نویسندگان، مستندسازان و فعالان فرهنگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. واقعیت آن است که سیستان و بلوچستان با کمبود تولید محتوا مواجه نیست. طی سال‌های گذشته آثار ارزشمندی درباره تاریخ، فرهنگ، زبان‌ها و گویش‌ها، موسیقی بومی، میراث تاریخی، آیین‌ها و مسائل اجتماعی استان تولید شده است. آنچه کمبود آن احساس می‌شود، سازوکارهای حمایت، انتشار و تبدیل این آثار به روایت‌های ملی و جریان‌ساز است.

بسیاری از پژوهشگران استان سال‌ها از عمر خود را صرف ثبت تاریخ شفاهی، مستندسازی میراث فرهنگی و تولید دانش بومی کرده‌اند، اما آثار آنان اغلب در کتابخانه‌ها و آرشیوها باقی مانده و کمتر به حافظه عمومی جامعه راه یافته است. این چرخه ناقص نه‌تنها انگیزه فعالان فرهنگی را کاهش می‌دهد، بلکه موجب از دست رفتن بخشی از سرمایه اجتماعی و هویتی استان نیز می‌شود.

توسعه پایدار صرفاً با ساخت جاده، بندر، کارخانه و زیرساخت‌های فیزیکی محقق نمی‌شود. توسعه زمانی کامل خواهد بود که یک جامعه بتواند تاریخ، هویت، قهرمانان و تجربه‌های زیسته خود را نیز روایت کند. همان‌گونه که اقتصاد به سرمایه‌گذاری نیاز دارد، فرهنگ نیز محتاج سرمایه‌گذاری بر روایت‌گران و تولیدکنندگان معناست. حمایت از پژوهشگران، نویسندگان، مستندسازان و فعالان رسانه‌ای در چنین نگاهی نه یک اقدام فرهنگی صرف، بلکه بخشی از راهبرد توسعه استان محسوب می‌شود.

امروز سیستان و بلوچستان بیش از هر زمان دیگری به عدالت در عرصه روایت نیاز دارد؛ عدالتی که اجازه دهد تصویر این استان نه بر اساس کلیشه‌ها، بلکه بر پایه واقعیت‌های متنوع آن شکل بگیرد. هرچه روایت‌های بیشتری از رشادت‌ها، موفقیت‌ها، ظرفیت‌ها و سرمایه‌های انسانی این سرزمین تولید و منتشر شود، تصویر کامل‌تر و منصفانه‌تری از آن در حافظه جمعی ایرانیان شکل خواهد گرفت.

شاید مهم‌ترین پیام جمله وکیلی‌پور نیز همین باشد؛ اینکه مسئله اصلی سیستان و بلوچستان فقط کمبود امکانات نیست، بلکه کمبود دیده‌شدن است. استانی که سال‌ها بار امنیت، فرهنگ، هویت و مقاومت را بر دوش کشیده، اکنون بیش از هر چیز به روایت شدن نیاز دارد؛ زیرا سیستان و بلوچستان نه سرزمین کمبودها، بلکه سرزمین رشادت‌های بزرگ و روایت‌های ناگفته است.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا