یادداشت| رهایی از «دید تونلی»

فشارهای سنگین ناشی از فقر و هزینه‌های فزاینده زندگی پدیده‌ای به نام «دید تونلی» ایجاد می‌کند.
خبرگزاری تسنیم ـ مجتبی جهان‌تیغ، پزشک و جامعه شناس| در شرایطی که اقتصاد با تورم دو رقمی دست‌ و پنجه نرم می‌کند و سایه عدم قطعیت و تنش‌های امنیتی بر جامعه سنگینی می‌کند، روان جمعی مردم دچار فرسایش می‌شود. در وضعیت‌های جنگی و احساس تنش مستمر، مغز انسان به طور غریزی وارد حالت «بقا»(Survival Mode) و تدافعی می‌شود. این استرس مزمن و احساس گوش‌به‌زنگی دائمی، ظرفیت شناختی جامعه را به شدت کاهش می‌دهد.

از منظر روان‌شناسی شناختی و اقتصاد رفتاری، فشارهای سنگین ناشی از فقر و هزینه‌های فزاینده زندگی(به ویژه با جهش‌های اخیر قیمت مسکن و اجاره بها و خودرو و کالاهای اساسی و …)، پدیده‌ای به نام «دید تونلی»(Tunnel Vision) یا ذهنیت کمیابی را ایجاد می‌کند. در این حالت، تمام تمرکز و پهنای باند مغزی افراد صرف حل بحران‌های فوری و روزمره (مانند تأمین معاش اولیه) می‌شود. در نتیجه، داشتن دید وسیع، درک تصویر کلان و برنامه‌ریزی برای آینده عملاً غیرممکن می‌گردد. (جهت آشنایی بیشتر به کتاب کمبود نوشته شده مولاینیتن و شفیر مراجعه کنید)

از منظر علوم اعصاب، استرس مزمن و عدم قطعیت مداوم، سیم‌کشی و مدارهای مغزی را به شکل معناداری تغییر می‌دهد. در این شرایط، «آمیگدال»(مرکز پردازش ترس و واکنش‌های هیجانی بقا در مغز) بیش‌فعال شده و اتصالات آن تقویت می‌شود. همزمان، ارتباطات عصبی در «قشر پیش‌پیشانی مغز»(Prefrontal Cortex)، که مسئولیت تعقل، تفکر منطقی، تصمیم‌گیری پیچیده و برنامه‌ریزی بلندمدت را بر عهده دارد ، تضعیف و تحلیل می‌رود.

این تغییرات ساختاری باعث می‌شود جامعه در یک حالت واکنشی و هیجانی قفل شود. در چنین فضایی، ارائه نگاه کلان و ترسیم سناریوهای آینده صرفاً یک اقدام تحلیلی نیست، بلکه یک مداخله شناختی است؛ چرا که شفاف‌سازی مسیر و کاهش ابهام، فعالیت آمیگدال را آرام کرده و با درگیر کردن مجدد قشر پیش‌پیشانی، مدارهای عصبی مرتبط با تفکر و تعقل را مجدداً فعال و تقویت می‌کند.

بر پایه چنین واقعیت عصب شناختی و در چنین بزنگاهی، سکوت و کم تحرکی نخبگان دانشگاهی و علمی، بزرگان اجتماعی و سیاسی و نهادهای علمی فرهنگی اجتماعی و گروه های مرجع اجتماعی یا بسنده به انتقاد و یاس آفرینی و هراس افکنی و … به تضعیف و بدتر شدن شدن قوای شناختی و توان حل مسئله جامعه منجر می‌شود.(با توجه به فعالیت شبانه‌روزی رسانه‌های ویرانی طلب استعماری)

جامعه‌ای که در تونل بحران‌های روزمره گرفتار شده و ساختار شناختی‌اش تحت فشار است، نیازمند متفکرانی است که با ایستادن در نقطه‌ای بالاتر، «نگاه فراگیر»(Meta View) و کلان نگر و روندهای کلی و رو به آینده را به مردم تزریق کنند. نخبگان دانشگاهی، تحلیلگران رسانه‌ها و متخصصان حوزه‌های مختلف وظیفه دارند با استفاده از دانش و ابزارهای تحلیلی خود، این خلأ شناختی را پر کنند و از آینده ابهام‌زدایی کنند.

بخش عظیمی از این رسالت طبق بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب بر عهده مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مجلس است که به تعبیر ایشان باید با فعالیت مضاعف ، «مصوبات مجلس با مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم نسبتی مستقیم و مشهود داشته باشد و معطوف به امیدآفرینی و آینده‌سازی کشور باشد. جامعه پیش از هر چیز نیازمند مشاهده نشانه‌های واقعی امید، مسیر باثبات و چشم‌انداز روشن از آینده است تا بتواند بر اساس آن برنامه‌ریزی و حرکت کند.» و «نمایندگان مجلس با مواضع، مصوبات و نطق‌های خود می‌توانند مجلس شورای اسلامی را نهاد پیشران امیدآفرینی نمایند» این مطالبات رهبر انقلاب مسئولیت سنگین نمایندگان مجلس در این بزنگاه تاریخی و اهمیت جایگاه و کنش‌گری فعالانه نمایندگان را به صراحت روشن ساخته است و می‌طلبد که مردم و رسانه‌ها کیفیت این کنش‌‌گری و مسئولیت خطیر را پایش کنند و نمایندگان در قبال این وظایف و مسئولیت به رسانه‌های مردمی، محلی و ملی پاسخگو باشند.

همچنین در استان سیستان و بلوچستان چه در شمال استان، چه زاهدان و جنوب استان نیز نهادهای بزرگ دانشگاهی در طول دهه‌ها با هزینه هنگفت از بیت‌المال تاسیس شده و صدها هیئت علمی با سرمایه مردم تربیت و مستقر شده‌اند که امروز در بزنگاه تاریخی باید به رسالت تاریخی خود نسبت به نظام و ملت با ارایه تحلیل و راه کار و ابهام‌زدایی از آینده و سناریوهای نوسازی آینده، جامعه را امیدوار و آرام و توانمند کنند.

همچنین ساختار اجتماعی استان یک ساختار طایفه‌ای و قومی و مذهبی است، بنابراین گفت‌وگوی مستمر و ارتقا عقلانیت جامعه و رفع شبهات با نفوذ کلام بزرگان و گروه‌های مرجع اجتماعی بومی می‌تواند به ارتقا تاب‌آوری اجتماعی استان منجر شود. صدا و سیما و رسانه‌های عمومی و فعالین و تحلیل‌گران رسانه‌ای نیز جزو ارکان و بازیگران این میدان جنگ شناختی هستند.

رسالت امروز نخبگان صرفاً توصیف بحران نیست؛ بلکه آن‌ها باید به عنوان طراحان نقشه راه، انواع سناریوهای آینده را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی ترسیم کنند. ارائه تحلیل‌های مبتنی بر واقع‌بینی امیدوارانه و تدوین طرح‌های عملیاتی، می‌تواند جامعه را از فلج‌شدگی و انفعال خارج کرده و با احیای ظرفیت‌های قشر تعقلی مغز، افق دید از دست رفته را برای بازیابی تاب‌آوری ملی به مردم بازگرداند.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا