راه نجات اقتصاد، دانشبنیان شدن است

در ادامه واکاوی ناترازیهای ساختاری، به یکی از حیاتیترین متغیرهای رشد اقتصادی مدرن میرسیم: «سهم دانش در تولید». واقعیت تلخ این است که وقتی اقتصاد یک کشور «دانشبنیان» نباشد، آن کشور محکوم است که در تقسیم کار بینالمللی، صرفاً نقش تأمینکننده مواد خام و اولیه را بازی کند؛ نقشی که کمترین ارزش افزوده و بیشترین آسیبپذیری را به همراه دارد.
1. پارادوکسِ فقر در عین غنا
چرا ایران با داشتن بالاترین میزان تابش خورشید، همچنان برای تأمین برق به سوختهای فسیلی وابسته است؟ چرا با وجود رتبههای برتر در ذخایر گاز، در زمستان با قطعی گاز صنایع روبهرو میشویم؟ پاسخ در «شکاف فناوری» است.
در یک اقتصاد غیر دانشبنیان، ما توانایی تبدیل ظرفیتهای بالقوه محیطی به ثروت بالفعل را نداریم. ناتوانی در توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخشهای معدن و کشاورزی، باعث شده تا محصولات ما به دلیل کیفیت پایین و هزینه تمامشده بالا، توان رقابت در بازارهای جهانی را از دست بدهند.
2. رشد بهرهوری؛ مفقودالاثرِ اقتصاد ایران
اصلیترین موتور رشد اقتصادی در کشورهای پیشرفته، «رشد بهرهوری» است که مستقیماً از دانش و نوآوری نشئت میگیرد. در اقتصادهای سنتی، تولید به «سختافزار» و «ماشینآلات وارداتی» وابسته است.
ما خطوط تولید را وارد میکنیم، اما، چون دانش فنی (Know-how) آن را نداریم، پس از چند سال با فرسودگی تکنولوژی، ناچار به دور ریختن کل خط و واردات مجدد هستیم. در مقابل، اقتصاد دانشبنیان با تکیه بر «نرمافزار» و «بهینهسازی»، کیفیت را بالا و قیمت را پایین میبرد.
3. تابآوری در برابر تحریم و تکانههای جهانی
یک اقتصاد دانشبنیان به دلیل تنوع و پیچیدگی محصولات، بسیار سختتر تحریم میشود. محصولات مبتنی بر دانش، اغلب «بیجایگزین» یا «دیرجایگزین» هستند.
تجربه کشورهای غربی پس از بحران نفتی دهه 70 میلادی نشان داد که آنها چگونه با دانش فنی، وابستگی خود به نفت را کاهش داده و به سمت انرژیهای نو و افزایش بهرهوری حرکت کردند.
امروز کشورهایی در جهان هستند که از نظر منابع طبیعی فقیرند، اما به واسطه «اقتصادِ مغزمحور»، نبض بازارهای جهانی را در دست دارند.
4. از خامفروشی تا ثروتآفرینیِ دانشمحور
ما راهی جز حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان نداریم. این تغییر مسیر باعث میشود:- سهم نیروی انسانی متخصص در ارزش نهایی کالا افزایش یابد.- هزینه تمامشده تولید به واسطه نوآوری کاهش یابد.- تابآوری ملی در برابر فشارهای خارجی تقویت شود.
اگر دانش به قلب صنایع ما نفوذ نکند، ثروتهای خدادادی ما (نفت، گاز و معدن) صرفاً به بودجه جاری تبدیل شده و به زودی تمام خواهند شد.
اقتصاد دانشبنیان نه یک انتخاب فانتزی، بلکه تنها راه ماندن در گردونه رقابت جهانی و تأمین رفاه پایدار برای نسلهای آینده است.
در جهان امروز، تقابل ما با قدرتهای پیشرفته تنها در میدان سیاست یا نظامیگری سنتی نیست؛ بلکه ما درگیر یک نبرد تمامعیار در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژیک هستیم. در این کارزار، ابزار غلبه بر دشمن دیگر تنها در تعداد سرباز خلاصه نمیشود، بلکه در «عمق دانش فنی» نهفته است.
1. سربازانِ نوین در پادگانهای فناور
اگر در گذشته امنیت ما در گرو پادگانها بود، امروز شرکتهای دانشبنیان سنگرهای اصلی دفاع از استقلال کشور هستند.
دانشمندان، فناوران و نخبگان علمی ما، سربازان خط مقدمی هستند که با تولید موشکهای نقطهزن، تسلیحات پیشرفته و فناوریهای نوین، موازنه قدرت را به نفع ملت ایران تغییر دادهاند. غلبه بر ظرفیت نظامی دشمن، جز از مسیر میانبرِ دانش و فناوری ممکن نیست.
2. دانشگاه؛ مرکز ثقلِ اقتدار ملی
برای عبور از بحرانها، باید جایگاه دانشگاه و متخصصان را ارتقا دهیم. ما باید از ظرفیت عظیم نیروی انسانی متخصص خود، چه در داخل و چه ایرانیان خارج از کشور، در بستر فضای مجازی و فناوری اطلاعات بهره ببریم.
تکریم متخصصین و ایجاد فضای زیست حرفهای برای نخبگان، «تبعیض» نیست؛ بلکه «هوشمندی» در جهت حفظ سرمایههای ملی است. اگر قلههای علم را فتح کنیم، نهتنها نگران مهاجرت نخبگان نخواهیم بود، بلکه شاهد بازگشت آنان برای حل مسائل پیچیده کشور خواهیم بود.
3. پایانِ خامفروشی و آغازِ حاکمیتِ فناورانه
بسیار گزنده است که با وجود چنین سرمایه انسانی، همچنان در بخش معدن خامفروش باشیم یا زنجیره ارزش نفت و پتروشیمی ما به دانش فنی خارجی وابسته باشد. اقتصاد دانشبنیان یعنی:
– تکمیل زنجیرههای تولید با تکیه بر «مغزافزار» ایرانی.- پایان دادن به آلودگیهای زیستمحیطی از طریق تکنولوژیهای سبز.- تغییر نگاه به اشتغال؛ فناوری برخلاف تصور سنتی، بیکاری ایجاد نمیکند، بلکه مرزهای جدیدی برای اشتغال مولد و پایدار میگشاید.
4. حاشیه امنیت در برابر تعرض بیگانه
وابستگی به درآمدهای خام، کشور را آسیبپذیر و جسارت دشمن را زیاد میکند. اما کشوری که در لایههای مختلف اقتصادی و نظامی خود به دانش بومی مجهز باشد، دارای یک «حاشیه امنیت» دائمی است.
دانشبنیان شدن، اقتصاد ما را تحریمناپذیر کرده و جایگاه ما را به عنوان یک قدرت نوظهور در منطقه و دنیا تثبیت میکند.
راه برونرفت از اقتصاد تکمحصولی و ناترازیهای مزمن، تنها یک مسیر است: «ایمان به قدرتِ دانش». ما باید تمام امکانات کشور را در خدمت حمایت از شرکتهای دانشبنیان قرار دهیم؛ چرا که این شرکتها نه تنها موتور محرک اقتصاد، بلکه ضامن بقا و شکوه ملی ما در دنیای پرآشوب فردا هستند.