ولایت؛ فروغ هدایت و قوام حقیقت در سپهر اسلام

در فرهنگ اسلام، ولایت، رشتهای استوار میان آسمان و زمین است؛ عهدی است میان حق و بندگان حقجو، تا انسان در وادیِ آزمون، بیرهبر و بیپناه نماند. ولایت، نه صرف سرپرستی ظاهری، که تربیت روح، صیانت حقیقت و رساندن انسان به مرتبهای از بندگی آگاهانه است؛ بندگیای که در آن، آزادی حقیقی شکوفا میشود.
ولایت، منزلت دوستداشتنِ حق و تبعیت از حجت اوست؛ مرتبهای که در آن، محبت با معرفت درهم میآمیزد و اطاعت، از سر جبر برنمیخیزد، بلکه از روشنایی یقین برمیخیزد. آنان که به نور ولایت دل سپردهاند، راه را از بیراهه بازمیشناسند و در توفان فتنهها، قطبنمای جانشان را از دست نمیدهند.
در پرتو ولایت، جامعه از سستی به استواری میرسد و فرد از پراکندگی به وحدت. ولایت، محور همبستگی مؤمنان و راز امت واحده است؛ زیرا هر جا که دلها بر گرد حقیقتی واحد جمع شوند، تفرقه رخ میبازد و عدالت، مجال تجلی مییابد.
از این رو، ولایت در اسلام، مقام والای پیوند عقل و عشق، شریعت و حقیقت و انسان و خداست؛ حقیقتی که اگر در جان آدمی بنشیند، او را از بند نفس رهایی میبخشد و به آستان قرب و کرامت میرساند.
مولای متقیان حضرت علی (ع) فرمودند: امامان مرکز دائره ایمان هستند و قطب وجود و آسمان جود و شرف و نور خورشید عظمت و روشنی ماه و پایه و مبدأ و معنا و مبنای عزت و مجد. امام چراغ فروزان و راه و شریعت و آب خروشان و دریای زخار و ماه تابان و برکه گوارا و راه آشکار و راهنمایی دلسوز در گرفتاریها و ابری باران زا و بارانی پیوسته و بدر کامل و راهنمای فاضل و آسمان سایهافکن و نعمت بزرگ و دریای خشک نشدنی و شخصیتی که قابل توصیف نیست و سرچشمه ای پرآب و باغستانی شاداب و گلی خوشبو و ماه خوشرو و ستاره درخشان و بوی خوش پراکنده و عمل صالح و منبع سود و راه واضح و طبیب دلسوز و پدر مهربان، پناه بندگان در گرفتاریها و حاکم و امر و نهیکننده، نگاهبان از جانب خدا بر خلایق و امین پروردگار بر حقایق و حجت او بر مردم و راه هموار در زمین و بلاد پاک از گناه و دور از عیوب و آگاه بر اسرار، ظاهرش را نمی توان مالک شد و باطنش را نمیتوان درک کرد.
یادداشت از: علیاحمد پناهی، دانشیار روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه