غدیر به مثابه نظریه بنیادین مقاومت

مقاومتی که با نگاه غدیری پیش برود، حتی یک تنه در برابر تمام جهان، باز هم شکست‌ناپذیر است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، عید غدیر در ادبیات نخبگانی شیعه، نه یک جشن تقویمی، بلکه نقطه عطفی در نظریه‌پردازی سیاسی– الهیاتی اسلام است. این رویداد، برخلاف خوانش‌های رایج شادمانه یا صرفاً تاریخی، حاوی الگویی از قدرت معترض مشروع و نظام ولایت در وضعیت استثنائی است.

در این یادداشت، غدیر را نه به مثابه یک «حادثه» که به مثابه یک پارادایم راهبردی برای جبهه مقاومت معاصر بازخوانی می‌کنیم.

یک: سه مؤلفه نظریه مقاومت غدیری

1 . اصل عدم خلط مشروعیت با مقبولیت

غدیر بنیانی نظری ارائه می‌کند که در آن، مشروعیت قدرت از نص الهی ناشی می‌شود، نه از بیعت اکثریت. این تمایز، هسته سخت مقاومت غدیری است:• در وضعیتی که قدرت بالفعل با غاصب است، حقانیت امام همچنان پابرجاست.• نتیجه سیاسی: مقاومت موظف است خود را حتی در فقدان قدرت سیاسی، بازتولید کند.

2 . تکلیف‌مداری به مثابه جایگزین نتیجه‌گرایی

در اندیشه غدیر، پیامبر مأمور به ابلاغ می‌شود، نه مأمور به اقناع همگان. آیه «وَ مَا عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ» در بستر غدیر معنایی راهبردی می‌یابد:

• موفقیت در مقاومت، با «اقناع دشمن» سنجیده نمی‌شود، بلکه با «ادای تکلیف».• پیامد عملیاتی: جبهه مقاومت نباید پیروزی ظاهری را شرط ادامه راه قرار دهد.

3. نهادینه‌سازی حافظه اقلیت

غدیر، الگویی از انتقال فرازمانی حق در بستر اقلیت ماندن ارائه می‌دهد. شیعه در تاریخ آموخت که روایت خود را بدون ساختار قدرت سیاسی حفظ کند. این تجربه تاریخی – که در نظام وکالت، سپس مرجعیت و در نهایت ولایت فقیه تبلور یافت – مدلی بومی برای مقاومت نهادمند در برابر نظام‌های اقتدارگرا فراهم می‌کند.

دوم: دلالت‌های راهبردی غدیر برای مقاومت معاصر

1. در سطح مشروعیت‌سازی بین‌المللی

الگوی غدیر، مقاومت را از حلقه «توجیه‌پذیری بر اساس قوانین غربی» خارج می‌کند. در این نگاه، جنبش‌هایی مانند حماس، حزب‌الله یا انصارالله نیازی به تأیید سازمان ملل ندارند؛ مشروعیت آنان از «تکلیف الهی–تاریخی» سرچشمه می‌گیرد.

2. در سطح استراتژی دوام و بقا

جامعه غدیری می‌آموزد که می‌توان چند سده در اقلیت بود اما ساختار معنایی خود را حفظ کرد. جبهه مقاومت امروز نیز می‌تواند با الهام از این الگو، به جای تمرکز صرف بر پیروزی نظامی، بر بازتولید نسل‌های آگاه سرمایه‌گذاری کند.

3. در سطح نفی موقت‌گراییبسیاری از جنبش‌های مقاومت در جهان، به دلیل ناامیدی از نتیجه کوتاه‌مدت، فرو می‌پاشند. الگوی غدیر می‌گوید: «اگر وظیفه امروز تو ابلاغ است، حتی اگر چهل سال بعد نتیجه آن را نبینی، باز هم وظیفه را ادا کن.»

این بینش، مقاومت را از بحران «فرسایش در بلندمدت» مصون می‌دارد.

سوم: آسیب‌شناسی مقاومت‌های غیرغدیری

برخی جریان‌های موسوم به مقاومت در جهان اسلام، به دلیل غفلت از سه مؤلفه غدیری، دچار فروپاشی یا انحراف شده‌اند:

• فقدان مبنا مشروعیت فرامادی : با نخستین شکست یا مصالحه‌خواهی، منحل می‌شوند.• نتیجه‌گرایی محض: موفقیت را صرفاً در گشایش‌های نظامی یا سیاسی می‌بینند و با بن‌بست نظامی، روحیه خود را از دست می‌دهند.•فراموشی نهادسازی مقاوم: تنها بر میدان نبرد متمرکز می‌شوند و از تربیت کادرهای فکری–فرهنگی غافل می‌مانند.

جمع‌بندی راهبردی

غدیر، برای نخبگان جبهه مقاومت، سه درس راهبردی اساسی دارد:1. مشروعیت، به زور اسلحه یا رأی اکثریت خریدنی نیست؛ متکی بر متن و حقیقت ماندگار است.2 . نتیجه کوتاه‌مدت، ملاک تداوم یا توقف مقاومت نیست؛ تکلیف، خط پایان را تعیین می‌کند.3 . اقلیت بودن، پایان راه نیست، بلکه شکلی از حضور مؤثرتر است؛ جامعه غدیری در اقلیت، موثرتر از حاکمان بی‌درایت در اکثریت عمل می‌کند.

مقاومتی که از غدیر تغذیه نکند، سرانجام یا به قدرت‌طلبی دنیوی بدل می‌شود یا در بوته ناامیدی ذوب می‌گردد و مقاومتی که با نگاه غدیری پیش برود، حتی یک تنه در برابر تمام جهان، باز هم شکست‌ناپذیر است؛ زیرا پیروزی را چیزی جز ادای تکلیف نمی‌داند.

عباسعلی نصرآبادی؛ دانش آموخته دکترای علوم سیاسی، پژوهشگر و مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا