یادداشت| تجدیدعهد در تقاطع غدیر و خرداد

انگار ملت ایران در تقاطع دو خاطره بزرگ ایستاده است؛ عید غدیر، روز امتداد ولایت و سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، مردی که در عصر جدید همین مفهوم را به موتور حرکت یک ملت تبدیل کرد. امسال این همزمانی تنها یک تقارن تقویمی نیست، گویی تاریخ، دو نقطه دور از هم را به یکدیگر رسانده تا بار دیگر یک پرسش قدیمی را پیش روی ایرانیان قرار دهد؛ راز ایستادگی یک ملت در میانه طوفان چیست؟
برای پاسخ، شاید باید از خیابانها شروع کرد. بیش از 90 شب است که در شهرهای مختلف ایران، اجتماعات مردمی، برنامههای فرهنگی، مراسمهای مذهبی و گردهماییهای خودجوش ادامه دارد. شبهایی که بسیاری تصور میکردند با گذشت چند روز فروکش کند اما هر شب، جمعیتی تازه به آن اضافه شد. چراغ این گردهماییها را احساس تعلق مردم به یک سرنوشت مشترک روشن نگه داشته است.
در روزگاری که رسانههای جهان از فرسودگی اجتماعی، شکافهای عمیق و فروپاشی سرمایههای جمعی سخن میگویند، این حضور ممتد و داوطلبانه حامل یک پیام روشن است؛ جامعه ایرانی هنوز توانایی گرد آمدن حول یک آرمان مشترک را دارد. این روزها وقتی به میان مردم میروی، کمتر کسی صرفاً درباره یک جشن یا یک مراسم حرف میزند. آنچه شنیده میشود، بیشتر شبیه بازخوانی یک هویت مشترک است.
این هویت در روزهای سخت منطقه، تهدیدهای امنیتی، جنگ روایتها و فشارهای گوناگون، بار دیگر خود را نشان داده است. شاید به همین دلیل است که امسال غدیر تنها جشن یک واقعه تاریخی نیست، غدیر در ذهن بسیاری از مردم به نماد تداوم راهی تبدیل شده که از صدر اسلام آغاز شد و در روزگار معاصر با انقلاب اسلامی معنایی تازه یافت؛ راهی که ستون اصلی آن، حفظ انسجام امت در برابر طوفان حوادث است.
سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) نیز معنایی متفاوت پیدا میکند. بیش از سه دهه از آن روز خردادی گذشته اما هنوز نام امام برای بخش مهمی از جامعه تنها یادآور یک شخصیت تاریخی نیست. او برای بسیاری، نماد لحظهای است که مردم دریافتند میتوانند سرنوشت خود را تغییر دهند و در برابر قدرتهای بزرگ بایستند. این مرد توانست اراده یک ملت را به بزرگترین پشتوانه انقلاب تبدیل کند.
امام خمینی(ره) انقلابی را بنیان گذاشت که از همان آغاز در معرض انواع تهدیدها قرار داشت؛ از جنگ نظامی تا فشارهای سیاسی و اقتصادی. با این حال آنچه انقلاب را از این گردنهها عبور داد، صرفاً تجهیزات و ساختارها نبود، سرمایه اصلی، اعتماد مردم و احساس تعلق آنان به یک مسیر مشترک بود؛ سرمایهای که امروز نیز در صحنههای مختلف حضور مردمی، خود را بهعنوان مهمترین مؤلفه قدرت ملی نشان میدهد.
امروز نیز در شرایطی که منطقه غرب آسیا روزهای پرالتهابی را پشت سر میگذارد، همین عنصر بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. مقاومت، واژهای است که در سالهای اخیر بارها تکرار شده اما شاید معنای واقعی آن را بتوان در همین شبهای طولانی حضور مردمی مشاهده کرد. مقاومت فقط در خطوط نبرد تعریف نمیشود. مقاومت پیش از آنکه یک مفهوم نظامی باشد، یک حقیقت اجتماعی است.
این حقیقت چیزی نیست جز توانایی یک ملت برای حفظ امید، حفظ انسجام و ادامه زندگی در شرایطی که دشمن تلاش میکند احساس ناامنی و بیاعتمادی را گسترش دهد. در ماههای گذشته، ایران با انواع تهدیدها و عملیات روانی مواجه بوده است. دشمنان این سرزمین بارها کوشیدهاند جامعه را خسته، پراکنده و دچار یأس نشان دهند اما آنچه در میدان واقعیت دیده میشود، تصویر دیگری است.
حضور خانوادهها در اجتماعات مردمی، مشارکت جوانان در برنامههای فرهنگی و مذهبی، فعالیت گروههای جهادی و حجم گسترده کنشهای داوطلبانه اجتماعی، نشانههایی است که روایت دیگری از ایران را بازگو میکند. شاید مهمترین ویژگی این حضورها، تنوع چهرههایی باشد که در آن دیده میشوند. در این اجتماعات تنها یک سلیقه یا یک نسل حضور ندارد و این تنوع تصویری واقعیتر از ایران ارائه میدهد.
غدیر نیز دقیقاً از همین زاویه قابلفهم است. غدیر صرفاً روایت یک اعلام جانشینی نیست، بلکه روایت تلاش برای جلوگیری از تفرقه و حفظ وحدت امت اسلامی بوده و در واقع پیام اصلی آن، مسئولیتپذیری در قبال سرنوشت جمعی جامعه است. وقتی این مفهوم در کنار میراث امام خمینی(ره) قرار میگیرد، پیوندی معنادار شکل میگیرد. امام راحل نیز در تمام سالهای مبارزه و رهبری، بر عنصر وحدت تأکید داشت.
او به خوبی میدانست که دشمنان یک ملت پیش از هر چیز به دنبال شکستن پیوندهای اجتماعی هستند، به همین دلیل بارها از مردم خواست اختلافهای سلیقهای را به شکافهای هویتی تبدیل نکنند. امروز نیز همین توصیه، بیش از هر زمان دیگری موضوعیت دارد. شرایط منطقه نشان میدهد که بسیاری از پروژههای بیثباتسازی بر ایجاد شکاف در جوامع استوار است.
کشورهایی که روزگاری از انسجام برخوردار بودند، هنگامی دچار بحران شدند که اعتماد عمومی و همبستگی اجتماعی در آنها آسیب دید اما تجربه ملت ایران مسیری متفاوت را نشان میدهد. هر بار که تهدیدی جدی متوجه کشور شده، مردم با گرایشهای مختلف سیاسی و اجتماعی، در دفاع از اصل ایران و امنیت ملی در کنار یکدیگر ایستادهاند و این روزها نیز همین تصویر در حال تکرار است.
از دل جشنهای غدیر تا مراسم بزرگداشت امام راحل، یک پیام مشترک شنیده میشود؛ ایران قوی، بدون وحدت ملی ممکن نیست. در این میان، اجتماعات شبانهای که اکنون بیش از 90 شب استمرار یافتهاند، بهنوعی نمایش سرمایه اجتماعی کشور تبدیل شدهاند. هر شب که مردم در میدانها و خیابانها کنار یکدیگر قرار میگیرند، در واقع یک پیام نمادین نیز مخابره میشود؛ جامعه هنوز زنده است و امید دارد.
شاید به همین دلیل است که دشمنان ملت ایران از چنین صحنههایی نگران میشوند زیرا قدرت واقعی یک کشور فقط در تجهیزات و امکانات آن خلاصه نمیشود، بلکه قدرت ملی زمانی معنا پیدا میکند که مردم احساس کنند بخشی از یک سرنوشت مشترک هستند. غدیر امسال در چنین فضایی از راه رسیده است؛ در روزهایی که منطقه شاهد درگیریها و بحرانهای متعدد است.
اما پاسخ مردم ایران به این شرایط، نه انفعال بوده و نه اضطراب؛ پاسخ آنان، حضور است؛ حضوری که از زیارت مرقد امام خمینی(ره) تا جشنهای مردمی غدیر، از برنامههای فرهنگی تا فعالیتهای اجتماعی و جهادی، خود را در اشکال مختلف نشان میدهد. شاید اگر بخواهیم تصویر این روزها را در یک قاب خلاصه کنیم، باید به همین همزمانی نگاه کنیم؛ به تلاقی غدیر و خرداد.
یک سو، یادآور عهدی تاریخی برای حفظ مسیر امت اسلامی است و سوی دیگر، یادآور مردی که توانست همین مفهوم را در روزگار معاصر به یک واقعیت اجتماعی و سیاسی تبدیل کند. و در میان این دو، ملتی ایستاده است که پس از دههها فرازوفرود، هنوز هرگاه لازم باشد، میتواند دوباره دور یک عهد جمع شود؛ عهدی که نامش برای برخی ولایت است، برای برخی استقلال، برای برخی مقاومت و برای همه، ایران.
امسال غدیر و خرداد دست در دست هم به ما یادآوری میکنند که راز ماندگاری یک ملت را باید در همین خیابانهای زنده، در همین حضورهای بیادعا و در همین شبهایی جستوجو کرد که چراغ همدلی در آنها خاموش نشده است. شاید تاریخ سالها بعد، این ایام را بهعنوان روزهایی به یاد بیاورد که یک ملت بار دیگر نشان داد بزرگترین سرمایهاش در دلهای بههمپیوسته مردمانش نهفته است.
یادداشت: مینا صدیقیان