فرانسه و آینده لبنان؛ دغدغه ثبات یا نگرانی از کاهش نفوذ؟

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: در حالی که لبنان همچنان با پیامدهای تجاوزات رژیم صهیونیستی، بحران اقتصادی و فشارهای سیاسی خارجی دست و پنجه نرم میکند، سفر «ژان ایو لودریان» فرستاده ویژه فرانسه به بیروت بار دیگر نگاهها را به نقش و اهداف پاریس در این کشور عربی معطوف کرده است. هرچند مقامات فرانسوی تلاش میکنند حضور خود در لبنان را در چارچوب حمایت از ثبات، بازسازی و کمکهای بشردوستانه توصیف کنند، اما واقعیت آن است که لبنان برای فرانسه صرفاً یک پرونده انسانی یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتری است که ریشههای آن به دوران استعمار بازمیگردد.
تحولات سالهای اخیر نشان داده است که نفوذ سنتی فرانسه در لبنان به تدریج در حال کاهش است. در مقابل، آمریکا و برخی بازیگران منطقهای تلاش کردهاند نقش تعیینکنندهتری در معادلات سیاسی و امنیتی این کشور ایفا کنند. در چنین شرایطی، پاریس نگران آن است که جایگاه تاریخی خود را در کشوری که دههها یکی از مهمترین حوزههای نفوذ آن در جهان عرب محسوب میشد، از دست بدهد.
میراث استعمار؛ ریشههای نفوذ فرانسه در لبنان
برای فهم رفتار امروز فرانسه در لبنان، باید به گذشته بازگشت. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، فرانسه تحت نظام قیمومیت جامعه ملل کنترل لبنان را در اختیار گرفت و در سال ۱۹۲۰ مرزهای کنونی این کشور را ترسیم کرد. در طول بیش از دو دهه حضور مستقیم فرانسه، ساختارهای سیاسی، اداری و فرهنگی لبنان بر اساس الگوهای فرانسوی شکل گرفت.
پاریس طی این سالها تلاش کرد شبکهای از نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نزدیک به خود را در لبنان ایجاد کند؛ شبکهای که حتی پس از استقلال این کشور نیز تا حد زیادی حفظ شد. به همین دلیل لبنان برای دههها به عنوان مهمترین پایگاه نفوذ فرانسه در مشرق عربی شناخته میشد.
اما برخلاف روایتهای رایج غربی که حضور فرانسه را عامل توسعه و مدرنسازی لبنان معرفی میکنند، تحلیلگران منطقه معتقدند که سیاستهای استعماری فرانسه زمینهساز شکلگیری بخشی از شکافهای سیاسی و طایفهای کنونی در لبنان بوده است. ساختار قدرتی که در دوران قیمومیت شکل گرفت، بعدها به یکی از عوامل بیثباتی مزمن این کشور تبدیل شد.
مقاومت؛ مانع اصلی پروژههای خارجی
طی دو دهه گذشته، معادلات لبنان دستخوش تغییرات بنیادین شده است. مهمترین عامل این تغییر، ظهور و تثبیت جایگاه حزبالله به عنوان یک بازیگر تعیینکننده در عرصه سیاسی و امنیتی لبنان بوده است.
پیروزی مقاومت لبنان در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ و سپس ناکام گذاشتن اهداف تلآویو در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، موازنه قدرت در لبنان را تغییر داد. از آن زمان به بعد، دیگر هیچ قدرت خارجی نتوانست بدون در نظر گرفتن نقش حزبالله درباره آینده لبنان تصمیمگیری کند.
این واقعیت موجب شد که نفوذ سنتی غرب در لبنان با محدودیتهای جدی مواجه شود. آمریکا، فرانسه و برخی متحدان منطقهای آنها بارها تلاش کردند از طریق فشارهای سیاسی، اقتصادی و رسانهای نقش مقاومت را کاهش دهند، اما این تلاشها نتوانست جایگاه حزبالله را در معادلات داخلی لبنان از بین ببرد.
در واقع یکی از مهمترین دلایل نگرانی امروز فرانسه، همین تغییر موازنه قدرت است. پاریس به خوبی میداند که لبنان امروز با لبنان دهههای گذشته تفاوت دارد و دیگر نمیتوان با تکیه بر شبکههای سنتی نفوذ، روند تحولات این کشور را مدیریت کرد.
رقابت پنهان فرانسه و آمریکا
سفر اخیر فرستاده ویژه فرانسه در شرایطی انجام میشود که واشنگتن نقش پررنگتری در پرونده لبنان به دست آورده است. طی ماههای گذشته، آمریکا نه تنها در مذاکرات مربوط به آتشبس میان لبنان و رژیم صهیونیستی نقش اصلی را ایفا کرده، بلکه تلاش کرده مدیریت بخش مهمی از تحولات سیاسی لبنان را نیز در اختیار بگیرد.
این وضعیت برای فرانسه نگرانکننده است. بسیاری از تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند که پاریس از تبدیل شدن لبنان به حوزه نفوذ انحصاری آمریکا رضایت ندارد. هرچند دو کشور در بسیاری از پروندههای منطقهای همسو هستند، اما در لبنان رقابت پنهانی میان آنها جریان دارد.
فرانسه تلاش میکند خود را به عنوان حلقه واسط میان اروپا، لبنان و نهادهای بینالمللی معرفی کند تا از حذف شدن کامل از معادلات آینده این کشور جلوگیری کند. به عبارت دیگر، آنچه امروز در لبنان جریان دارد صرفاً یک رقابت دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از رقابت قدرتهای غربی برای حفظ یا گسترش حوزه نفوذ خود در شرق مدیترانه است.
تجاوزات اسرائیل و واقعیتهای میدانی لبنانیکی از تناقضهای آشکار در سیاست فرانسه، موضع این کشور در قبال تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به لبنان است. اگرچه مقامات فرانسوی بارها از لزوم ثبات در لبنان سخن گفتهاند، اما در عمل نتوانستهاند فشار مؤثری بر تلآویو برای توقف حملات نظامی اعمال کنند.
در ماههای اخیر هزاران لبنانی بر اثر حملات رژیم صهیونیستی شهید یا آواره شدهاند و بخشهای وسیعی از زیرساختهای جنوب لبنان آسیب دیده است. با این حال، واکنش کشورهای غربی از جمله فرانسه عمدتاً به ابراز نگرانی و دعوت به خویشتنداری محدود شده است.
این وضعیت باعث شده بخش مهمی از افکار عمومی لبنان نسبت به ادعاهای غرب درباره حمایت از ثبات و حاکمیت این کشور تردید داشته باشند. از نگاه بسیاری از لبنانیها، مهمترین تهدید علیه امنیت ملی کشور نه مقاومت، بلکه تجاوزات مستمر رژیم صهیونیستی و حمایتهای سیاسی و نظامی غرب از این رژیم است.
یونیفیل؛ آخرین ابزار نفوذ فرانسه
یکی از مهمترین ابزارهای باقیمانده فرانسه برای حفظ حضور خود در لبنان، مشارکت گسترده در نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب این کشور (یونیفیل) است. پاریس از زمان تأسیس این نیروها در سال ۱۹۷۸ نقش مهمی در مدیریت و تأمین نیروهای آن داشته است.
اکنون که آینده مأموریت یونیفیل در هالهای از ابهام قرار گرفته، فرانسه تلاش میکند سازوکارهای جدیدی برای حفظ نقش امنیتی خود در لبنان طراحی کند. برخی گزارشها حتی از بررسی گزینه ایجاد یک نیروی چندملیتی جدید با مشارکت کشورهای غربی حکایت دارند.
با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که امنیت لبنان نه از طریق نیروهای خارجی، بلکه از طریق معادلات داخلی و قدرت بازدارندگی مقاومت تأمین شده است. اگر جنوب لبنان امروز در برابر پروژههای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی ایستاده، بخش مهمی از آن مرهون توان بازدارندگی مقاومت است؛ واقعیتی که بسیاری از بازیگران غربی تمایل چندانی به پذیرش آن ندارند.
نتیجه
تحرکات اخیر فرانسه در لبنان را نمیتوان صرفاً در چارچوب کمکهای بشردوستانه یا حمایت از ثبات سیاسی این کشور تحلیل کرد. آنچه امروز پاریس را به بیروت بازگردانده، بیش از هر چیز نگرانی از کاهش نفوذ تاریخی خود در یکی از مهمترین کشورهای شرق مدیترانه است. فرانسه در شرایطی تلاش میکند جایگاه خود را حفظ کند که موازنه قدرت در لبنان طی دو دهه گذشته دگرگون شده و مقاومت به بازیگری تعیینکننده در معادلات این کشور تبدیل شده است. از سوی دیگر، رقابت فزاینده آمریکا برای در دست گرفتن مدیریت پرونده لبنان، نگرانیهای جدیدی را برای پاریس ایجاد کرده است.
در نهایت، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه تلاش خارجی برای مهندسی آینده لبنان بدون توجه به واقعیتهای میدانی و جایگاه مقاومت، محکوم به شکست خواهد بود. لبنان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند احترام به حاکمیت ملی، پایان دادن به تجاوزات رژیم صهیونیستی و دوری از مداخلات خارجی است؛ مداخلاتی که طی دهههای گذشته یکی از مهمترین عوامل بیثباتی و بحران در این کشور بودهاند.