مدیران از تئوریپردازی فاصله بگیرند؛ مردم منتظر حل مسئلهاند

تسنیم: شما از شکاف میان «نظریهپردازی» و «عمل» در میان مسئولان گلایه دارید. این گسست چگونه باعث شده با وجود مردم همیشه در صحنه، مشکلات اصلی همچنان باقی بماند؟مصباح: ببینید، درد اصلی امروز ما این است که مردم با نجیبترین حالت ممکن بار انقلاب و نظام را به دوش میکشند و در تمامی عرصهها فداکاری میکنند، اما در مقابل، شاهد هستیم که برخی مسئولان به جای همراهی عملی با این مردم، درگیر تشریفات و تئوریپردازی شدهاند. مسئول در نظام اسلامی نباید در اتاقهای دربسته برای مردم نسخه بپیچد. مشکل اینجاست که نگاهها به جای «درد مردم» به سمت «تعریف از مردم» رفته است. تعریف و تمجید از مردم دردی از سفره آنها دوا نمیکند.ما نیازمند «موضوعشناسی» دقیق هستیم. یعنی مسئول باید بداند دقیقاً کدام مشکل را میخواهد حل کند و برای آن راه حل عملی و تقسیم کار شده داشته باشد. مدیریت یعنی عملگرایی؛ نه اینکه بنشینیم و صرفاً نظریهپردازی کنیم. وقتی مسئول همراه مردم نباشد و فقط از دور نظارهگر مشکلات باشد، طبیعی است که راهکارهایش هم غیرواقعی و انتزاعی خواهد بود. ما باید میز سخنرانی را به میز عملیاتی تبدیل کنیم تا خروجی آن در زندگی مردم ملموس باشد.
تسنیم: در موضوع دیپلماسی اقتصادی، چرا با وجود ظرفیتهای فراوان ملی، نتوانستهایم از این اهرم برای حل مشکلات معیشتی و باز کردن گرههای صادراتی استفاده کنیم؟مصباح: متأسفانه ما در حوزه دیپلماسی اقتصادی دچار یک ضعف ساختاری هستیم. دیپلماسی ما بیشتر «روابطی» است تا «تخصصی». سفیران ما در کشورهای همسایه و هدف، باید پیش از هر چیز متخصص امور اقتصادی و بازاریابی برای محصولات کشور باشند، اما در عمل میبینیم که نگاههای سیاسی بر ضرورتهای اقتصادی غلبه دارد.یک نمونه روشن و تلخ، تجربه تحریم ایران از سوی روسیه بود. علیرغم همه شعارها، به دلیل اینکه ما نتوانستیم یک دیپلماسی اقتصادی مبتنی بر اعتماد و تخصص ایجاد کنیم، در مقطعی حتی از سوی کشورهایی که با آنها روابط نزدیک داریم هم دچار مشکل شدیم. وقتی سفیری با نگاه غربگرایانه اعزام میشود که زبان مشترک با کشورهای منطقه را نمیداند، نتیجهاش همین میشود. ما باید دیپلماسی فعال داشته باشیم؛ یعنی از قبل بازار را شناسایی کنیم، نیازها را بسنجیم و بر اساس آن تولید کنیم. نه اینکه محصول را تولید کنیم و تازه به فکر بیفتیم که با دیپلماسی ضعیفمان کجا آن را بفروشیم.
تسنیم: یکی از نقدهای صریح شما به مدیریت محصولات کشاورزی و ناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی است. این سردرگمی چه ضرباتی به منابع آبی و امنیت غذایی وارد کرده است؟مصباح: مدیریت کشاورزی ما امروز با یک بحران ناهماهنگی روبروست. از یک سو جهاد کشاورزی بدون در نظر گرفتن ظرفیت بازار و وضعیت سفرههای زیرزمینی، کشاورز را به سمت کشت محصولات پرآببر مانند سیبزمینی و هندوانه سوق میدهد. از سوی دیگر، نهادهای دیگر بدون هماهنگی و بدون در نظر گرفتن تولید داخل، در زمان برداشت محصول اقدام به واردات میکنند. این یعنی نابودی سرمایه کشاورز و هدررفت منابع آبی کشور.ما در مدیریت منابع آب و خاک با یک چرخه ویرانگر روبرو هستیم. در حالی که با بحران آب دست و پنجه نرم میکنیم، هنوز نتوانستهایم کشت فراسرزمینی را به درستی مدیریت کنیم یا الگوی کشت متناسب با «آمایش سرزمینی» را به طور واقعی پیادهسازی کنیم. به دلیل عدم اطلاعرسانی درست به کشاورز، او نمیداند چه بکارد که هم نیاز کشور تأمین شود و هم خودش متضرر نشود. این یعنی مدیریت ما به جای پیشبینی و پیشگیری، فقط نظارهگر بحرانهاست.تسنیم: یکی از ریشههای ناکارآمدی در مدیریت استانی، عدم تفویض اختیار واقعی است. چرا تفویض اختیار در نظام اداری ما در سطح شعار باقی مانده است؟مصباح: تفویض اختیار در نظام اداری ما تاکنون بیشتر یک شوخی کلامی بوده است. استاندار یا مدیر اجرایی در استان باید قدرت تصمیمگیری داشته باشد، اما بروکراسی مرکزگرا اجازه حرکت به مدیران محلی نمیدهد. وقتی مدیر برای هر تصمیم کوچکی باید منتظر پاسخ از تهران باشد، فرصتها از دست میرود.البته تفویض اختیار باید همراه با بازخواست نتیجه باشد. ما باید به مدیر توانمند اختیار تام بدهیم و در مقابل از او خروجی بخواهیم. اما مشکل این است که هم مدیران ما گاهی از مسئولیتپذیری فرار میکنند و هم مرکز تمایلی به واگذاری قدرت ندارد. این رویه باعث شده تا مدیران به جای خلاقیت و حل مسئله، فقط به دنبال اجرای بخشنامههای خشک اداری باشند که اغلب با واقعیتهای منطقه سازگاری ندارد.
تسنیم: آفت «بلهقربانگویی» و انتصابات بر اساس منافع شخصی، چقدر در کند شدن چرخهای اجرایی کشور موثر بوده است؟ راهکار شما برای شایستهسالاری چیست؟مصباح: نگاه «کدخدامنشی» در انتصابات، سمی مهلک برای مدیریت کشور است. متأسفانه در مواردی شاهد هستیم که انتصابات نه بر اساس تخصص، تعهد و انگیزه، بلکه بر اساس همعقیدگی سیاسی یا منافع شخصی و جناحی انجام میشود. عدهای صندلیهای مدیریتی را اشغال کردهاند که نه عرضه کار دارند و نه انگیزه خدمت؛ فقط به فکر حفظ میز خود هستند.راهکار این است که تخصص و نخبگی ملاک اصلی باشد. ما در قبال خون شهدا و امانت مردم مسئول هستیم. انتصاب فردی که توانایی حل مسئله را ندارد، خیانت به نظام است. مدیر باید روحیه انقلابی و جهادی داشته باشد؛ یعنی با تمام وجود برای باز کردن گره از کار مردم تلاش کند. ما نیازمند مدیرانی هستیم که به جای بلهقربانگویی به بالادستی، به فکر پاسخگویی به دردهای جامعه باشند.تسنیم: رهبر شهید انقلاب همواره بر پرهیز نمایندگان از دخالت در امور اجرایی تأکید کردهاند. این دخالتها چه آسیبی به بدنه کارشناسی دستگاهها وارد میکند؟مصباح: دخالت در امور اجرایی، هم شأن نظارتی مجلس را پایین میآورد و هم تمرکز را از مدیر اجرایی میگیرد. وظیفه نماینده قانونگذاری و نظارت راهبردی است، نه تعیین تکلیف برای جزئیات پروژهها یا چیدمان مدیران میانی. وقتی این مرزها جابهجا میشود، کارشناسی پروژهها فدای نگاههای سلیقهای و منطقهای میشود.این تداخل وظایف باعث شده تا بسیاری از مدیران متخصص و باانگیزه، به دلیل فشارهای بیرونی، گوشهنشین شوند. مجلس باید ریلگذاری کند و دولت باید حرکت کند. اگر نماینده بخواهد هم ریل بگذارد و هم راننده قطار باشد، نظم سیستم به هم میخورد. بازگشت همه به چارچوب قانونی خود، اولین قدم برای اصلاح فرآیندهای مدیریتی است.
تسنیم: شما در بحث «اخلاق مدیریتی»، بر ضرورت الگوبرداری از علما تأکید دارید. چگونه میتوان روحیه دردمندی را جایگزین تشریفات اداری کرد؟مصباح: مدیریت در نظام اسلامی یک سنگر است، نه یک مقام تشریفاتی. ما باید به سیره بزرگانی چون آیتالله بروجردی بازگردیم. ایشان با آن عظمت علمی، وقتی پای درد مردم و مسئولیت الهی به میان میآمد، چنان با اخلاص و دردمندی عمل میکردند که گویی خودشان درگیر آن مشکل هستند.مسئول امروز ما نباید گرفتار «خودتحقیری» یا «قضاوتهای ویرانگر» شود. تشریفات اداری نباید بین مسئول و مردم دیوار بکشد. مدیر باید در میان مردم باشد، با آنها حرف بزند و درد آنها را لمس کند. اخلاص و دردمندی یعنی اینکه مسئول خواب راحت نداشته باشد تا زمانی که بداند مشکلی از دوش یک خانواده برداشته شده است. این روحیه است که مدیریت جهادی واقعی را شکل میدهد، نه شعارهای پشت تریبون.
تسنیم: به عنوان امامجمعه، در مواجهه با مطالبات اقتصادی مردم، چه راهبردی برای حفظ امید و ترویج مطالبهگری واقعبینانه پیشنهاد میدهید؟مصباح: مطالبات مردم بهحق است و ما به عنوان زبان گویای مردم، وظیفه داریم این دردها را به گوش مسئولان برسانیم. اما راهبرد ما باید «امیدآفرینی در عین مطالبهگری» باشد. ما نباید اجازه دهیم یأس بر جامعه حاکم شود، چرا که دشمن دقیقاً همین را میخواهد. کشور ما بهشت امکانات است؛ ما منابع، تخصص و جوانان باانگیزه کم نداریم.باید با نگاه واقعبینانه و به دور از توهمات، برای عزت بخشیدن به کشور تلاش کنیم. اگر مسئولان ما نگاه «موضوعشناسی» داشته باشند و از حواشی به سمت «حل مسئله» حرکت کنند، بسیاری از این گرهها بازشدنی است. بنده معتقدم با توکل بر خدا و تکیه بر توان داخلی و اخلاص در عمل، میتوانیم از این پیچ تاریخی عبور کنیم و عزت شایسته این ملت را بار دیگر در عرصه جهانی به نمایش بگذاریم.
مصاحبه از سمیرا گمار و حاجیقربان قنبریخرم
