غدیر؛ دکترین نجاتبخش و تمدنساز

در دوران معاصر که جوامع اسلامی با چالشهای هویتی، فرهنگی و اجتماعی متعددی روبهرو هستند، بازگشت به این الگوی اصیل بیش از پیش ضرورت یافته است. در این میان، انتقال مفاهیم بلندی چون «ولایتپذیری» به نسل جوان، نیازمند عبور از رویکردهای سطحی و هیجانی، و رسیدن به خوانشی عقلانی، اخلاقی و جامعهشناختی است تا این ارزشها به شکلی پایدار درونیسازی شوند.
سرکار خانم اکرم ایمانی، پژوهشگر برجسته حوزه و دانشگاه و صاحبنظر در عرصه جامعهشناسی دینی و تعلیم و تربیت اسلامی از جمله اندیشمندانی است که سالها بر روی ابعاد تمدنی و تربیتی آموزههای شیعی مطالعه کرده است. تمرکز ایشان بر تبیین عقلانی و کاربردی مفاهیم دینی، راهگشای بسیاری از گرههای نظری در حوزه آموزش و پرورش اسلامی بوده است.
خبرنگار خبرگزاری تسنیم به منظور واکاوی ظرفیتهای تمدنی غدیر، تفاوت ولایتمداری آگاهانه با تبعیتهای شعاری و همچنین بررسی جایگاه این واقعه در انسجامبخشی به جهان اسلام، گفتوگوی تفصیلی با این پژوهشگر حوزه و دانشگاه انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید:تسنیم: واقعه غدیر را چگونه میتوان از یک رویداد تاریخی صرف، به یک الگوی تمدنی برای جامعه امروز تبدیل کرد؟ چه مؤلفههایی از این واقعه ظرفیت بازتولید اجتماعی و تمدنسازی دارند؟غدیر نقطه آغاز الگویی از تمدنسازی است که بر دو ستون مستحکم استوار شد: «تولید علم» و «تولید مقاومت». سلسله امامت با تأسیس یک نظام علمی و معرفتی منسجم، شبکهای از نخبگان علمی را در جهان اسلام سامان داد که در طول 3 قرن نخست، پایهگذار علوم مختلف شدند. مدارس حدیثی و فقهی مرتبط با ائمه (ع)، بستر تربیت دانشمندان برجسته در علوم شیمی، پزشکی، داروسازی، ریاضیات، هندسه و کیهانشناسی بود. معماران و هنرمندان صاحبمکتب نیز هنر اسلامی را به سبکی ممتاز و عقلانی ارائه نمودند. این توسعه علمی نتیجه رویکرد امامان به عقل، روشمندی در آموزش و پیوند معرفت دینی با نیازهای تمدنی جامعه بود که تأثیر آن را در پیشرفت علمی جهان اسلام نهادینه کرد.در کنار مؤلفه علم، غدیر با امتداد تاریخی خود در نهضت عاشورا، بنیان «فرهنگ مقاومت» را در جهان اسلام شکل داد؛ فرهنگی که بر لزوم ایستادگی در برابر انحراف ساختار قدرت و حفظ کرامت انسانی تأکید ویژه داشت. همین فرهنگ اصیل موجب پیدایش جریانهای عدالتخواه در طول تاریخ شد و در دوره معاصر نیز در قالب «محور مقاومت» بازتولید گفتمانی یافت. این محور نه صرفاً یک ائتلاف سیاسی، بلکه استمرار یک سنت تمدنی است که دفاع از استقلال، مقابله با سلطه و صیانت از هویت دینی را وظیفه تاریخی خود میداند.ترکیب این دو ستون، یعنی علم و مقاومت، غدیر را به یک الگوی تمدنی ماندگار تبدیل کرده است که توانایی بازتولید در شرایط مختلف تاریخی را دارد. پویایی امروز این الگو وابسته به 3 اصل اساسی است: احیای نظام تولید علم مبتنی بر نیازهای نوین، بازخوانی اجتهادی و کارآمد از آموزههای فقهی، و تقویت انسجام و استقلال جوامع مسلمان در برابر چالشهای بیرونی. هر زمان این سه مسیر فعال بمانند، تمدن برخاسته از غدیر همچنان ظرفیت هدایت، پیشرفت و اثرگذاری جهانی خواهد داشت.تسنیم: در نظام تعلیم و تربیت مدرن، مفهوم «ولایتپذیری» چه جایگاهی دارد و چگونه میتوان این مفهوم را بدون ایجاد حس تحمیلگرایی، به عنوان یک ارزش عقلانی و اخلاقی در میان نسل جوان نهادینه کرد؟در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، ولایتپذیری پیش و بیش از آنکه یک الزام سیاسی تلقی شود، یک اصل بنیادین تربیتی برای شکلدهی به «مرجعیت اخلاقی و علمی» در جامعه است. از منظر جامعهشناسی، هر جامعهای برای حفظ انسجام درونی و انتقال پایدار ارزشهای خود، نیازمند نوعی رهبریِ عالِم توأم با حفظ اصول اخلاقی و مشروعیت است؛ چنانکه نظریهپردازان کلاسیک نیز آن را شرط تداوم نظم اجتماعی میدانستند. در این چارچوب، ولایت به معنای پذیرش رهبری مبتنی بر علم، عدالت و صلاحیت اخلاقی است.
کارکرد تربیتی این مفهوم، پرورش افرادی است که بتوانند در اداره امور، حفظ حقوق عمومی و خصوصی، و برقراری اعتدال در ارتباطات اجتماعی به درستی ایفای نقش کنند. این افراد با تشخیص مرجعیت صالح، در چارچوب عقلانیت اخلاقی با آن همراه میشوند. بنابراین، ولایتپذیری در آموزش اسلامی در اصل نوعی تربیت جامع برای مسئولیتپذیری اجتماعی، استقرار نظم اخلاقی و ایجاد اعتماد متقابل به رهبری عادلانه محسوب میشود که جامعه را از هرجومرج مصون میدارد.انتقال این مفهوم به نسل جدید تنها زمانی پایدار و اثربخش خواهد بود که بر فرآیند «درونیسازی ارزشها» استوار باشد، نه بر رویکردهای تحکمی و بخشنامهای. یافتههای روانشناسی تربیتی اثبات میکند که ارزشها هنگامی در شخصیت افراد تثبیت میگردند که بهصورت منطقی و عقلانی تبیین شوند، با تجربه زیسته دانشآموزان سازگار باشند و در فضای گفتوگوی دوطرفه شکل بگیرند. بر این اساس، ولایتپذیری باید بهعنوان توانایی تحلیل و تشخیص مرجعیت اخلاقی آموزش داده شود تا ضمن تقویت تفکر نقادانه، از تبدیل شدن آن به یک کلیشه تحمیلی جلوگیری گردد.تسنیم: از دیدگاه شما، مرزهای تمایز میان «ولایتمداری مبتنی بر آگاهی و خرد» و «تبعیت هیجانی، مقطعی و شعاری» چیست و چه شاخصهایی برای ارزیابی این دو رویکرد وجود دارد؟تفاوت بنیادین ولایتمداری حقیقی با گونههای شعاری و هیجانی آن را میتوان در سه سطح «معرفت»، «انگیزه» و «رفتار» مورد واکاوی دقیق قرار داد. ولایتمداری اصیل، پیش از هر چیز مبتنی بر فهم عقلانی و التزام اخلاقی است. در این نوع نگاه، فرد یا جامعه نخست مبانی و فلسفه ولایت (شامل علم، عدالت، مسئولیتپذیری و حفظ مصالح عمومی) را به درستی میشناسد و سپس بر اساس این تشخیص آگاهانه، به آن پایبند میگردد.شاخصهای اصلی این ولایتمداری آگاهانه عبارتاند از: ثبات قدم در موضعگیریها و عدم تأثیرپذیری از امواج زودگذر اجتماعی، تقدم همیشگی عدالت و اخلاق بر منافع شخصی یا حزبی، آمادگی کامل برای نقد سازنده در چارچوب اصول مکتب، و التزام عملی به دستورات حتی در شرایط سخت و هزینهزا. این نوع نگاه، رفتاری منظم، مسئولانه و قانونمدار در سطح جامعه تولید میکند که نتیجه مستقیم آن، افزایش سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام پایدار ملی خواهد بود.در نقطه مقابل، ولایتمداری شعاری و هیجانی قرار دارد که عمدتاً بر پایه احساسات مقطعی، هویتنماییهای کاذب و رفتارهای صرفاً نمادین استوار است و فاقد عمق معرفتی و تعهد اخلاقی است. شاخصهای این رویکرد انحرافی شامل برجستهسازی ظواهر بهجای عملگرایی، شدت عواطف بدون پشتوانه تحلیلی، ریزش و ناپایداری در بحرانها، و استفاده ابزاری از مفهوم مقدس ولایت برای پیشبرد منافع فردی یا رقابتهای جناحی است. این رویکرد در مواجهه با اولین تعارض منافع فرو میریزد.تسنیم: از منظر جامعهشناختی دین، چه عواملی سبب شده است تا واقعه غدیر با وجود جایگاه بسیار عمیق اعتقادی، در برخی از دورههای تاریخی کمتر به عنوان یک گفتمان اجتماعی و تمدنی فعال و راهگشا مورد توجه قرار گیرد؟با وجود جایگاه بیبدیل و محکم اعتقادی، غدیر در بسیاری از مقاطع تاریخی کمتر بهصورت یک «گفتمان علمی و اجتماعی پویا» مورد واکاوی و گفتوگو قرار گرفته است. یکی از دلایل عمده این امر، شرایط خاص تاریخی جهان اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) بود. در آن مقطع، مباحث مربوط به رهبری و جانشینی بهسرعت به موضوعی ملتهب و مناقشهبرانگیز تبدیل شد و فضای سیاسی حاکم، اجازه تبیین تمدنی این واقعه را سلب کرد.در چنین اتمسفری، شیعیان برای حفظ اصل دین و جلوگیری از تشدید اختلافات ویرانگر در جهان اسلام، این موضوع را بیشتر در قالب مناسک، صیانت از روایتهای تاریخی و بیان فضائل اهلبیت (ع) زنده نگه داشتند. عامل مهم دیگر، غلبه تدریجی رویکرد عاطفی و آیینی در بازنمایی غدیر در میان تودههای مردم است. در بسیاری از جوامع مذهبی، مناسبتهای بزرگ دینی بیشتر در قالب برگزاری جشنها، مراسمات و مدیحهسراییها بازتولید میشوند، در حالی که ظرفیتهای عظیم معرفتی، سیاسی و تمدنی آنها کمتر به زبان دقیق علوم انسانی و اجتماعی ترجمه میشود.
غدیر؛ مستحکمترین دلیل لفظی در فقه شیعه
بنابراین، ریشه این مسئله را نباید در فقدان ظرفیت در درون مفهوم غدیر جستوجو کرد، بلکه چالش اصلی، کمبود «تبیین علمی، دانشگاهی و گفتمانی» از این واقعه است. غدیر یک الگوی کامل از حکمرانی اخلاقی و ساماندهی اجتماعی است. هرچه این رویداد عظیم از سطح روایتهای صرفاً تاریخی و آیینی ارتقا یافته و با زبان فلسفه سیاسی، جامعهشناسی و مطالعات تمدنی بازخوانی شود، امکان درک کارکردهای بینظیر آن برای حل بحرانهای جامعه معاصر بیشتر فراهم خواهد شد.