اقتدار در متن زندگی، مؤلفه مغفول قدرت ایران

در روزهایی که کشور جنگ رمضان را پشت سر گذاشت و منطقه در التهاب و ناامنی به سر میبرد، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان داد، تداوم زندگی بود. مدارس و دانشگاهها مسیر خود را ادامه دادند، خدمات عمومی متوقف نشد، پروژههای عمرانی از حرکت نایستادند، مراکز درمانی فعال ماندند و فعالیتهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی نیز همچنان در جریان بود. شاید این تصاویر در نگاه نخست عادی به نظر برسد، اما حقیقت آن است که همین «عادی بودن» یکی از مهمترین نشانههای اقتدار ملی است.
در بسیاری از بحرانهای جهانی، نخستین نشانه آسیبپذیری کشورها، اختلال در زندگی روزمره مردم است. تعطیلی خدمات، توقف فعالیتهای اقتصادی، آشفتگی در تأمین نیازهای عمومی و فرسایش روحیه اجتماعی، از پیامدهای طبیعی هر بحران بزرگ به شمار میرود، اما در ایران، حتی در روزهایی که تهدیدها در بالاترین سطح خود قرار داشت، زندگی متوقف نشد. در همدان نیز این واقعیت بهخوبی قابل مشاهده بود؛ از تداوم فعالیتهای عمرانی و خدمات شهری گرفته تا برگزاری برنامههای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی. مردم در دهه ولایت، غدیر را جشن گرفتند، موکبها برپا شد، مردم در میدان بودند و جریان زندگی با همه فراز و نشیبها ادامه یافت. این استمرار، اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل شبکهای از مدیریت، تخصص، برنامهریزی و تابآوری ملی است.
بخش مهمی از قدرت هر کشور در جاهایی شکل میگیرد که کمتر دیده میشوند؛ در اتاقهای کنترل زیرساختها، در مراکز درمانی، در شبکههای انرژی، در بدنه اجرایی دستگاهها، در دانشگاهها و مراکز علمی و در میان هزاران نیرویی که بیهیاهو وظیفه خود را انجام میدهند. زمانی که مردم بدون نگرانی از اختلال در خدمات اساسی، زندگی روزمره خود را ادامه میدهند، در واقع نتیجه عملکرد همین ساختارهای پنهان اما حیاتی را مشاهده میکنند. بنابراین اقتدار تنها در پاسخ به دشمن معنا نمیشود؛ اقتدار یعنی توان حفظ آرامش جامعه در دل بحران.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد مفهوم اقتدار را بازخوانی کرده و قدرت جمهوری اسلامی ایران را در همین استمرار جستوجو کنیم. در اینکه جنگ نتوانست زندگی را تعطیل کند. اقتدار ملی یعنی همین؛ اینکه در سختترین شرایط نیز چراغ خانهها روشن بماند، چرخ خدمت بچرخد و امید به آینده در دل مردم زنده باشد. شاید مهمترین پیروزی در هر نبرد نیز همین باشد، اینکه دشمن نتواند جریان زندگی یک ملت را متوقف کند.
یادداشت از: سمیرا گمار




