گیلان؛ پیرترین استان ایران و 5 ابرچالش سلامت که دیگر قابل انکار نیست

سلامت، مهمترین زیرساخت توسعه هر جامعه است و گیلان امروز در این حوزه با مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته مواجه است؛ چالشهایی که از سالمندی جمعیت آغاز میشود و تا فرسودگی بیمارستانها، رشد بیماریهای غیرواگیر، بحرانهای زیستمحیطی و کمبود نیروی انسانی درمان امتداد مییابد.
شاید هیچکدام از این مسائل به تنهایی بحرانی غیرقابل حل نباشند، اما آنچه نگرانیها را افزایش میدهد، همزمانی و همافزایی این مشکلات در استانی است که بیش از هر زمان دیگری به برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
سالمندی؛ مادر همه بحرانهای سلامت
امروز گیلان پیرترین استان کشور محسوب میشود، کاهش نرخ باروری، افزایش امید به زندگی و مهاجرت بخشی از جمعیت جوان باعث شده ساختار جمعیتی استان با سرعتی بیش از میانگین کشور به سمت سالمندی حرکت کند.
این تغییر صرفاً یک مسئله آماری نیست؛ بلکه به معنای افزایش بیماریهای مزمن، رشد هزینههای درمان، افزایش نیاز به مراقبتهای طولانیمدت و اشغال بخش قابل توجهی از ظرفیت مراکز درمانی توسط بیماران سالمند است.
تجربه کشورهایی مانند ژاپن نشان میدهد که مدیریت سالمندی تنها با ساخت بیمارستانهای بیشتر امکانپذیر نیست؛ بلکه باید خدمات درمانی و مراقبتی به دل محلات و منازل منتقل شود تا نظام سلامت بتواند پاسخگوی موج فزاینده سالمندان باشد.
بیمارستانهای فرسوده در استانی زلزلهخیز
بخش مهمی از زیرساخت درمانی گیلان در دهههای گذشته ساخته شده است، برخی مراکز درمانی مرجع استان قدمتی نزدیک به یک قرن دارند و همین مسئله علاوه بر افزایش هزینههای نگهداری، محدودیتهای جدی برای توسعه تجهیزات پیشرفته پزشکی ایجاد کرده است.
این موضوع زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم گیلان روی یکی از پهنههای لرزهخیز کشور قرار دارد و همزمان، با خطر سیلابهای فصلی نیز مواجه است.
زیرساخت درمانی باید در زمان بحران، نقطه اتکای جامعه باشد؛ نه آنکه خود به بخشی از بحران تبدیل شود، نوسازی بیمارستانها و ارتقای تابآوری مراکز درمانی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای آینده استان محسوب میشود گرچه با وضع موجود هزینه های زیادی را نیز می طلبد.
سرطان، دیابت و بیماریهای غیرواگیر؛ تهدید خاموش
سالهاست که بیماریهای غیرواگیر به مهمترین عامل مرگومیر در کشور تبدیل شدهاند و گیلان نیز از این قاعده مستثنا نیست.
افزایش شیوع دیابت، چاقی، بیماریهای قلبی و برخی سرطانهای گوارشی، بار سنگینی را بر دوش نظام سلامت استان قرار داده است، تغییر سبک زندگی، کاهش فعالیت بدنی، مصرف بالای برخی مواد غذایی و عوامل محیطی از جمله دلایل این وضعیت به شمار میروند.
واقعیت این است که هیچ نظام درمانی، حتی با پیشرفتهترین بیمارستانها، قادر به مدیریت این حجم از بیماری نخواهد بود؛ مگر آنکه سیاستگذاریها از درمانمحوری به سمت پیشگیری و ارتقای سواد سلامت جامعه تغییر کند.
محیط زیست بیمار؛ جامعه بیمار
سلامت انسان و محیط زیست دو مقوله جدا از هم نیستند، رودخانههای آلوده، پسماندهای رها شده، شیرابههای خطرناک، آلودگی منابع آب و مصرف بیرویه سموم کشاورزی، تنها یک مسئله محیط زیستی نیست؛ بلکه مستقیماً با سلامت مردم ارتباط دارد.
وقتی منابع آب آلوده میشوند، وقتی زنجیره غذایی در معرض انواع آلایندهها قرار میگیرد و وقتی تالابها و رودخانهها به محل انباشت پسماند تبدیل میشوند، نظام سلامت نیز ناچار است هزینههای این بیتوجهی را بپردازد.
امروزه بسیاری از کشورها سلامت را تنها در بیمارستان تعریف نمیکنند؛ بلکه آن را از محیط زیست، کیفیت آب، امنیت غذایی و سبک زندگی آغاز میکنند، گیلان نیز برای عبور از چالشهای سلامت ناگزیر از چنین نگاهی است.
کمبود نیروی انسانی؛ زخمی که عمیقتر میشود
هیچ بیمارستانی بدون نیروی انسانی متخصص معنا ندارد، پزشکان، پرستاران، کارشناسان آزمایشگاه و سایر اعضای کادر درمان ستون فقرات نظام سلامت هستند.
اما فشار کاری، کمبود نیرو، فرسودگی شغلی و مهاجرت نیروهای متخصص طی سالهای اخیر به یکی از دغدغههای اصلی حوزه درمان تبدیل شده است.
اگرچه توسعه ساختمانها و تجهیزات ضروری است، اما بدون سرمایهگذاری بر نیروی انسانی، این زیرساختها کارایی لازم را نخواهند داشت، حفظ و تقویت سرمایه انسانی باید در مرکز سیاستهای سلامت استان قرار گیرد.
آینده سلامت گیلان؛ نیازمند تصمیمهای بزرگ
واقعیت آن است که گیلان امروز با یک بحران واحد مواجه نیست؛ بلکه با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده روبهروست که هر کدام دیگری را تشدید میکند، سالمندی جمعیت، فرسودگی زیرساختها، بیماریهای غیرواگیر، چالشهای زیستمحیطی و کمبود نیروی انسانی حلقههای یک زنجیره به هم پیوسته هستند.
حل این مسائل نیازمند نگاه بخشی و مقطعی نیست، آنچه گیلان به آن نیاز دارد، تدوین یک نقشه راه جامع برای سلامت استان با مشارکت همه دستگاههای اجرایی، دانشگاه علوم پزشکی، نهادهای پژوهشی، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد است.
امروز شاید هنوز فرصت برای اصلاح مسیر وجود داشته باشد؛ اما هر سال تأخیر در تصمیمگیری، هزینههای سنگینتری را به نظام سلامت و مردم استان تحمیل خواهد کرد، آینده سلامت گیلان نه در جلسات تشریفاتی و گزارشهای آماری، بلکه در تصمیمهای شجاعانه، برنامهریزی علمی و نظارت مستمر بر اجرای سیاستها رقم خواهد خورد.