جنگ تحمیلی سوم و محک شجاعت روشنفکری

از مصادیق شجاعت، شجاعت علمی و فکری است که نشانۀ استقلال و حریت اهل فکر و اندیشه است. این شجاعت که بیشتر از قلب و نفس انسان سرچشمه میگیرد افراد را وادار به رفتارهایی مثل حق گویی، حق پذیری و حق طلبی میکند و باعث میشود در صورت تذکر و آگاهی نسبت به فهم اشتباه خود بر آن پافشاری نکنند و شجاعانه کج فهمی و گاهی انحراف در دیدگاه خود را با صراحت بیان کنند.
در مقابل چنین شجاعتی ترس است. اهل علم گاهی از ترس جایگاه خود حق را کتمان میکنند و ترجیح میدهند با بیان خلاف حق یا سکوت و یا بیان سخنان دوپهلو موقعیت خود را بین دوستان و همکیشان حفظ کنند. به فرموده امام شهید (ره) در جمع خبرگان؛ «ترس از جوّ، ترس از فضا؛ اگر این حرف را بزنیم، علیه ما خواهند بود؛ اگر این حرف را بزنیم، فلان لکه را به ما خواهند چسباند؛ این ترسها فهم انسان را هم مختل میکند. گاهی انسان به خاطر این ترسها، به خاطر این ملاحظات، صورتِ مسئله را درست نمیفهمد؛ نمیتواند مسئله را درست درک بکند و حل بکند؛ موجب اشتباه خواهد شد.»
جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان زمینهای شد تا اهل انصاف و کسانی که بویی از حقیقت بردهاند چنین شجاعتی را از خود بروز دهند. در این میان برخی از روشنفکرانی چون سروش، مهاجرانی و عبدالکریمی به این بلوغ اخلاقی و وجدانی رسیدهاند که بعد از سالیانی که آب در آسیاب روشنفکری بزک کرده غرب میریختند شجاعانه از سیرک فریب دهندۀ غرب تاحدی پرده برداری کنند.
بنظر میرسد این رویکرد بیش از آنی که به حوزه شناخت و فهم ارتباط داشته باشد به حوزه عقل و عاطفه و روحیات افراد وابسته است. حب و بغض به غرب در کنار خودشیفتگی علمی مانع بروز چنین شجاعتی در افراد میشود . شجاعت، یک روحیۀ اخلاقی و صفت درونی است که افراد را وادار به حقپذیری و حقگویی میکند. امثال اینان اگر مسیر اندیشه، عقل و اخلاق را مستمر بپیمایند قطعا حقیقت را آنگونه که هست نشر خواهند داد هرچند همواره عده و عُدهای هستند که چنین روشنگریهایی را خوش نمیدارند و ممکن است در برخی از آنها چنین شجاعتی دیری نپاید و جایش را به ترس دهد. این حالت روحی اگر از حال به ملکه تبدیل شود میتواند برای ایشان و اصحابشان مایه خیر و روشنگری گردد. این سخن بیژن عبدالکریمی خطاب به روشنفکران که میگوید : «اشتباه خود را بپذیرید و به دامان ملت ایران برگردید!» نمونهای از شجاعت و صراحت در حقگویی است که استمرارش میتواند راهگشا باشد.
جماعت روشنفکر فریفته بزکهای غرب باید به وجدان اخلاقیشان اعتنا کنند تا شجاعت فکری وروحی آنان مجال ظهور و بروز یابد. شجاعتی که آبشخورش عقل و وجدان است نه سواد و دانش صرف. سوادی که در تعابیر علمی ما به عنوان حجاب اکبر از آن یاد می شود: «العلم حجاب اکبر»؛ این حجاب قطعا مانع خواهد شد تا فریاد وجدان و ندای عقل انسان را از غفلت، فراموشی، گمراهی، خطا و اشتباه برهاند.
یاداشت از: محمدجواد فلاح مدیرگروه مطالعات خانواده پژوهشکده باقرالعلوم علیهالسلام