یادداشت| طوق‌بندان؛ آیینی از دل کوچه‌های گرگان تا فهرست ملی

طوق‌بندان گرگان، آیینی کهن در محلات تاریخی این شهر، از دیرباز تا امروز زنده است.
خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ مریم منصوری، کارشناس میراث ناملموس میراث فرهنگی گلستان| محرم که به گرگان می‌رسد، شهر فقط سیاه‌پوش نمی‌شود؛ انگار ریتم زندگی‌اش هم عوض می‌شود. در کوچه‌های محلات قدیمی، از بوی اسپند و گلاب تا صدای نوحه و سینه‌زنی، چیزی زنده می‌شود که فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ حافظه جمعی یک شهر است. در میان آیین‌های محرم گرگان، طوق‌بندان یکی از کهن‌ترین و شناخته‌شده‌ترین رسم‌هاست؛ آیینی که از دی‌ماه 1390 در فهرست میراث ناملموس کشور هم ثبت شده و هنوز هم در محلات تاریخی شهر با همان حال‌وهوای قدیمی برگزار می‌شود.

طوق‌بندان را نمی‌شود فقط با چند جمله توضیح داد، چون این مراسم از دل محله می‌آید و در خود محله معنا پیدا می‌کند. هر سال از روزهای چهارم تا دهم محرم، پیش از اذان مغرب، نوبت محله‌های مختلف گرگان می‌رسد تا طوق و علم خود را بیرون بیاورند و دسته عزاداری را راه بیندازند. در محله‌ای مثل میرکریم، مراسم در روز چهارم برگزار می‌شود؛ در نعلبندان، پاسرو و میخچه‌گران هم در روزهای بعد، محله‌ها یکی‌یکی وارد این سوگواری جمعی می‌شوند. نظم این نوبت‌ها، نشان می‌دهد که طوق‌بندان فقط یک آیین مذهبی نیست؛ یک تقویم محلی است، یک شیوه زیستن در دل شهر.

در روز مراسم، محله چهره دیگری پیدا می‌کند. طوق‌ها که از قبل در تکایا یا خانه‌های معتمد محل نگهداری شده‌اند، آماده می‌شوند. پیش از حرکت، آن‌ها را با گلاب می‌شویند و تطهیر می‌کنند؛ کاری که برای مردم فقط شست‌وشو نیست، نوعی تبرک و احترام است. زن و مرد و پیر و جوان دور هم جمع می‌شوند. بعضی‌ها نذری می‌آورند، بعضی‌ها برای کمک به شستن طوق می‌ایستند، بعضی‌ها هم تماشا می‌کنند و بر سر و سینه می‌زنند.

بعد از تطهیر، جوانان هیئت طوق را برمی‌دارند و روی سینی یا به شکل مرسوم محله حمل می‌کنند. علم‌ها هم بالا می‌رود. نوحه آغاز می‌شود. سینه‌زنی به راه می‌افتد. دسته عزاداری از محل نگهداری طوق بیرون می‌آید و آرام به سمت تکیه یا مسجد محله حرکت می‌کند. این لحظه، یکی از اصلی‌ترین صحنه‌های طوق‌بندان است؛ لحظه‌ای که محله از سکون بیرون می‌آید و به یک پیکر واحد تبدیل می‌شود. در این حرکت، فقط یک نشانه مذهبی جابه‌جا نمی‌شود، بلکه یک خاطره مشترک از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

علم در این مراسم جایگاه ویژه‌ای دارد. برای مردم گرگان، علم فقط یک نماد نیست؛ نشانه‌ای از پرچمداری، وفاداری و احترام به حضرت ابوالفضل العباس(ع) است. وقتی علم وارد محله می‌شود، مردم با اسپند از آن استقبال می‌کنند، گوسفند قربانی می‌کنند، نذر می‌دهند و برای روا شدن حاجتشان پارچه یا روسری به آن می‌بندند. این لحظه‌ها، صحنه‌هایی آشنا و در عین حال پرمعنا هستند؛ صحنه‌هایی که در آن، ایمان و عاطفه و رسم و سنت در هم گره می‌خورند. طوق‌بندان در اصل همین است: پیوندی میان سوگ کربلا و زندگی روزمره مردم.

آنچه این آیین را خاص‌تر می‌کند، ریشه‌دار بودن آن در بافت شهری گرگان است. محلات قدیمی این شهر، هر کدام تکیه و شأن و زمان خود را دارند. تکیه در گرگان فقط یک بنای مذهبی نیست؛ مرکز اجتماع محله است. جایی برای عزاداری، جمع شدن، نذر دادن، سلام کردن به علم و بازخوانی هویت محلی. از همین رو، طوق‌بندان هم بدون تکیه معنا ندارد. این آیین در تکایا شکل می‌گیرد، از آنجا به کوچه‌ها می‌رود و دوباره به همان‌جا بازمی‌گردد. همین رفت و برگشت، نوعی نظم آیینی به شهر می‌دهد؛ نظمی که شاید در زندگی امروز کمتر دیده می‌شود.

طوق‌بندان همچنین نشان می‌دهد که محرم در گرگان، فقط یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه بخشی از هویت شهری است. وقتی در دهه اول محرم، محلات یکی‌یکی طوق خود را بیرون می‌آورند، در واقع شهر دارد خودش را بازتعریف می‌کند. همسایه‌ها دوباره همدیگر را می‌بینند، جوان‌ها کنار پیرها می‌ایستند، کودک‌ها برای نخستین‌بار با این آیین آشنا می‌شوند و محله‌ای که شاید در طول سال پراکنده و ساکت باشد، چند شب دوباره جان می‌گیرد. همین زنده شدن، یکی از ارزشمندترین وجوه طوق‌بندان است.

ثبت این آیین در فهرست میراث ناملموس کشور هم از همین اهمیت خبر می‌دهد. میراث ناملموس چیزی نیست که در موزه بماند یا فقط روی کاغذ ثبت شود. باید در زندگی مردم جاری باشد. طوق‌بندان از آن دست آیین‌هایی است که اگر اجرا نشود، فقط یک نام از آن باقی می‌ماند. اما وقتی هر سال برگزار می‌شود، دوباره به نسل تازه منتقل می‌شود. کودکی که امروز در کنار پدرش طوق را می‌بیند، شاید سال بعد خودش در حمل آن مشارکت کند. همین انتقال آرام و بی‌ادعا، راز ماندگاری آیین‌های کهن است.

از زاویه‌ای دیگر، طوق‌بندان فقط مراسم عزاداری نیست؛ نوعی احترام جمعی به خاطره کربلاست. در این آیین، عزاداری به شکلی محلی و ملموس درمی‌آید. مردم گرگان با طوق و علم و نوحه و نذر، نه فقط سوگواری می‌کنند، بلکه ارادت خود را به امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) نشان می‌دهند. این ارادت، در شکل و شمایل آیین، در نظم محله‌ها، در نوع استقبال از علم و در حضور پررنگ مردم دیده می‌شود. شاید همین ویژگی است که باعث شده طوق‌بندان بعد از سال‌ها همچنان جذاب، زنده و معتبر بماند.

نکته مهم دیگر این است که طوق‌بندان به ما یادآوری می‌کند آیین‌های محرم فقط در هیئت‌های بزرگ و دسته‌های مشهور خلاصه نمی‌شوند. گاهی در یک محله قدیمی، در یک تکیه کوچک، سنتی اجرا می‌شود که از هر برنامه رسمی زنده‌تر است. چون اینجا آدم‌ها فقط تماشاگر نیستند؛ خودشان بخشی از مراسم‌اند. در چنین آیین‌هایی، فرهنگ از بالا به پایین تحمیل نمی‌شود، بلکه از دل زندگی مردم بیرون می‌آید و دوباره به همان زندگی برمی‌گردد.

شاید به همین دلیل است که طوق‌بندان در گرگان هنوز آن‌قدر پررنگ مانده است. چون فقط یک مراسم نیست؛ بخشی از حافظه شهری است، بخشی از معنای محله، و بخشی از هویت دینی و فرهنگی مردمی که محرم را نه فقط در شعار، بلکه در عمل، در کوچه و تکیه و نذر و علم زندگی می‌کنند. و همین حضور مداوم، به این آیین قدرتی داده که از ثبت رسمی هم مهم‌تر است: قدرت ماندن.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا