کوچ خاموش از خوزستان؛ زنگ خطر برای آینده اجتماعی استان

یک جامعه شناس گفت:کوچ خاموش از خوزستان؛ زنگ خطر برای آینده اجتماعی استان است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم ، خوزستان سال‌ها با نفت، رودخانه‌های پرآب، کشاورزی و تنوع فرهنگی شناخته می‌شد اما امروز در کنار چالش‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، با تحول آرام و عمیقی مواجه است که کمتر در آمارهای رسمی دیده می‌شود. تغییر تدریجی بافت اجتماعی استان. مهاجرت از روستاها به شهرها، خروج نیروهای متخصص و جوانان به سایر استان‌ها و جابه‌جایی مستمر جمعیت، تنها به تغییر محل زندگی افراد منجر نشده، بلکه مناسبات اجتماعی، الگوهای هویتی و شکل زیست جمعی در خوزستان را نیز دگرگون کرده است. کارشناسان معتقدند مهاجرت در خوزستان دیگر صرفاً یک مسئله جمعیتی نیست، بلکه به عاملی اثرگذار در بازتعریف ساختار اجتماعی استان تبدیل شده است.استان مهاجرپذیر تا کانون مهاجرفرستیداده‌های رسمی مبتنی بر سرشماری‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد خوزستان طی سال‌های گذشته در شمار استان‌های دارای خالص مهاجرت منفی کشور قرار داشته و در برخی دوره‌ها بیشترین میزان مهاجرفرستی را در میان استان‌های کشور تجربه کرده است. بررسی‌های جمعیت‌شناختی نیز نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مهاجران خوزستانی راهی استان‌های مرکزی و برخوردار کشور شده‌اند.در کنار مهاجرت برون‌استانی، جابه‌جایی جمعیت از مناطق روستایی و عشایری به شهرهای بزرگ استان نیز روند شهرنشینی را تشدید کرده و چهره بسیاری از مناطق شهری خوزستان را دستخوش تغییر کرده است.بیکاری و کم‌آبی در حال تغییر نقشه جمعیتی استان استموضوع مهاجرت از خوزستان اگرچه کمتر به‌صورت مستقیم در تریبون‌های رسمی مطرح می‌شود اما ریشه‌های آن بارها مورد توجه نمایندگان استان قرار گرفته است. بسیاری از نمایندگان خوزستان در سال‌های اخیر نسبت به تداوم بیکاری، کاهش فرصت‌های شغلی برای جوانان، خشکسالی و افت فعالیت‌های کشاورزی هشدار داده‌اند. عواملی که به اعتقاد کارشناسان از مهم‌ترین محرک‌های جابه‌جایی جمعیت در استان محسوب می‌شوند.این در حالیست که مجید ناصری‌نژاد، نماینده شادگان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به وضعیت اشتغال در خوزستان، تأکید کرده بود که بیکاری و رکود بخش کشاورزی ناشی از کمبود آب، فشار مضاعفی بر زندگی خانوارها وارد کرده و پیامدهای اجتماعی متعددی به همراه داشته است و ادامه این روند می‌تواند به افزایش مهاجرت جوانان و کاهش ماندگاری نیروی کار در استان منجر شود.کارشناسان معتقدند این هشدارها نشان می‌دهد مسئله مهاجرت در خوزستان را نمی‌توان صرفاً در قالب یک جابه‌جایی جمعیتی تحلیل کرد، بلکه باید آن را برآیند مجموعه‌ای از چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی دانست که در سال‌های اخیر بر استان سایه انداخته است.تغییر بافت اجتماعی خوزستان زیر سایه مهاجرتدر همین ارتباط سجاد بهرامی، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: مهاجرت‌های گسترده در خوزستان، ترکیب جمعیتی این استان را از پایه دگرگون ساخته و آن را از یک بافت نسبتاً متوازن روستایی-عشایری به ساختاری شهری و ناهمگن تبدیل کرده است. از یک سو، خشکسالی‌های پی‌درپی، بحران ریزگردها و کاهش سطح آب کارون، روستائیان و عشایر را به سمت شهرهای مرکزی مانند اهواز، آبادان و دزفول کوچانده و باعث انفجار جمعیت در حومه‌ها و شکل‌گیری سکونتگاه‌های غیررسمی شده است که در آنها بافت قبیله‌ای جای خود را به روابط قراردادی و ناشناس داده است. از سوی دیگر، خروج جوانان تحصیل‌کرده و نیروی کار ماهر به استانهای مرکزی و شمالی، نه‌تنها فرار مغزها را تشدید کرده، بلکه نسبت جنسی و سنی جمعیت را بر هم زده و به کاهش ازدواج و زادوولد در میان جامعه بومی انجامیده است. این جابه‌جایی‌های دوطرفه، ترکیب قومی-مذهبیِ سنتی را که متشکل از عرب‌ها، بختیاری‌ها، شوشتری‌ها و اقلیت‌های مذهبی بود، به هم ریخته و شهرهای خوزستان را به موزاییکی از فرهنگ‌ها و گویش‌های متنوع تبدیل کرده که هرکدام بر سر تصاحب فضا و منابع با یکدیگر رقابت می‌کنند.

وی درباره تأثیر این جابه‌جایی‌ها بر همگرایی اجتماعی تأکید کرد و گفت: مهاجرت‌ها در خوزستان، پدیده‌ای دوگانه و متناقض است که همزمان بستر همگرایی و واگرایی را فراهم کرده است. از منظر مثبت، زندگی در فضای شلوغ شهری، امکان آشنایی با آیین‌ها، گویش‌ها و سبک‌های زندگی متفاوت را فراهم آورده و در مواردی نظیر ازدواج‌های میان‌قومی یا شکل‌گیری گویش‌های ترکیبی، نشانه‌هایی از همبستگی نوین دیده می‌شود. اما از جنبه منفی، رقابت تنگاتنگ بر سر اشتغال در صنایع نفت و پتروشیمی، زمین‌های کشاورزی و حتی دسترسی به آب سالم، شکاف‌های قبیله‌ای پیشین را بازتولید کرده و برچسب‌زنی‌های فضایی مانند عرب‌نشین یا بختیاری‌نشین را در بافت شهری زنده نگه داشته است. متأسفانه، غیاب نهادهای مدنی قوی برای میانجی‌گری و غلبه رویکرد امنیتی بر رویکرد فرهنگی در مدیریت تفاوت‌ها، باعث شده که این همزیستی بیشتر از نوع تحمل محتاطانه باشد و در مواردی مانند اعتراضات کارگری یا بحران آب، تنش‌ها به سطح جامعه سرایت کند. به‌طور خلاصه، مهاجرت نه به‌تنهایی همگرا بوده و نه واگرا، بلکه به‌عنوان عاملی تشدیدکننده، شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کرده و همبستگی اجتماعی را به چالشی جدی بدل ساخته است.

بهرامی در ادامه با اشاره به تأثیر این تحولات بر هویت محلی خوزستان اظهار کرد: هویت محلی خوزستان که ریشه در تاریخ کهن، پیوند عاطفی با رودخانه کارون، میراث عشایری و آیین‌های کشاورزی داشت، در اثر این امواج مهاجرتی دچار دگردیسی عمیق و تضعیف محسوسی شده است. نسل جوانی که در شهرهای بزرگ متولد شده و والدین‌اش مهاجر هستند، ارتباط زیستی و عاطفی خود را با سرزمین مادری پدران قطع کرده و به سمت هویتی «شهری-ملی» یا حتی مبتنی بر مصرف‌گرایی و شبکه‌های اجتماعی مجازی حرکت می‌کند. به‌طوری که گویش محلی، لباس‌های سنتی و آیین‌های عشایری در حال تبدیل شدن به میراثی موزه‌ای و نمایشی در مراسم رسمی هستند. از سوی دیگر، مهاجرت معکوس برخی از اقوام بختیاری از تهران و اصفهان به خوزستان، اگرچه در ظاهر بازگشت به ریشه‌ها محسوب می‌شود، اما با خود سبک‌های زندگی کلان‌شهری را به همراه آورده که با هویت ساده و صمیمی بومی در تضاد است.

او اضافه کرد: حضور گسترده اتباع خارجی لایه جدیدی از «دیگری» را به معادله هویتی افزوده و مرزهای جمعی را مبهم ساخته است. به‌گونه‌ای که امروز هویت محلی، دیگر یک برساخت ثابت نیست، بلکه میدانی برای کشمکش میان سنت، مدرنیته، قومیت و ملیت شده است.وی درباره عملکرد سیاست‌های اجتماعی نیز گفت: پاسخ به این پرسش با نگاهی انتقادی، منفی است. چراکه سیاست‌های اجتماعی در خوزستان نه‌تنها با این تغییرات هماهنگ نشده، بلکه اغلب با رویکردهای متمرکز و واکنشی، به ناهماهنگی و نارضایتی دامن زده‌اند. برنامه‌ریزی‌های جمعیتی همچنان بر پایه سرشماری‌های سنواتی انجام می‌شود که تحرکات سریع جمعیتی را ثبت نمی‌کنند و در نتیجه، تخصیص بودجه برای ساخت مدارس، مراکز درمانی و زیرساخت‌های شهری در مناطقی صورت می‌گیرد که جمعیتشان طی یک سال دو برابر شده است. حتی طرح‌های موسوم به توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی، بیشتر بر اصلاح کالبدی مانند آسفالت و جدول‌کشی تمرکز دارند و از مؤلفه‌های فرهنگی، میانجی‌گری بین‌قومی و آموزش مهارت‌های همدلی غافل مانده‌اند. غیاب یک نظام اجتماعی پیش‌بینی‌گر که بر اساس مدل‌های پویا، جابه‌جایی‌ها را شبیه‌سازی کرده و برنامه‌های مشارکتی با حضور نمایندگان اقوام و مهاجران تدوین کند، باعث شده که سیاست‌های اجتماعی بیش از آنکه راهگشا باشند، به نوعی مدیریت بحران تبدیل شوند که ریشه‌ها را نمی‌خشکاند و فاصله نهادهای رسمی با بدنه جامعه را روزبه‌روز افزایش می‌دهد.مهاجرت؛ مسئله‌ای فراتر از جابه‌جایی جمعیتآنچه امروز در خوزستان رخ می‌دهد صرفاً خروج یا ورود جمعیت نیست. بلکه تغییر تدریجی ساختار اجتماعی استانی است که همواره یکی از متنوع‌ترین بافت‌های فرهنگی کشور را در خود جای داده است. استمرار مهاجرت، تغییر ترکیب جمعیتی، تضعیف پیوندهای محلی و افزایش فشار بر زیرساخت‌های شهری، نشان می‌دهد مدیریت این پدیده دیگر صرفاً یک مسئله جمعیتی نیست، بلکه به موضوعی اجتماعی و توسعه‌ای تبدیل شده است. از این رو، حل این چالش نیازمند نگاهی همزمان به اشتغال، محیط زیست، خدمات عمومی، سرمایه اجتماعی و حفظ هویت فرهنگی خوزستان خواهد بود؛ مؤلفه‌هایی که در صورت بی‌توجهی، آثار مهاجرت را از یک پدیده آماری به مسئله‌ای پایدار در آینده استان تبدیل خواهند کرد.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا