دشمن در جنگ ترکیبی افکار عمومی را باهدف فشار به مسئولین دستکاری میکند

هدف دشمن در جنگ ترکیبی تضعیف انسجام ملی و اخلال در نظام تصمیمگیری است
از اینرو به سراغ دکتر حسن بشیر، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) و رئیس اندیشکده تحلیل گفتمان راهبردی رفتیم و با او درباره این فراز مهم پیام رهبر معظم انقلاب، همکلام شدیم.
در ادامه مشروح این گفتوگو را از نظر میگذرانید:
تسنیم: رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیرشان به مناسبت سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام راحل (ره) از تعبیر «جنگ ترکیبی» استفاده کردند. اساسا جنگ ترکیبی در بستر رسانه چه معنایی پیدا میکند و واجد کدام ابعاد و مختصات است؟
بشیر: رهبر معظم انقلاب اسلامی، با توجه به جنگ همهجانبه دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران، از مفهوم «جنگ ترکیبی» (Hybrid Warfare) استفاده کردهاند که مفهومی بسیار مهم در جنگهای کنونی جهان است. این مفهوم در سپهر رسانه، به معنای «به کارگیری همزمان، هماهنگ و چندلایه ابزارهای رسانهای، شناختی، روانی، سایبری، فرهنگی و سیاسی برای تاثیرگذاری بر ادراک، احساسات، اراده و رفتار یک جامعه است». معمولا در این نوع از جنگها، هدف اساسی و اصلی نه تصرف سرزمینها، بلکه نفود کردن و تسخیر ذهن و تغییر محاسبات مردم، نخبگان و مسئولان جامعه است. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی روی جلوگیری از « ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور» تاکید میورزند.
مهمترین ابعاد و خصوصیات جنگ ترکیبی
مهمترین ابعاد جنگ ترکیبی در این زمینه، درگیر کردن افراد در رابطه با «معنا و ادراک» است. معمولا طرفهای درگیر در یک جنگ تلاش میکنند که از طریق شبکههای رسانهای، پلتفرمهای دیجیتالی و به طور کلی فضای مجازی، واقعیت را بر اساس معنای مورد نظر خود بازتعریف کرده و ذهن مخاطبان را مدیریت کنند. قبلا در جنگهای کلاسیک، رسانه بیشتر نقش پشتیبان میدان نبرد را داشت، اما در جنگ ترکیبی، رسانه اصل و خود «میدان نبرد» است. لذا در این شرایط، رسانه بر همه ابعاد شناختی، روانی، عاطفی، احساسی، اطلاعاتی و روایتی، فرهنگی و هویتی، فناوری و سایبری، شبکهای و فراملی تاثیرات جدی دارد و در حقیقت، جامعه را از تمام جنبههای مهم مدیریت میکند. در این شرایط، اولویتها، قضاوتها، چارچوبهای تفسیری و تحلیلی تغییر پیدا میکنند و جامعه دچار تردید، شک، ابهام، سردرگمی و نهایتا بیاعتمادی میشود که خطرات بسیار زیادی را به دنبال دارد.
بنابراین میتوان گفت که مهمترین ویژگیها و ابعاد جنگ ترکیبی رسانهای عبارتند از: «چندلایهای بودن»، «چند بازیگر داشتن»، «هوشمند (ترکیب ابزارهای سخت و نرم) بودن»، «مدیریت ادراکی و شناختی»، «سرعت بالای تاثیرگذاری»، «مرزناپذیری»، «بکارگیری روایت و تصویر و نماد»، «بهرهگیری از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی» که هدف همه این موارد، تسخیر سرمایه اجتماعی، مخدوش ساختن اعتماد عمومی و بالاخره، ایجاد ترس و وحشت و مدیریت ذهنی-ادراکی جامعه است.
تسنیم: با توجه به تصریح رهبر انقلاب در باب این نکته که یکی از نقاط تمرکز دشمن در جنگ ترکیبی کنونی، ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور است، از منظر شما مهمترین شگردها و تاکتیکهای رسانهای دشمن برای ایجاد خطا و اختلال در دستگاه محاسباتی مسئولین چیست؟
بشیر: رهبر معظم انقلاب در این زمینه به مهمترین هدف جنگ ترکیبی یعنی «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» اشاره کردهاند. دشمن تلاش میکند در لایههای مهم مدیریتی کشور نفوذ کند و ذهن و ادراک افراد را در هر زمینه تحت مدیریت قرار دهد و بر اساس این مدیریت، بتواند در محاسبات اساسی آنها اختلال ایجاد کند تا نتوانند با دشمنان به شکل مناسب مواجهه و مبارزه کنند. به عبارت دیگر، میتوان گفت که هدف نهایی جنگ ترکیبی رسانهای، «وادارسازی تصمیمگیران به اتخاذ تصمیمات نادرست، دیرهنگام یا پرهزینه» است. در این جنگ، رسانه صرفاً اطلاعرسانی نمیکند، بلکه میکوشد ادراک نخبگان را مهندسی کند.
شگردهای دشمن برای ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان
در این زمینه میتوان به مهمترین شگردها و تاکتیکهای رسانهای اشاره کرد که بحث مفصلی میطلبد و در این مجال نمیگنجد. «بزرگنمایی تهدید» یکی از تاکتیکهای رایج و مهم در این زمینه است. «کوچکنمایی و تحقیر ظرفیتهای داخلی و دستاورهای ملی» از دیگر شگردها است. «ایجاد و گسترش ناامیدی با توسعه عملیات ادراکی که همه راهها را به بنبست میکشاند و راهحلهای مؤثر را بیاهمیت جلوه میدهد» از دیگر ویژگیها است. «بمباران اطلاعاتی و آشفتگی شناختی-اطلاعاتی» از دیگر شگردهای مهم در این زمینه است که بر اساس آن، تلاش میشود اخبار متناقض، تحلیلهای گوناگون، آمارهای غلط و متفاوت، شایعات و گمانهزنیها گسترش یابند و مسئولان و جامعه دچار ابهام و تردید شوند. از دیگر ویژگیهای مهم در این زمینه «ایجاد احساس فوریت در اقدام و اضطرار کاذب» است. زمان عامل مهمی برای تصمیم گیری است. ما در اینباره شاهد هستیم که گاهی جامعه فشارهای زیادی را در مورد اتخاذ یک تصمیم فوری میکند، در حالی که زمان، باید به خوبی مدیریت شود و عامل ایجاد فشار نباشد. بدون مدیریت زمان در هر اقدام نظامی میتوان جامعه را به سمت یک فاجعه سوق داد. «برجستهسازی اختلافات و شکافهای اجتماعی» از شگردهای دیگر در این زمینه است. البته اختلاف دیدگاه، گاهی طبیعی است اما نباید این اختلاف به یک بحران تبدیل شود، تعارضات سلیقهای نباید به تعارضات بنیادین اجتماعی منجر شود و دوگانههای فریبدهندهای میان مسئولان کشور ایجاد کند.
شاید بتوان گفت که «دستکاری افکار عمومی برای اعمال فشار بر مسئولان» از مهمترین ویژگیهای جنگهای ترکیبی رسانهای است. از طریق این شگرد، موجهای رسانهای ایجاد میشوند، هشتگسازیهای کاذب گسترش مییابند، کمپینهای هماهنگ تشکیل میشوند و بالاخره، روایتسازیهای گزینشی و چارچوببندی اخبار به شکلی که خواسته میشود، تدوین و انتشار مییابند. در چنین وضعیتی اخبار جعلی و اطلاعات نادرست افزایش مییابند، نقلقولهای ساختگی ایجاد میشوند، تصاویر و ویدئوهای تحریفشده ساخته میشوند و دادههای آماری غیرمعتبر توسعه پیدا میکنند. همه آنچه که گفته شد، موجب بیاعتمادی جامعه به مسئولان کشور میشود و این، بزرگترین ضربه جنگ ترکیبی رسانه است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
تسنیم: در شرایط جنگ ترکیبی فعلی، چگونه میتوان در برابر عملیاتهای رسانهای فریبنده دشمن که با هدف ایجاد خطا و اختلال در دستگاه محاسباتی مسئولین کشور انجام میشوند، مصون ماند؟
بشیر: در تمام جنگهای ترکیبی رسانهای، مهمترین و اصلیترین سرمایه هر نظام سیاسی، نه صرفاً قدرت سخت نظامی است، بلکه «سلامت دستگاه محاسباتی و توان تصمیمگیری صحیح مسئولان و نخبگان» کشور است. دشمن تلاش میکند این دستگاه محاسباتی را دچار اختلال کند، آن را مخدوش و ابهامآمیز سازد و این کار را الزاما با غلبه نظامی انجام نمیدهد، بلکه با عملیات روانی ترکیبی به وجود میآورد. به همین دلیل، رهبر معظم انقلاب اسلامی مهمترین نقطه حساس جنگ ترکیبی یعنی «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور» را مورد توجه جدی قرار دادهاند که امروزه با شرایط کنونی کشور و جهان به شدت باید به آن اهتمام داشت.
اصلیترین سرمایه هر نظام سیاسی در جنگهای ترکیبی رسانهای
در اینباره میتوان به چند نکته مهم اشاره کرد. «تفکیک واقعیت از روایتهای منتشرشده» جزو مواردی است که میتواند محاسبات مسئولین را دچار اختلال کند. دشمن در این زمینه تلاش میکند که واقعیت را به شکل گزینشی مطرح و آن را در چارچوب معنایی خاصی تدوین کند، برخی از موارد را برجستهسازی و هژمونیک سازد و برخی را به حاشیه براند تا روایت خاصی از واقعیت ایجاد کند و در نهایت، روایت خود را به عنوان روایت واقعی به مسئولان عرضه کند تا بر اساس آن تصمیمگیری صورت پذیرد. این وضعیت معمولا زمانی ایجاد میشود که مسئولان به یک یا چند منبع خاص اطلاعاتی تکیه میکنند، راستیآزمایی را فراموش میکنند، به دلیل نیاز و سرعت در اقدام، عجولانه تصمیم میگیرند، آیندهنگری را به شکلی تقلیلگرایانه مورد توجه قرار میدهند، به زمان حاضر، بیش از آینده اهتمام میورزند و نهایتا تحلیلهای همسو با پیشفرضهای خود را بیشتر مورد پذیرش قرار میدهند. در چنین شرایطی البته باید با بصیرت و درایت، تصمیمگیری کرد تا از غرق شدن در هیجانات و فشار رسانهای جلوگیری شود و هر اقدامی با عقلانیت و تدبیر همراه باشد.
ضرورت آشنایی عمیق مسئولین با سواد رسانهای و اطلاعاتی
شاید یکی از نکات مهم در این زمینه که کمتر مورد توجه مسئولان کشور قرار داشته، آشنایی عمیق با «سواد رسانهای و اطلاعاتی» است. مسئولان کشور برای دور شدن از خطای محاسباتی به ویژه در قرائت روایتهای رسانهای، باید آموزشهای سواد رسانهای و اطلاعاتی را مورد توجه جدی قرار دهند. خطای محاسباتی اگرچه برای مسئولان میتواند فاجعهبار باشد، برای جامعه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. جامعه باید با چشمانی باز و آگاه، ارزیابی دقیقی از عملکرد مسئولان داشته باشد، از وضعیت جهانی و منطقهای آگاه باشد و آیندهنگری کشور را مورد توجه قرار دهد. در این زمینه «تابآوری شناختی» مسئله مهمی است. کما اینکه پرهیز از افراط و تفریط، کوچکنمایی و بزرگنمایی هم اهمیت دارد. مسئولین باید فرصتها و تهدیدها را به خوبی بشناسند و موضعگیریهای خود را بر اساس عقلانیت و واقعیتهای عینی تنظیم کنند. در حقیقت، مسئولین در کنار «تابآوری ذهنی» باید ارتباط مستقیمی با واقعیتهای میدانی داشته باشند تا دچار خطای محاسباتی و موضعگیریهای نادرست نشوند.